رفتن به محتوای اصلی

ایرانیان چه میزان تغییر را واقعاً می‌خواهند؟

ایرانیان خیلی چیزها می‌خواهند. آن‌چه نمی‌خواهند، این است که به آن‌ها گفته شود رأی‌شان اهمیتی ندارد یا به حساب نمی‌آید.

Iranian voters queue to cast their vote for both parliamentary elections and the Assembly of Experts at polling station in Tehran on February 26, 2016.


Iranians began voting across the country in elections billed by the moderate president as vital to curbing conservative dominance in parliament and speeding up domestic reforms after a nuclear deal with world powers. / AFP / ATTA KENARE        (Photo credit should read ATTA KENARE/AFP/Getty Images)

بشوی، آب‌بکش و تکرار کن! اگر شما یک سیاستمدار در ایران باشید و بخواهید نامزد یک انتخابات شوید، بهترین چیز برای شما همراه‌داشتن تأیید خاتمی است. محمد خاتمی را می‌گویم؛ کسی که زمانی برای دو دوره به ریاست جمهوری برگزیده شد اما امروز ممنوع الخروج محسوب می‌شود و بردن نام و نشان‌دادن چهره‌اش در رسانه‌های داخلی ممنوع است. مشکلی نیست! دست خاتمی کافی‌ست: پوسترهای انتخاباتیِ لیست‌های اصلاحات و معتدلین در هفته گذشته تنها دست‌هایش را نشان دادند که با انگشتر او قابل تشخیص بودند. مردم معنای آن را می‌دانستند. این کار، هم نشانگر حمایت او از نامزدها بود و هم یک «بیلاخ» از سوی اصلاح‌طلبان به کسانی که بر خطرناک بودن خاتمی و لزوم پنهان‌کردن مشخصه‌های مربوط به او از دید عموم، پای می‌فشردند.

ایرانی‌ها در بیلاخ نشان‌دادن خیلی ماهر هستند: آن‌ها این کار را سه سال قبل نیز به صورت ‌دسته‌جمعی انجام دادند. همین خاتمی، تنها چند روز قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ -آن‌قدر که برای انتقال یک پیام کافی باشد ولی نه به قدری که تندروها زمان لازم برای مقابله را بیابند- حسن روحانی را تأیید کرد که چهره‌ای کمتر شناخته شده بود و از رأی‌دهندگان خواست که صدای خود را به گوش‌ها برسانند. آنان نیز، شاید حتی برای نشان‌دادن بیلاخ به کسانی که در خارج و داخل ایران مدعی بودند انتخابات ایران هیچ اهمیتی ندارد، به دعوت خاتمی پاسخ مثبت دادند. این بار نیز او یک لیست بلندبالا از نامزدها را -که نام‌شان می‌بایست توسط رأی‌دهندگان با دست بر برگه‌های رأی نوشته می‌شد- به کمک یک پیام ویدیویی در اپلیکیشن پیام‌رسان محبوب تلگرام، تأیید کرد. برای محکم‌کاری، این ویدیو روی شبکه یوتیوب نیز که در ایران فیلتر است اما می‌شود به کمک وی‌پی‌ان مشاهده‌اش کرد، آپلود شد. یک بار دیگر همان داستان شست‌وشو و آب‌کشی تکرار شد.

