رفتن به محتوای اصلی

ایران: آمریکا زمان دارد٬‌ روحانی ندارد

اگررئیس جمهور ایران پیشنهاد مفیدی در مذاکرات ژنو به ایالات متحده بدهد٬‌ این کشور باید آنرا بپذیرد و بر اساس آن با ایران بر سر مسائل منطقه ای و حمایت اش از گروه های تروریستی گفتگو کند.
Iran's President Hassan Rouhani (C) is approached by staff members after a news conference in New York September 27, 2013.  New Iranian President Rouhani said on Friday he wanted talks with major powers on Iran's nuclear program to yield results in a short period of time and that the improved mood in U.S.-Iranian relations could lead to better ties.  REUTERS/Adrees Latif (UNITED STATES - Tags: POLITICS ENERGY) - RTX142AH

این هفته ایالات متحده و متحدینش دور تازه ای از مذاکرات با ایران را آغاز می کنند. این بار با امیدواری بیشتر که نتیجه انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری و اظهارت مکرر او درباره تمایل دولتش به پایان دادن به بن بست  پرونده هسته ای است.

یکی از پیش فرض های اساسی آمریکا در رویکردش در این مذاکرات همواره این بوده که غرب وقت ندارد ولی ایران دارد. به همین دلیل ایالات متحده همواره تاکید کرده که این مذاکرات نمی تواند زیاد طول بکشد. منطق نهفته در این استدلال این است که ایرانیان بیشتر به فکر حفظ برنامه اتمی شان هستند تا حذف تحریم ها. هدف آنها این است که جلوی بدتر شدن شرایط -اقدام نظامی آمریکا یا اسرائیل علیه ایران و یا تحریم های بیشتر- را بگیرند و همزمان به غنی سازی اورانیوم ادامه دهند تا به دستیابی به «ظرفیت ناگهانی» نزدیک و نزدیکتر شوند. (ظرفیت ناگهانی توانایی دستیابی سریع به بمب اتمی است. با وجود اینکه عبارت «سریع» تعریف نشده است و معنای آن هر روز تغییر می کند٬‌ غالبا به معنی «سریعتر از اینکه غرب بتواند مانع آن شود» تفسیر می شود.)

چنین تصوری اشتباه نبود. درگذشته دلایل خوبی برای باور به صحت این حرف وجود داشت. اما امروز شواهدی در دست است که نشان می دهد چنین فکری از اساس غلط است و این ایران -و به خصوص روحانی- است که تحت فشار گذر زمان است.

اجازه بدهید با ایران شروع کنیم. بدون شک روحانی تلاش می کند وضعیت ایران را -چه از لحاظ داخلی و چه از لحاظ خارجی- تغییر دهد. به طور مشخص او قطعا به دنبال توافقی با غرب بر سر پرونده هسته ای است. توافقی که در آن حداقل٬ کوتاه آمدن نسبی ایران در مورد غنی سازی اورانیوم لحاظ شود و در ازای آن تحریم ها برداشته شود. او احتمالا قصد دارد از این نیز بیشتر جلو برود و تا کنون چنین پیشنهاداتی نیز داده است.

دیدگاهی که روحانی را «گرگی در لباس گوسفند» می خواند و در واقع هیچ تغییری در رفتار ایران  نمی بیند٬‌ به سادگی با واقعیت همخوانی ندارد. اینجا زمان و محل مناسبی برای تحلیل همه شواهد وجود ندارد. در واقع شواهد بیشتر از آنند که در یک نوشته کوتاه بتوان به آن پرداخت. علاوه بر این در آستانه شروع مذاکرات بین ایران و ۱+۵ هستیم و موضع ایران مهمترین شاهد برای نظریه ما خواهد بود. ذکر این نکته که شواهد موجود نشان می دهند روحانی سرسختانه به دنبال تغییر است و این رویکرد برایش هزینه هایی در داخل دربر داشته است٬‌ کافی است. او مرتبا مورد حمله تندروهای داخلی قرار گرفته است. کسانیکه تمایلی به توافق با غرب ندارند. اما روحانی با درک اهمیت چنین توافقی در برابر این حملات موافقت کرده است. او دوبار علنا اعلام کرده که می‌خواهد زود با غرب به توافق برسد -به عنوان مثال یک بار از مدتی بین سه تا شش ماه اشاره کرد- چرا که اگر نتواند در کوتاه مدت به آیت الله خامنه ای و رقبای تندرو اش نشان دهد توان انجام توافقی تضمینی با گرفتن امتیاز از غرب را دارد٬‌ آنها از این شکست او برای تنگ کردن  فضای مانور دادن او در آینده استفاده خواهند کرد.

