رفتن به محتوای اصلی

آیا توافق هسته ایی ایران مانع همکاری منطقه ایی می شود؟

علارغم توافق هسته ایی بین ایران و شش قدرت جهانی به نظر می رسد که احتمال برقراری رابطه دوجانبه بین ایران و عربستان در کوتاه مدت اگر غیر ممکن نباشد حداقل بسیار ضعیف است.
Iran's Deputy Foreign Minister Hossein Amir-Abdollahian speaks during a news conference in Moscow, Russia, September 22, 2015. Amir-Abdollahian said on Tuesday his country had no troops or military advisers in Syria or Yemen, the RIA news agency reported. REUTERS/Maxim Zmeyev - RTX1RTQL

توافق هسته­ای ایران و 1+5، طرح گمانه­های تحول در روابط ایران با کشورهای عربی را سرعت بخشید. سخن از تأثیر توافق هسته­ای بر سیاست منطقه­ای ایران البته به شدت و حدت کم­نظيری حتی پیش از توافق یادشده به ویژه در رسانه­ها و مراکز پژوهشی عربی مطرح بوده و هست. ­اما آنچه امروزه تحول در روابط یادشده را دوباره به مسئله­ای مهم تبدیل کرده است، واقعیت یافتن توافق هسته­ای، سفرهای منطقه­ایِ وزیر خارجۀ ایران، ظریف، و همچنین ابتکار وی برای گفتگوی ایران و GCC است که بنابر گزارش­ها از سوی قطر با جدیت پیگیری می­شود. اما همه می­دانند مهمتر از جدیت قطر، واکنش ریاض به ابتکار تهران و فراتر از آن، تصوّر ریاض از آیندۀ رابطه با تهران است. ریاض از یک سو جنگ در یمن را به سطح جنگ زمینی کشانده و حمایت از اپوزیسیون سوریه را به شدت افزایش داده است و از سوی دیگر نه تنها استقبال شایانی از توافق هسته­ای – جز پس از سفر ملک سلمان به واشنگتن – نکرد بلکه در واکنش به افزایش کنش­های دیپلماتیک تهران در منطقه، در سطوح رسمی و غیررسمی، از آنها به دیدۀ شک سخن گفت.  بنابراین باید به این پرسش پاسخ گفت که چرا تحول در روابط تهران – ریاض دشوار و حتی در کوتاه­مدت غیرممکن است. در پاسخ پنج عامل در تبیین چرایی دشواری تحول مطرح می­شود.

نخست آنکه در روابط تهران – ریاض، امنیت­زایی مهمترین کارویژه­ای است که دو طرف از یکدیگر انتظار داشته­اند. امنیت­زایی شامل سطوح ملی و نیز گزینه­های استراتژیک در سطح منطقه­ای می­شود. در سطوح ملی، عدم تحریک و حمایت از اقلیت­ها و یا پشتیبانی از تحرکات گریز از مرکز و در سطح منطقه­ای، عدم تحرک علیه متحدان منطقه­ای طرف مقابل و عدم مقابله با گزینه­های استراتژیک آن مورد توجه بوده است. اگرچه در سطح ملی دو طرف تحرکاتی جدی علیه یکدیگر اتخاذ نکرده­اند، اما در بُعدِ منطقه­ای، امنیت­زدایی و یا تصوّر امنیت­زدایی به سطح  بی­سابقه­ای رسیده است. دو کشور علیه گزینه­ها و متحدان استراتژیک یکدیگر اقدام کرده و می­کنند. محورهای رویارویی را می­توان در سوریه و یمن دید. در سوریه عربستان برای سرنگونی بشار اسد و تضعیف حزب الله لبنان، سرمایه­گذاری گسترده­ای کرد. در مقابل، ایران در مقابل کنشِ عربستان، حمایت از دولت سوریه را به سطح بی­سابقه­ای رساند. در یمن ایران از انصارالله به عنوان جنبشی مردمی و مستقل از اولویت­های یمنیِ ریاض، حمایت کرد. در مقابل، عربستان یک کمپین هوایی و زمینی برای سلب قدرت از انصارالله به راه انداخت. رقابت­ها در عراق، بحرین و لبنان نیز گسترش یافته و فضای ناامنی را تشدید کرده است. بنابراین، مهمترین کارویژۀ روابط تهران – ریاض در شرایط فعلی برای دو طرف کار نمی­کند و دو طرف و به ویژه ریاض امید ناچیزی به تأثیر بهبود روابط بر این وضعیت امنیت­زدا دارند.

