چهار سال بعد از قذافی؛ آیا لیبی جای بهتری است؟

p
By
Article Summary
در شرایطی که شبه‌نظامیان اسلام‌گرا در لیبی، شهروندان را ترور می‌کنند و دو دولت رقیب مشغول دعوا با یکدیگر هستند، این کشور به صورت خطرناکی می‌رود تا به یک نقطه بی‌بازگشت برسد.

۲۰ اکتبر امسال، چهارمین سالمرگ معمر قذافی، رهبر سابق لیبی است. چگونگی کشته‌شدن قذافی به دست شورشیان تحت حمایت ناتو، در حالی که او همراه با کاروانی در حال ترک شهر سرت در نواحی مرکزی لیبی بود، رازآلود مانده است. هیچ مدرک معتبری در دست نیست که توضیح دهد وی چگونه و به چه علت کشته شد، اما دیده‌بان حقوق بشر بر این باور است که کاروان قذافی ابتدا از سوی یک هواپیمای ناتو بمباران شد تا او و ۲۵۰ تن از وفادارترین همراهانش زمین‌گیر شوند و پناه بگیرند. یک ویدیو آماتور ساعت‌های پس از آن را نشان می‌دهد که قذافی مجروح اما زنده است و به داخل یک اتومبیل انداخته می‌شود تا به مصراته واقع در ۲۵۰ کیلومتری شمال‌ غربی سرت برده شود. اندکی بعد، مرگ وی اعلام می‌شود.

مقام‌های لیبی علیرغم وعده‌هایشان، هیچ‌گاه تحقیقات کاملی را درباره این جنایت انجام ندادند و هیچ گزارش رسمی درباره این‌که واقعاً چه اتفاقی افتاده، هرگز منتشر نشد. عمران بن شعبان، یک شورشی که بازداشت قذافی به نام او ثبت شده است، سال ۲۰۱۲ پس از وقایعی مبهم، هنگامی که در بیمارستانی در فرانسه تحت درمان بود، درگذشت.

مرگ قذافی به یک وجه مشخصه، احتمالاً از نوع بد آن تبدیل شده است. این واقعه به سختی می‌تواند نماینده ایده‌آل‌های ملتی باشد که می‌خواست از خشونت و جنگ به سوی بهبودی پس از انقلاب رود و برقراری عدالت و حکومت قانون جزئی از آرزوهایش بودند. تمام این‌ها یک پرسش ساده را مطرح می‌کنند: آیا لیبی بدون قذافی به جای بهتری تبدیل شده است؟

بسیاری از لیبیایی‌ها دوست داشتند قذافی را در برابر یک دادگاه ببینند تا به سوالاتی جواب دهد که پاسخ آن‌ها را فقط او می‌دانست. به هر روی، او بیش از چهار دهه حکومت کرده بود. حال شهروندان بیشتری، حتی در میان رهبران میانی شورشیان سابق، بر این باورند که قذافی دقیقاً به همین دلیل کشته شد که فرصتی برای حرف زدن نداشته باشد.

حسن، یکی از فرماندهان سابق که از بیم انتقام‌جویان، مایل نبود نام اصلی‌اش منتشر شود، به المانیتور گفت که «مرگ قذافی مطمئنا چیزی نبود که ما بخواهیم. معتقدم که سیاست‌مداران محلی و بین‌المللی مرگ او را می‌خواستند، چون زیاد می‌دانست». صحبت کردن او می‌توانست مایه خجالت بسیاری از رهبران منطقه و جهان شود.

زمانی که از موقعیت امروز کشور از حسن سوال شد، او پاسخ گفت: «امیدبخش نیست. بسیاری از ما [فرماندهان سابق] بر آن‌چه گذشت افسوس می‌خوریم زیرا هرگز فکر نمی‌کردیم چنین وضع بدی پیش آید». بی‌شک، امروز لیبی یک کشور تکه‌تکه و بدون دولت مرکزی است. مضاف بر این، دو دولت مدعی -یکی در طرابلس که از سوی هیچ کشوری به رسمیت شناخته نمی‌شود و دیگری در شهر البیضا که به رسمیت شناخته‌شدن آن از سوی جامعه بین‌الملل هیچ سودی برایش ندارد- مشغول دعوا هستند. هم‌زمان، گروه‌های مختلفِ ترور، عرصه را در لیبی به دست می‌گیرند. خطرناک‌ترین آن‌ها، حکومت اسلامی [داعش] است که تا کنون در سه شهر درنه در شرق، سرت در مرکز و صبراته در غرب نفوذ کرده‌اند.