همواره چیزهایی هست که از نظر برخی نمایندگان مجلس، آن‌ها که هم ایرانیان و هم خارجی‌ها، آنان را تندرو می‌دانند، حرام محسوب می‌شود. بعضی از آن‌ها حتی اعضای کابینه روحانی را تهدید کرده‌اند. این امر، یک مخالفت ساده با توافق هسته‌ای نبود، بلکه تهدید به قتل و دفن در میان بتون‌ها بود که یک نماینده مجلس، احتمالاً مرتبط با تونی سوپرانو، [رئیس یک باند خلافکار در سریال سوپرانوها] آن را مطرح کرد و بحث شوخی هم در میان نبود. در زمان نوشتن این مقاله و تا جایی که آرا شمرده شده‌اند، به نظر می‌رسد که مجلس از لکه‌های این‌چنینی شسته و آب‌کشیده شده است. تندروها در ۳۰ کرسی استان تهران در مجلس به کلی محو شده‌اند. اندکی از آنان در کلیت مجلس مانده‌اند اما اگر نگوییم به‌کل خلع سلاح شده‌اند، دست‌کم می‌شود گفت که تأثیرشان اندک است. هر لکه دیگری، حتی سمج‌ترین آن‌ها، با همین چرخهٔ شستن و آب‌کشیدن و تکرار کردن در نهایت محو خواهد شد. این چیزی است که رأی‌دهندگان می‌خواهند و همان کاری است که با نهاد حکومتی دیگر، یعنی مجلس خبرگان انجام داده‌اند.

بر خلاف نامگذاری‌های جورج اورولی، این مجلس تنها در یک حالت واقعاً مهم و قدرتمند است: مرگ یک رهبر. آن زمان است که مجلس خبرگان، رهبر بعدی را تعیین می‌کند. چیزی که تنها یک بار در تاریخ ۳۷ ساله جمهوری اسلامی اتفاق افتاد. وظیفه دیگر آن که نظارت بر عملکرد رهبر است، در بهترین حالت، یک عمل فرمالیته است. مقاله‌های بسیاری در هفته‌های گذشته درباره اهمیت این انتخابات نوشته شده، زیرا آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر کنونی، ۷۶ ساله است و مجلس خبرگان بعدی دوره‌ای هشت‌ساله دارد که احتمالاً مسئولیت انتخاب رهبر بعدی را بر عهده می‌گیرد. من شک دارم که این تنها دلیل آمدن اکثر ایرانیان به صحنه برای از دور خارج کردن بیشتر تندروهای مجلس باشد. آیت‌الله‌ها عموماً عمری طولانی دارند و جوانان ایران نیز که بیشترین رأی‌دهندگان (و اکثریت جمعیت کشور) را تشکیل می‌دهند، مسائل روحانیت را با جدیت چندانی دنبال نمی‌کنند. با این حال آنان برخی از چهره‌های معروف مجلس خبرگان را خوب می‌شناسند. به‌ویژه، آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، معروف به «تمساح»، که نه تنها به دلیل اظهاراتش درباره عدم اهمیت رأی مردم در نظام اسلامی، بلکه به دلیل حمایت از محمود احمدی‌نژاد و ایستادگی در برابر هر گونه تفکر نو و روشنگرانه، از سوی اصلاح‌طلبان سرزنش می‌شود. اما نظر آنان این بار اعمال شد و او پاسخ حمله به خاتمی -که از سوی او متهم به حمایت تظاهرات‌ گسترده در پی انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ شد- بلکه همچنین [حمله به] آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، «کوسه‌»ای که به راحتی یک انتخابات مجدد را برد و حامی قوی ایرانیان عمل‌گرا، اگر نگوییم آزادی‌خواه، است را گرفت. [ایرانی‌ها] می‌دانند که تندروترین طیف محافظه‌کاران برای کشور هیچ چیز غیر از بدنامی و انزوا به ارمغان نیاورده‌اند. وقتی شمارش نهایی تمام شود، محافظه‌کاران بسیاری در مجلس خبرگان خواهند بود و آیت‌اللهِ تندرو مشهور، احمد جنتی، در میان آن‌هاست اما بیلاخ جمعی رأی‌دهندگان به کسانی مانند مصباح یزدی، چیزی است که به راحتی فراموش‌اش نخواهند کرد. بشوی، آب‌ بکش و تکرار کن!

SUBSCRIBER EXCLUSIVE

Continue reading this exclusive analysis

Original reporting and analysis unavailable elsewhere. Subscribe to AL-MONITOR to read this story and access everything we publish