رفتن به محتوای اصلی

صهیونیست مدرن بودن چه مفهومی دارد؟

واژه صهیونیسم در دهههای گذشته مورد استفاده و سوءاستفاده سیاستمداران اسراییلی، به ویژه قبل از انتخابات قرار گرفته است. به نظر میرسد که این واژه نیازمند بازتعریف از دیدگاه مدنی است.
Israel's Prime Minister Benjamin Netanyahu speaks to the media while standing in front of a portrait of Theodore Herzl, the father of modern Zionism, during a visit to the Independence Hall in Tel Aviv October 14, 2010. The building was where Israel's declaration of independence was first read by its first Prime Minister David Ben-Gurion. REUTERS/Lior Mizrahi/Pool (ISRAEL - Tags: POLITICS) - RTXTG5P

انتخابات ۲۰۱۵ اسراییل می‌رود تا لقب صهیونیستی‌ترین انتخابات را در تاریخ این کشور به خود اختصاص دهد. این که اسحاق هرزوق رهبر حزب کارگر و زیپی لیونی رهبر حزب هانوتا تصمیم گرفته‌اند تا لیست مشترک انتخاباتی خود برای پارلمان اسراییل (کنست) را «کمپ صهیونیست» بنامند، در واقع تقابلی است با جناح راست بر سر کسب عنوان کمپین انتخاباتی مبارزات صهیونیستی در کشور. جناح راست با توجه به اظهارات پیشین و کارنامه اعضای «کمپ صهیونیست»، اعتبار افراد موجود در لیست را زیر سوال برده است. یکی از مصداق‌های مورد اشاره حزب لیکود، این حقیقت است که زهیر بهلول روزنامه نگار عرب در مراحل مقدماتی کمپ صهیون خوب درخشیده و یکی از شانس‌های راه‌یابی به کنست از این ائتلاف محسوب می‌شود. صدای اعتراض آن‌ها به این دلیل بلند شده که چگونه ائتلافی به خود اجازه می‌دهد تا از اسم صهیون استفاده کند، در حالی که یکی از اعضای آن در روز استقلال دولت یهود، حتی نمی‌تواند سرود ملی اسراییل را که در بر دارنده سال‌ها آرزوی یهودیان برای دسترسی دوباره به کوه مقدس صهیون است، بخواند.

از سوی دیگر، واژه کمپ صهیونیست که مانند بسیاری از موارد مشابه در اسراییل، به عنوان پدیده‌ای موقت شروع شد و سپس دائمی گشت، مجادله‌ای را در جناح چپ در مورد روح صهیونیسم و اثر گذاری آن بر جامعه اسراییل دامن زده است. یکی از رهبران این مجادله، آوراهام بورگ (موسوم به آوروم)، رییس سابق موسسه آژانس یهودیان، رییس سابق کنست است که پدرش یوسف بورگ، رییس و بنیان‌گذار حزب ملی مذهبی بود. آوروم بورگ طی مقاله‌ای که در تاریخ هشتم ژانویه توسط روزنامه هاآرتز به چاپ رسید، نوشت که نقش جنبش صهیونیستی با استقرار اسراییل به پایان رسیده و می‌بایست با «اسراییلیسم» تعویض شده و ادامه می‌یافت؛ چرا که اسراییلیسم موجودیتی مبتنی بر برابری شهروندان اسراییلی است و می‌تواند تضمین کننده مشروعیت یهودیان در آینده باشد.

بورگ که شب پیوستن‌اش به حزب یهودی - عربی هاداش، مصادف با ورود آن به لیست ائتلاف احزاب عربی بود، اسراییلیسم را به عنوان پدیده‌ای برای ترمیم زخم بی‌عدالتی‌های جدی تحمیل شده به فلسطینیان توسط صهیونیسم پیشنهاد کرد. وی با طرح این سوال که «چرا ما نیاز داریم که تعریفی از صهیونیسم ارائه بدهیم؟»، خود چنین پاسخی را عنوان کرد: «مگر این که بخواهیم بی عدالتی و محرومیت از حقوق مدنی را که توسط ایدئولوژی انجام شده، تثبیت کنیم. آن هم یک ایدئولوژی که به تمامی اهداف خود دست یافته و از زمان انقضایش نیز گذشته است».

 شالوم (شولی) دیختر که در سال‌های اخیر یک سازمان غیر دولتی به نام «دست در دست» را مدیریت می‌کند و سازمانش یکی از حامیان تحصیل دو زبانه عربی – عبری است و مضاف بر این، یک دهه جزو مدیران سازمان غیر دولتی دیگری به نام «سیکوی» با هدف برابری حقوق اجتماعی بود، گفت که با صهیونیسم بدرود نخواهد گفت. عضو کیبوتص (دهکده اشتراکی) «مانیت»، در مصاحبه با المانیتور این ایده را که صهیونیسم تنها چارچوب ساخت کشور است، رد کرد و گفت که جنبش صهیونیستی حتی قبل از تشکیل کشور اسراییل موفق نشده بود تا روش صحیحی برای ساخت خانه ملی یهودیان در خاک اسراییل به کار گیرد.

از دیدگاه دیختر تنگ نظری از همان ابتدا به جدایی و راه نامناسب در صهیونیسم مشروعیت بخشید. او با ذکر این که «چرخ‌های تاریخ را نمی‌توان به عقب برگرداند»، ادامه داد: «حتی اگر دعوت به کنار گذاشتن صهیونیسم کرده، به جلو نگاه کنیم در حالی که مسوولیت نسبت به گذشته را زدوده‌ایم تا به عنوان یک فرد عذاب وجدان نگیریم، راه حل سیاسی خوبی انتخاب نکرده‌ایم. پاک کردن نشان صهیونیسم از پیشانی من، بی‌عدالتی را پاک نمی‌کند؛ تنها به نادیده گرفتن آن کمک می‌کند». صهیونیسم دیختر بر خلاف درک عمومی از آن در اسراییل، شامل مسوولیت پذیری در بی‌عدالتی و سرکوب مردم فلسطین است.

