از سال 1382 (2003) جرف الصخر (در 60 کیلومتری یا حدود 37 مایلی جنوب غربی بغداد) شهری بوده است که مردمانش داوطلب ورود به ارتش عراق، ملحق شدن به نیروهای امنیتی الصحوه، هدایت عملیات بمب گذاری و یا پیوستن به گروه های مسلح بوده اند و اخیراً نیز داوطلب ورود به دولت اسلامی هستند.
عماد فاروق، 22 ساله، درباره مردم این منطقه به المانیتور گفت: "مردم به هر دو طرف متخاصم وفادار بوده اند، اما اخیراً به ملحق شدن به دولت اسلامی تمایل پیدا کرده اند". فاروق از بین نیروهای دولتی الصحوه بیرون آمده و به «اللطیفیه» در جنوب بغداد فرار کرده است. علت فرار او ترس از دولت اسلامی بوده است " مثل خیلی ها به خاطر ظلم و ستم دولت اسلامی فرار کردم چون اینها به دلایل ایدئولوژیک و مذهبی از حمایت برخی از مردم منطقه برخوردارند" .
فاروق گفت: " علت اصلی اینکه جوانان جذب دولت اسلامی می شوند این است که دنبال شغلی هستند و پیوستن به دولت اسلامی آسان است. دولت اسلامی با درآمدی خوب درهایش را به روی سنی های مناطق جنوب بغداد تا حومه فلوجه باز کرده است.
فاخر الجبوری، مرد جوانی از الحصوه (40 کیلومتری یا حدود 25 مایلی شمال حِلَه در استان بابل) به المانیتور گفت: " بسیاری از جوانان با این هدف عضو نیروهای امنیتی یا گروه های مسلح شده اند که به درآمدی ماهانه دست پیدا کنند"
کار کردن در ارتش یا نیروهای امنیتی نیازمند فعالیت روزانه ، منظم ومداوم است، در حالیکه کار در گروه های مسلح گاه به گاه و نامنظم است. جبوری طبق اطلاعاتی که از یکی از اعضای دولت اسلامی بدست آورده است می گوید: "به جوانی گفته می شود که مواد منفجره را در محل خاصی جاسازی کند و یا شبانه به محلی حمله کند تا ساکنان آن منطقه را بکشد و یا آنها را تبعید کند".
"اما با سقوط «فلوجه» اوضاع عوض شد چرا که جوانان بیشتری به دولت اسلامی ملحق شدند. از آن زمان کار این نیروها روزانه و منظم شده است و فقط به جنگ می پردازند. در عوض حقوق ماهانه ای در حدود 400 تا 500 دلار می گیرند که البته دائمی و ثابت نیست."
قاسم محمد پژوهشگر اجتماعی در مصاحبه ای با المانیتور گفت: "انگیزه ایدئولوژیک در میان این جوانان وجود دارد؛ آنها سنی هستند و باورشان این است که گروه های مسلحی چون دولت اسلامی نماینده شان هستند و می توانند از آنها در برابر مناقشات فرقه ای محافظت کنند."
محمد گفت: "جرف الصخر امتداد طبیعی منطقه ی کمربندی بغداد و مثلث مرگی است که بعد از سال 1382 (2003) تشکیل شد. منطقه ای که تبدیل به صحنه تبعید اجباری و آدمکشی برپایه هویت قومی شد. "
فادل عباس افسر ارتش از بابل به المانیتور گفت: " اینجا منطقه ی بزرگی است که از گوشه های کمربندی بغداد در حال گسترش به سمت بیابان های نزدیک فلوجه در استان رمادی است و همین بزرگی یکی از دلایل آشفتگی و بحران در منطقه است...نیروهای امنیتی این منطقه را کنترل نمی کنند چون بعضی از مردم اینجا از افراد مسلح حمایت می کنند؛به این ترتیب گروه های مسلح می توانند به راحتی از استان انبار وارد منطقه شوند. افراد مسلح از باغستان های انبوه و مزارع این منطقه برای ذخیره سلاح استفاده کرده اند و همچنین تعداد افراد ستون پنجم شان را افزایش داده اند. وقتی نیروهای امنیتی به منطقه می آیند، اینجا آرام بنظر می رسد چرا که گروه های مسلح از مواجهه با نیروهای دولتی پرهیز می کنند. اما وقتی نیروهای امنیتی از اینجا دور می شوند ودر ایست بازرسی مستقر می شوند، افراد مسلح دست به حمله می زنند"
علی السلطانی از داوطلبان نیروهای مردمی طرفدار ارتش است که در منطقه جرف الصخر مستقر شده اند. او به المانیتور گفت: "در طول روز ارتش عراق و نیروهای امنیتی و داوطلبان منطقه را کنترل می کنند، آنها گرفتار خمپاره هایی هستند که افراد مسلح در مزارع و باغها پنهان کرده اند. با رسیدن شب، گروه های مسلح از تاریکی استفاده می کنند تا ارتش را غافلگیر کنند."
سهیلا عباس عضو شورای شهر استان بابل در مصاحبه ای با المانیتور گفت: "از سال 1382 (2003) تروریست ها این منطقه را به عنوان یکی از مناطق مهم و حیاتی خود در نظر گرفته اند چرا که افراد سنی زیادی در اینجا زندگی می کنند. مناطق روستایی «الفارسیه»، «الحجیر» و «هور حسین» و «الفاضلیه» تبدیل به بستری برای رشد این گروه ها شده است. اگر مردم منطقه با آنها همکاری نکنند، نیروهای دولت اسلامی آنها را به مرگ و یا تبعید تهدید می کنند. "
حاج توفیق رسن که از شهر حِله تبعید شده است این مورد را تایید کرد. او به المانیتور گفت: "مردم این منطقه بین چکش ارتش و سندان گروه های مسلح گرفتار شده اند. بسیاری از مردم بناچار مجبور شده اند از خانه و مزرعه شان فرار کنند. "
AL-MONITOR All-Access gives you unlimited access to all our journalism, the full Daily Briefing, exclusive interviews, premium newsletters, and live events — for less than $2/week.