نبض ایران

ماتمی که افغان‌ها و ایرانیان با هم به سوگ آن نشستند

p
By
Article Summary
قتل فجیع یک دختر ۶ سالهٔ افغان در ورامین، همدردی ایرانیان و افغان‌ها را در پی آورده است.

افغان‌ها و ایرانیان همدل با یکدیگر در واکنش به سرنوشت دهشتناک یک دختر شش ساله در حوالی تهران، همهمه‌ای بر پا کردند. ستایش قریشی، یک شهروند افغانستانی، از سوی همسایه نوجوانش، امیر حسین، روز دهم آوریل در حومهٔ ورامین قربانی تجاوز جنسی شد و به قتل رسید. خشم مردم از عدم بازتاب این جنایت در رسانه‌های ایران، موجی از ابراز احساسات و همدلی را به سوی دنیای مجازی سرریز کرد.

قدرت‌الله رجوی، فعال حقوق مدنی و مهاجران در کابل، به المانیتور گفت: «افغان‌ها هم از سکوت نسبی خودشان دلگیرند و هم از سرکوب سیستماتیک دولت ایران در بیش از ۳۰ سال اخیر به تنگ آمده‌اند». او صفحه فیس‌بوک من ستایش هستم را با هشتگ‌های #JusticeForSetayesh و #IAmSetayesh به راه انداخت. این صفحه از زمان ایجاد در ۱۵ آوریل، بیش از ۱۰ هزار لایک گرفته است. یک صفحه ویکیپدیا نیز برای نشر حکایت ستایش ایجاد شده است.

رجوی گفت: «یک فاکتور بسیار مهم، بمباران کامنت‌ها در صفحه فیس‌بوک رسمی یونیسف بود که از این سازمان بین‌المللی می‌خواست تا پرونده را به‌طور جدی پی‌گیری کند؛ زیرا ما می‌ترسیدیم ستایش مانند موارد مشابه پیشین، به‌زودی فراموش شود». در واقع یونیسف به تمامی کامنت‌هایی که در صفحه‌اش گذاشته شد، پاسخ داد.

خانواده قریشی حمایت عظیمی، هم از ایرانی‌ها و هم از افغان‌ها، چه در صحنه عمومی و چه در شبکه‌های اجتماعی، دریافت کردند. ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان، به مراسم روشن‌کردن شمع در برابر سفارت افغانستان در تهران پیوست. پلیس به این بهانه که برای چنین کاری مجوزهای لازم اخذ نشده، جمعیت را متفرق کرد. افسران پلیس به دفعات به جمعیت می‌گفتند: «مگر شما ایرانی نیستید، شما چرا به خاطر افغان‌ها آمده‌اید؟ شما مگر نمی‌دانید که افغان‌ها چقدر اینجا جرم و جنایت کرده‌اند، چرا از آنها دفاع میکنید؟». برخی زنان در جمعیت پلیس را به رفتار نژادپرستانه متهم کردند و خود تهدید به بازداشت شدند.

یغما گلرویی، شاعر و ترانه‌سرای معروف ایرانی به موج حمایت‌ها از خانوادهٔ ستایش پیوست. او تصویری از خود را در اینستاگرام با پاکول (کلاه افغانستانی) منتشر کرد و هشتگ #من_دوست_مردم_افغانستان_هستم را پای آن گذاشت. گلرویی در شرح عکس نوشت: «بخواهیم و نخواهیم، ما مردمی نژادپرستیم. غره به تاریخ و تمدن کهن و شاهانش، از کوروش و نادر گرفته تا اساطیر شاهنامه، با کمی چاشنیِ خونِ آریایی که هیچ‌کس از فرمول مقدسِ آن باخبر نیست».

تبعیض علیه افغان‌ها

از زمان حمله شوروی در سال ۱۹۷۹ و متعاقب آن دهه‌ها جنگ در کشورشان، افغان‌هایی که از خشونت و درگیری‌ها فرار می‌کردند، به کشور همسایهٔ خود ایران پناهنده شدند. برخی تخمین‌ها تعداد افغان‌ها در ایران را سه میلیون تن اعلام می‌کنند. جمهوری اسلامی می‌گوید که یکی از پناهنده‌پذیرترین کشورهای جهان است. با این حال، بسیاری از قوانین در مورد افغان‌ها هنوز تبعیضآمیزند. برای مثال، می‌توان به محدودیت‌های مستبدانه‌ای دربارهٔ حق ازدواج، دسترسی به آموزش، قوانین اشتغال و محدودیت در آزادیِ تغییر محل سکونت اشاره کرد.

از سال ۲۰۰۲، محدودههایی در ایران تعیین شد که ورود و اسکان افغان‌ها در آن‌ها ممنوع بود. این عمل ابتدا در استان‌های مرزی انجام شد اما در ۳۱ استان غیر از تهران، قم و البرز اجرایی شد. نیروهای امنیتی آن دسته‌ از خانواده‌های افغانستانی را که به اقامت در آن مکان‌ها ادامه دادند یا حتی از این مناطق می‌گذشتند، بازداشت کردند و بدون توجه به این‌که آنان کارت اقامت دارند یا خیر، از کشور اخراج کردند.

در سال ۲۰۱۲، افغان‌ها از ورود به پارک‌های بزرگ اصفهان برای برگزاری مراسم سیزده به‌در منع شدند. طبق گفتهٔ یک مقام ارشد پلیس، پیش از آن تعدادی از شهروندان افغانستان مزاحمت ایجاد کرده بودند و محدودیت، برای حفظ امنیت ایرانیان ایجاد شده بود. در پاسخ به چنان اقدامی، دو صفحه فیس‌بوکی ایجاد شد: «ما همه افغان هستیم» و «ایرانیان با تبعیض علیه مهاجران افغان مخالفند».