بسیاری از لیبیایی‌ها این روزها به مقایسه شرایط کشور و زندگی‌شان با زمان حکومت قذافی می‌پردازند.

کمتر از دو هفته قبل، گروه حکومت اسلامی گستاخانه‌ترین حمله‌اش را در لیبی، به یک زندان در پایگاه نظامی معیتیقه که مکانی حفاظت‌شده در طرابلس است، انجام داد. امروزه گروه‌های نظامی مختلفی را می‌بینیم که هنوز زیر نظر هیچ دولتی کار نمی‌کنند و سیستم قضایی سالمی نیز برای پی‌گیری کار آن‌ها وجود ندارد. بازداشت‌های خودسرانه، آدم‌ربایی‌ها و قتل‌ها کماکان روی می‌دهند، ولو این‌که میزان آن‌ها کمتر از سه سال قبل باشد. تبادل آتش پراکنده، بستن جاده‌ها و قطع برق به امری عادی بدل شده است.

بن‌غازی، دومین شهر بزرگ لیبی، جایی که انقلاب در فوریه سال ۲۰۱۱ آغاز شد، در خلال جنگ میان دولتی رسمی البیضا با گروه‌های اسلامی مختلفی که در ناحیه شمالی و مشرف به دریا متمرکز شده‌اند، کاملا ویران شده است. شهر طرابلس، پایتخت لیبی، تحت کنترل دولتی است که از سوی هیچ کشوری به رسمیت شناخته نمی‌شود. این دولت بعد از جنگ خونینی تاسیس شد که با ویرانی فرودگاه و تسخیر شهر در آگست ۲۰۱۴ صورت گرفت و دولتی رسمی را وادار کرد تا به شرق لیبی بگریزد.

در مقایسه با یک سال قبل، زندگی مردم لیبی در پایتخت ممکن است اندکی بهتر شده باشد اما هنوز با شرایط عادی فاصله زیادی دارد. منظور از عادی، این‌جا در مقایسه با همان شرایطی است که مردم در زمان قذافی داشتند. مردم هنوز از ناامنی رنج می‌برند و در تلاشند تا ملزومات اولیه زندگی خود را با قیمت‌های سرسام‌آور و سوبسید اندکی که داده می‌شود، تهیه کنند. خدمات پزشکی پایه تقریبا وجود ندارند و مردم مجبورند تا برای درمان، به کشور همسایه یعنی تونس بروند. آنان که تمکن مالی دارند، در پی مهاجرت به اروپا هستند، کاری که به دلیل بسته شدن تمامی سفارت‌های غربی بسیار سخت است و شهروندان لیبی برای گرفتن ویزا باید به تونس سفر کنند.

تولید نفت، منبع اصلی درآمد دولت به میزان سه‌چهارم کاهش یافته، لیبی اکنون کمتر از نیم بشکه نفت در روز تولید می‌کند و خزانه کشور نمی‌تواند از پس پرداخت حقوق هزاران کارمند دولت برآید. حقوق کارمندان دولت دست‌کم با سه‌ماه تعویق پرداخت می‌شود. تمامی پروژه‌های زیربنایی که در دست اجرا بودند، از زمان شروع ناآرامی‌ها در چهارسال قبل متوقف شدند و کمپانی‌ّهای خارجی با خروج خود، تنها ساختمان‌های بلند متروکه را با جرثقیل‌های بیکار زنگار بسته در طرابلس بر جای گذاشتند.  هزاران لیبیایی در داخل کشور آواره شده‌اند و تخمین زده می‌شود که یک میلیون شهروند برای تامین امنیت خود به کشورهای خارجی، از جمله مصر و تونس رفته‌ باشند.

در همین حال، گروه‌های سیاسی به نزاع خود درباره شکل دولت آینده در گفت‌وگوهایی بی‌انتها، تحت نظارت سازمان ملل ادامه می‌دهند که جدیدترین آن در شهر صخیرات مراکش انجام گرفت. مردم امید چندانی ندارند که کشورشان در آینده نزدیک نجات یابد. حسن معتقد است که «این گفت‌وگوها هرگز چیزی برای کشور به ارمغان نمی‌آورند». او می‌پذیرد که «زندگی در زمان قذافی بسیار بهتر از امروز بود». 

Found in: united nations, tripoli, revolution, moammar gadhafi, libyan revolution, is, human rights watch
x

Cookies help us deliver our services. By using them you accept our use of cookies. Learn more... X