در واقع نکته عجیب اینجاست که روحانی حل پرونده هسته ای را اولین اولویت و اقدام دولتش تعریف کرد. در واقع اکثر سیاستمداران ترجیح می دهند با مسائل کوچکتر داخلی مربوط به اقتصاد یا نظام سیاسی داخلی شروع کنند تا بتوانند با کسب چند پیروزی کوچک جایگاه سیاسی خود را پیش از پرداختن به یک آزمون سیاسی بزرگ٬ تقویت کنند.

علاوه بر این٬‌ او روی  مسئله ای در سیاست خارجی دست گذاشته است که در سال های اخیر حل نشدنی به نظر می رسید که این نشانه تفاوت اساسی او با جناح تندروی قدرتمند داخل حکومت ایران است. لازمه سیاست او تعاملی با غرب است که ممکن است رهبر ایران هم با آن موافق نباشد و بستگی به این دارد که کشوری که ایران آن را همیشه دشمن خود خوانده است (آمریکا) اقدامی صحیح را انجام دهد. این یک قمار بسیار بزرگ است که همانطور که گفته شد باید همزمان این احساس را که او درباره توافق با غرب جدی است و اینکه او احتمالا حاضر است در این راه امتیازاتی بدهد را تقویت کند. اما این امر تایید می کند که روحانی٬ خود باید سریعتر به نتیجه برسد. در غیر این صورت به خاطر اشتباهاتش٬ قدرتش به عنوان رئیس جمهور آسیب می بیند.

اما از دیدگاه ما٬‌ اتفاقات سال های گذشته دلیل محکمی است برای سنجش دوباره فرضهایمان درباره استراتژی هسته ای ایران. مهمتر از همه٬‌ اینکه ایران در سال های گذشته به طور مرتب از دستیابی به سلاح هسته ای در کوتاه ترین زمانی که برایش ممکن بوده است اجتناب کرده است. در ابتدا عده ای از این واهمه داشتند که زمانیکه ایران غنی سازی اورانیوم را در مقیاس بالا شروع کند٬ می تواند به سادگی مقدار لازم اورانیوم غنی شده ( ٪۹۰ یا بیشتر)‌ برای ساخت بمب اتمی را به دست بیاورد و بعد یک بمب اتمی (به صورت آزمایشی) منفجر کند. ایران در سال ۲۰۰۸ به این قابلیت دست یافت ولی بمبی نساخت. سپس ترس از این وجود داشت که زمانیکه ایران به میزان کافی انباشته اورانیوم کم غنی شده ( با خلوص ٪۳/۵) داشته باشد٬‌ سریعا اورانیوم را به میزان لازم برای ساخت بمب غنی سازی می کنند و بمب می سازند. ایران از این حد نیز در سال ۲۰۱۰ عبور کرد و باز هم بمبی نساخت.