دوم آنکه دو طرف خاورمیانه را در شرایط گذار و سیالیت می­نگرند و تحلیل می­کنند. در چنین شرایط امکان گذار از ذهنیت­های مبتنی بر راه­حل­های با حاصل جمع صفر دشوار است. شرایط گذار خود موجد ذهنیتِ یاد شده است. از سوی دیگر تاریخ روابط دو کشور مبتنی بر همین ذهنیت بوده است. تفاوت دورۀ پس از توافق در آن است از یک سو ذهنیتِ غلبۀ دیپلماتیک و ژئوپلیتیکِ ایران در سطح بین­المللی و احتمالات منطقه­ای آن، ریاض را بیمناک کرده است و از سوی دیگر تهران تحرکِ مستقیم ریاض در یمن و تشدید کنشِ آن در سوریه را نمی­تواند بپذیرد و آن را در چارچوب ذهنیِ برد – برد جای دهد. بنابراین، توافق هسته­ای نه تنها کمکی به بهبود رابطه در دورۀ گذار نکرده است بلکه دو طرف را بیش از پیش علیه یکدیگر تحریک کرده و می­کند.

سوم آنکه توازن امنیتی دیرین خاورمیانه میان ایران و عربستان، حداقل از منظر رسیدن ایران به توافق هسته­ای با غرب، دچار مشکل شده است. این نکته به ویژه برای ریاض نگران کننده است. ارادۀ سیاسی برای تحول در روابط دوجانبه در شرایط عدم توازن امنیتی شکل نمی­گیرد. زیرا سیاست در خاورمیانۀ پرتلاطم، بُعد امنیتی غالبی دارد. این نکته به ویژه در نگاه به تاریخ روابط سیاسی ایران و عربستان صحت دارد. به عبارتی، تأمین نیازمندی­های امنیتی عینی و یا ذهنی دو طرف است که موجد ارادۀ سیاسی لازم برای مرتفع کردن اختلافات است. تأمین همین نیازمندی­ها در اواخر دهۀ 1990 و اوایل دهۀ 2000، بهبود روابط را موجب شد. در دورۀ نوین اما توافق هسته­ای، توازنِ امنیتیِ دیرینِ خاورمیانه را از طریق مرتفع کردنِ نگرانی­های دیرین تهران از گزینۀ نظامی واشنگتن از میان برده است. بنابراین، ریاض، که همواره امنیت خود را به واشنگتن و رویکردِ تخاصمیِ آن به ایران گره زده بود، نه تنها احساس امنیت بیشتر نمی­کند بلکه به دلیل تشدید تصور ناامنی، خریدهای تسلیحاتی خود را گسترش داده، رویکردهای خصمانۀ خود در یمن و سوریه را تشدید کرده و از واشنگتن خواستار ضمانت­هایی در برابر توافق هسته­ای می­شود.

عامل چهارم، تفاوت اولویت­های دو طرف در دورۀ پس از توافق هسته­ای است. ایرانِ رها شده از چالش­انگیزترین پروندۀ دیپلماتیک تاریخ معاصرش، مبارزه با تروریسم را در رأس اولویت­های سیاست منطقه­ای خود قرار داده است. در این راستا ظریف از یک سو ابتکارهای ایران برای حل وفصل بحران­های یمن و سوریه را با دیپلماسیِ منطقه­ای فعال­تری پیگیری می­کند و پیشنهاد گفتگوهای ایران و GCC را مطرح می­کند. در مقابل، ریاض همچنان اولویتِ مقابله با قدرت منطقه­ای ایران را هدف گرفته است. به همین دلیل افزون بر جنگ مستقیم در یمن علیهِ انصارالله و متحدانِ یمنیِ آنها، کمک­های خود به اپوزیسیون مسلح سوریه – از جمله جریان­هایی که در اولویتِ ایرانیِ مبارزه با تروریسم جای می­گیرند – را افزایش می­دهد. بنابراین اختلاف ویا تضاد اولویت­ها مانعی دیگر در برابر بهبود روابط دوجانبه است.

واپسین عامل انتظار تغییر است که دو طرف از رفتارهای یکدیگر در دورۀ پس از توافق دارند. از یک سو عربستان از زبان وزیر خارجه، انتظارات خود از سرریز نکردنِ سودهای مالیِ ایران از توافق هسته­ای به خاورمیانه و امید خود به تخصیص آنها به توسعۀ ایران را مطرح می­کند و چهره­های رسمی و غیررسمیِ سعودی خواستار تغییر رفتارهای استراتژیک ایران در خاورمیانه هستند. در مقابل، به نظر می­رسد ایران که تکیۀ عربستان بر گزینه­های واشنگتن را در طول دهه­های گذشته تجربه کرده است، انتظار تحول در رویکرد ریاض به تهران را پس از توقف تهدیدهای جدیِ غرب علیه ایران دارد. انتظار تغییر به عاملی متقابل تبدیل شده است. انتظارات متقابل مانع هرگونه تحرک جدی برای رفع اختلافات می­شود.

مجموع عوامل یادشده، در کوتاه مدت مانع تغییر جدی در روابط تهران – ریاض خواهد بود. البته به بن­بست رسیدنِ راه­حل­های نظامی برای بحران­های اصلی خاورمیانه، که تهران و ریاض را رودرروی یکدیگر قرار می­دهد و گسترش تحرکات بین­المللی در پرونده­های به بن­بست رسیده و به ویژه ایفای نقش موازنه­گرترِ جامعۀ جهانی در تعامل با بازیگران منطقه­ای، می­تواند دو طرف را در میان­مدت به سوی تعامل جدی­تر سوق دهد.