برخی از ایرانی‌ها، افغان‌ها را به شیوع اعمال مجرمانه و قاچاق مواد مخدر در ایران متهم می‌کنند. مانند سایر نقاط جهان، افغان‌ها نیز در ایران بابت دزدیدن موقعیت‌های شغلی -به‌خصوص در زمان‌هایی که شرایط سخت اقتصادی وجود دارد- ملامت می‌شوند؛ با این حال آن‌ها اغلب با پایین‌ترین دستمزد و شرایط سختی کار می‌کنند که کارگران ایرانی حاضر به قبول آن نیستند. با این حال، تمام افغان‌ها کارگران ساده نیستند. به گفتهٔ رجوی «میزان بالایی از افغان‌ها در ایران روشنفکران، شاعران، نویسندگان و حتی مخترعان هستند».

البته این‌طور نیست که تمامی ایرانی‌ها دید تحقیرآمیزی نسبت به افغان‌ها داشته باشند. بسیاری علیه تبعیض‌ و به حمایت از آنان برخاسته‌اند. نظراتی که زیر بسیاری از مقاله‌ها دربارهٔ قتل ستایش نوشته می‌شود، این را به ذهن متبادر می‌کند که ایرانی‌ها معتقدند تصویرسازی غیرمنصفانه‌ای دربارهٔ افغان‌ها ایجاد شده است. اما چنین چیزی، مانع از حرکت‌های انتقام‌جویانه نمی‌شود.

استاندارد دوگانه

در طول سالیان، گزارش‌های متعددی در رسانه‌های ایرانی درباره قتل شهروندان به دست افغانستانی‌ها منتشر شده است. در سال ۲۰۱۲، زمانی که دو مرد افغانستانی در شهر یزد به یک دختر ۱۸ ساله ایرانی تجاوز کردند و او را به قتل رساندند، جمعیتی خشمگین به خانه‌ها و مغازه‌های افغان‌ها حمله کردند و آن‌ها را به آتش کشیدند. شاهدان عینی می‌گویند که نیروهای پلیس حاضر بودند اما اقدامی برای متوقف کردن جمعیت انجام ندادند.

خفاش شب -یک مرد که شایع شده بود افغانستانی است و چندسال پیشتر، تعدادی از زنان ایرانی را به قتل رساند- باعث انجام حملاتی مشابه شد. در پاسخ، حملات گسترده به افغان‌ها در تهران صورت گرفت و حتی شایعاتی شنیده شد که تعدادی از افغان‌ها در پاسخ به اعمال خفاش شب به قتل رسیدند. در نهایت مشخص شد که او یک ایرانی از نواحی شمالی این کشور بوده است.

پس از انتشار موضوع ستایش، جامعه مدنی افغانستان و مجلس نمایندگان [ولسی جرگه] از ایران خواستند تا نوجوان قاتل را مجازات کند.

[نصرالله] صادقی‌زاده نیلی، یک نماینده ولسی جرگه از ولسوالی دیکندی گفت که افغانستان امیدوار است سیستم قضایی ایران حکم اعدام را جاری کند. او گفت: «اگر دولت ایران پروندهٔ قتل دختران افغان را تعقیب نکند، موارد آزار و تجاوز علیه افغان‌ها در این کشور افزایش خواهد یافت».

در همین راستا، کاظم غریب‌آبادی، معاون همکاری‌های بین‌المللی ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در ایران، این جنایت را محکوم کرد و از مسئولان قضایی خواست تا با جدیت به این فاجعه رسیدگی و با مرتکبان آن برخورد کنند. غریب‌آبادی گفت: «در نظام قضایی تفاوتی بین اتباع ایران و افغانستان در رسیدگی به وضعیت‌هایی مانند قتل وجود ندارد». مجلس ایران نیز واکنش مشابهی داشت. حتی سید حسن خمینی، نوه آیت‌الله روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، همدردی خود را با خانواده ستایش ابراز کرد.

پدر فردی که متهم به قتل است، به خبرگزاری نیمه‌رسمی فارس گفت که خانواده‌اش هر چه قانون حکم کند، می‌پذیرند. مادر امیرحسین اضافه کرد: «او تنها ۱۵ سال دارد و این که می‌گویند او ۱۸ یا ۲۰ سال دارد، دروغ است. شناسنامه و مدارک او موجود هستند. پسر من حتی هنوز کارت ملی ندارد». در صورت صحت این ادعا، امیر حسین یک مجرم زیر سن قانونی محسوب می‌شود.

با وجود تمام این‌ها، [قدرت‌الله] رجوی، فعال حقوق مدنی افغان، می‌گوید صفحه فیس‌بوکی که راه انداخته، علیه مجازات اعدام است و به قوانین بین‌المللی احترام می‌گذارد. او گفت: «من امیدوارم که این رویداد نگاه تعداد کثیری از ایرانیان را که تا حدی نگرش نژادپرستانه به افغان‌ها دارند، تغییر دهد و با احترام با افغان‌ها رفتار کنند». موج [اخیر] همدردی ایرانیان، بی‌شک یک نقطهٔ آغاز خواهد بود.

Continue reading this article by registering at no cost and get unlimited access to:

  • The award-winning Middle East Lobbying - The Influence Game
  • Archived articles
  • Exclusive events
  • The Week in Review
  • Lobbying newsletter delivered weekly
Found in: social protest, rape, judiciary, iranians, immigrants, discrimination, capital punishment, afghans
x

The website uses cookies and similar technologies to track browsing behavior for adapting the website to the user, for delivering our services, for market research, and for advertising. Detailed information, including the right to withdraw consent, can be found in our Privacy Policy. To view our Privacy Policy in full, click here. By using our site, you agree to these terms.

Accept