این رفتار مهم است چراکه نشان می دهد هر اقدام تهران٬ سریع به پرونده هسته ای -که بدون شک هدفش آمادگی برای ساخت سلاح هسته ای است نه برنامه صلح آمیز برای تولید الکتریسیته- ارتباط داده می شود. تهران چند بار توانایی ساخت بمب اتمی را داشته و آگاهانه این کار را نکرده٬‌ با این وجود در پنج سال گذشته به رقابت هسته ای متهم شده است. آموس یالدین٬‌ رئیس پیشین اطلاعات ارتش اسرائیل و یوئل گوزانسکی٬‌ کارشناس هسته ای اسرائیلی خوستار توجه همه به این الگو شده اند با اشاره به اینکه: «ایران قصد ندارد در اسرع وقت به بمب اتمی دست یابد٬‌ چرا که به نظر می رسد از عواقب  منفی استراتژیک چنین اقدامی آگاه شده است.»

اینکه چرا ایران تصمیم نگرفته به برنامه هسته ای اش ادامه دهد و سلاح هسته ای بدست آورد٬ یک راز باقی خواهد ماند. اما حداقل چهار عامل مهم که با هم رخ دادند می توانند  تهران را قانع کرده باشد که  چنین کاری نکند: خطر حمله نظامی اسرائیل و (بیشتر از آن) آمریکا، ترس از اینکه ایالات متحده اقدامات پنهانی و حمله های سایبری اش علیه ایران را افزایش دهد٬‌ ترس از اینکه عربستان نیز بخواهد به بمب دست یابد و مهمترین عامل به نظر من ترس از اینکه چین و هندوستان به تحریم های غرب علیه ایران بپیوندند٬‌ چرا که می دانند این دو کشور با وجودیکه با اقدام نظامی علیه ایران موافق نیستند٬‌ ایران مسلح به بمب هسته ای را نیز تحمل نخواهند کرد.

آنچه درباره این عوامل اهمیت دارد این است که همه آنها مستحکمند. اگر این عوامل در پنچ سال گذشته توانستند ایران را از رسیدن به سلاح هسته ای دلسرد کنند٬‌ در سالهای آینده نیزاحتمالا خواهند توانست. در واقع در بهار سال ۲۰۱۳ هم باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا و هم بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل اعلام کردند که ایران دست کم یک سال از روزی که تصمیم به ساخت بمب هسته ای بگیرد تا دستیابی به آن فاصله دارد ( تصمیمی که تا کنون گرفته نشده است). زمانی طولانی -احتمالا چند سال- طول می کشد تا ایران به این مرحله نزدیک شود. بنابراین اگر عقیده داشته باشیم ایران در حال خریدن زمان برای نزدیک شدن به این مرحله است -ادعایی که با رفتار روحانی هم خوانی ندارد ولی شاید با رفتار تندروها داشته باشد- دلیل ندارد از اینکه این زمان نزدیک است هراسی داشته باشیم.

این استدلال قصد خوشبینی و دست کم گرفتن ایران را با این فرض که ما الان از موضع بالا با آنها مذاکراه می کنیم را ندارد. ما مشخصا نمی دانیم در حال حاضر روحانی چه می خواهد و چه چیزی را به عنوان پیشنهاد روی میز مذاکره قرار می دهد. همچنین ما نمی دانیم آیا او می تواند توافقی را که برای ما قابل پذیرش باشد به رهبر ایران و تندروهای داخلی بقبولاند یا نه. ولی او بهترین موقعیت برای حل مسالمت آمیز یکی از بزرگترین مشکلات جهان را نمایندگی می کند. اگر او پیشنهاد مناسبی به ما بدهد ما باید بپذیریم و امیدوار باشیم که بتوان بر این اساس بر سر دیگر رفتارهای دردسرساز ایران مانند دفاعش از گروه های تروریستی با این کشور به توافق برسیم. ما باید سریعتر اقدام کنیم نه به این دلیل که خودمان نیاز به این کار داریم٬‌ بلکه به این دلیل که او نیاز دارد.

کنت ام پولاک٬‌ عضو ارشد موسسه بروکینگ و نویسنده کتاب غیرقابل باور: ایران٬‌ بمب و استراتژی آمریکا که به تازگی منتشر شده است.

Start your PRO membership today.

Join the Middle East's top business and policy professionals to access exclusive PRO insights today.

Join Al-Monitor PRO Start with 1-week free trial