دیختر به آن دسته از دوستان پرشمارش که خود را «غیر صهیونیست» یا «ضد صهیونیست» می‌نامند، انتقاد می‌کند که بار افکار عمومی اسراییلی ها را در مسوولیت پذیری کم می‌کنند. این فعال حقوق برابر ادامه داد: «هیچکدام از دوستان ما که توجه خود را به مساله صهیونیسم معطوف کرده‌اند، حاضر نیستند تا از مزایایی که به آن‌ها در این سرزمین تحت عنوان یهودی ارزانی شده، چشم بپوشند». وی گفت: «غیر یا ضد صهیونیست شدن، برای مثال شهر نتانیا را به یک شهر چند فرهنگی یا دو ملیتی تبدیل نمی‌کند که عرب‌ها هم در شورای شهرش باشند، زمین‌ها را از والدین‌شان به ارث ببرند و مراسم روز نکبت (سالروز آواره شدن هزاران فلسطینی و تاسیس اسراییل) را در میدان کهنه سربازان برگزار کنند. پس این صهیونیست نبودن شما به چه دردی می‌خورد؟ اما اگر صهیونیسم دور و بر شما متفاوت باشد، آن‌گاه نتانیا می‌تواند چیزی شبیه به تصویری که بالا ارائه دادیم، شود».

دیختر در کتاب جدید خود با نام پیرامون تنش‌ها و حسن نیت‌ها مدلی را پیشنهاد می‌کند که بر مبنای آن بدون زیر پا گذاشتن حق یهودیان برای زندگی جمعی در سرزمین اسراییل، مساوات میان یهودیان و اعراب برقرار شود. وی توضیح می‌دهد: «ایدئولوژی و مذهب نقشی اساسی در زندگی مردم بازی می‌کنند». راه حل دیختر که وی آن را «صهیونیسم مدنی» می‌نامد، به دنبال یک جامعه جدید، مشترک و مساوی است که بار گذشته را حمل کند و در عین حال، متعلقات جمعی ملت یهود را حفظ می‌کند.

دیختر ادامه داد: «من پیشنهاد می‌کنم که یهودیان از ایدئولوژی صهیونیسم چشم پوشی نکنند بلکه به جای آن از سنت‌های جا افتاده در نهاد آنچه برتری طلبی یهود را در کشور اسراییل ایجاد می‌کند، چشم بپوشند. این کافی است که من نتایج دردسر بار اجرای صهیونیسم را تحمل کرده و تلاش کنم تا بی‌عدالتی ناشی از آن را جبران کنم. چرا باید از خود صهیونیسم به معنای حق من و خواسته بنیادین انسانی‌ام که نیاز برای زندگی جمعی در این‌جاست، صرف‌نظر کنم؟».

از دیدگاه او اشتراک گذاری زندگی مدنی و مساوات با فلسطینیان، صحیح ترین درک از صهیونیسم است. این مساوات باید شامل تقسیم منابع نیز باشد. این تقسیم دوباره، باید شامل زمین‌های دولتی و حتی زمین فلسطینیان که برای کیبوتصیسم (ساخت دهکده‌های اشتراکی) گرفته شده بود، بشود. دیختر کیبوتص خود را نیز مستثنی نمی‌کند. به باور او، هر فرجامی که برای شهروندان یهودی امتیاز بیشتری نسبت به شهروندان فلسطینی در نظر بگیرد یا به آن‌ها حق کنترل دیگری را بدهد، گناهی در حق صهیونیسم است.

دیختر همچنین پیشنهاد می‌کند که نشانه‌های ملی نیز طوری تغییر کنند که شهروندان فلسطینی نیز توسط آن شناخته شوند. از دید او، صهیونیسم مدنی می‌تواند جایگزینی برای صهیونیسم مذهبی باشد که به صهیونیسم ناسیونالیستی تبدیل شده و غیر یهودی‌ها را نادیده گرفته است؛ صهیونیسم نظامی که بقای شمشیر یک طرف را تضمین می‌کند و صهیونیسمی که بر پایه زمین بنا شده باشد و مردم را از میراث زمین‌شان و منابع آن محروم کند.

اما موضعی که فراکسیون اعراب کنست پس از انتخابات به عنوان جناح مخالف در برابر انبوهی از یهودی‌های ناسیونالیست – مذهبی خواهند گرفت، در این نظریه دیختر پیش‌گویی نشده است. او هشدار می‌دهد که این امر می‌تواند دو قطبی بودن فضا که هم‌اکنون نیز بین دو گروه ملی وجود دارد، تندتر و رادیکال‌تر کند. به گفته او، یک روز بعد از انتخابات مقیاس‌های سیاسی عمومی باید طوری تنظیم شوند که روش بحث میان عرب‌ها و یهودیان تغییر یافته، روابط و همکاری‌ها دوباره ایجاد شوند. حییم وایزمن نخستین رییس جمهوری اسراییل گفت تاریخ کشور اسراییل را با موضع‌اش در قبال شهروندی اعراب به یاد خواهد آورد. تاریخ به یاد نخواهد سپرد که چه کسی فریاد زده: «من صهیونیست‌تر هستم!».

More from Akiva Eldar

Recommended Articles