رفتن به محتوای اصلی

دوئل ایران و اسرائیل در خاک سوریه

حضور فزایندهٔ ایران در سوریه، همراه با حمله‌ای منتسب به اسرائیل علیه یک پایگاه نظامی نیروهای ایرانی و تأسیسات موشکی در سوریه، نشان می‌دهد که ایران و اسرائیل عملاً در حالت جنگی قرار دارند.
An Israeli F15 fighter jet takes off during a joint international aerial training exercise hosted by Israel and dubbed "Blue Flag 2017" at Ovda military air base in southern Israel November 8, 2017. Picture taken November 8, 2017. REUTERS/Amir Cohen - RC1A3ED51600

روز ۱۵ نوامبر، آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع اسرائیل، در یک توییت نوشت: «من هم‌اکنون یک دیدار دو روزه را از جبهه‌های شمال تکمیل کردم. ما اجازه نخواهیم داد که ایران شیعه در سوریه مستقر شود و اجازه نخواهیم داد تا این کشور سوریه را به موضعی علیه اسرائیل تبدیل کند. هرکس این را نفهمیده است، باید بفهمد.»

در شامگاه میان یکم و دوم دسامبر، یک هواپیمای ناشناس، پایگاهی نظامی را در ۱۴ کیلومتری جنوب غربی دمشق بمباران کرد. این پایگاه در حال نوسازی بود. روز ۱۱ نوامبر، تنها چهار روز قبل از توییت لیبرمن، بی‌بی‌سی عکسهایی ماهوارهای را منتشر کرده بود از ساخت‌وساز وسیع و عملیات نوسازی در این مکان حکایت داشت. طبق گزارش بی‌بی‌سی، این پایگاه برای استقرار نیروها و تسلیحات آماده می‌شد. منابع اطلاعاتی غربی افزودند که قرار بود نیروهای شبه‌نظامی شیعه مورد حمایت ایران در آن‌جا مستقر شوند؛ نیروهایی که در پنج‌سال گذشته در جنگ داخلی سوریه شرکت داشته‌اند. به عبارت دیگر، این نخستین باری می‌بود که بازوی گسترده‌ٔ ایران در آستانهٔ استقرار در یک پایگاه نظامی دائمی در اطراف دمشق قرار می‌گرفت؛ منطقه‌ای که در حوزهٔ برد توپخانه‌ای مرز با اسرائیل در بلندی‌های جولان قرار دارد.

طبق اطلاعات منابع خبری خارجی، این دومین باری بود که اسرائیل چنین حمله‌ای را با هدف اثبات این مسئله انجام می‌داد که خط قرمزهای اعلامشده در ماه‌های اخیر را کاملاً جدی می‌گیرد. مضاف بر این، اسرائیل در نظر دارد تا پشت این خط‌ها بایستد و هرگاه کسی از آن‌ها عبور کرد، از نیروی نظامی خود استفاده کند. حملهٔ قبلی روز هفتم سپتامبر از طریق موشک‌های هوا به زمین انجام شد که یک کارخانهٔ بهسازی دقت موشک‌ها را در سوریه هدف قرار داد. اسرائیل گفت که پروژهٔ «افزایش دقت» [موشک‌ها]ی ایران در سوریه و لبنان، یک خط قرمز دیگر و عملی خصمانه (توجیه‌گر جنگ) است و نخواهد گذاشت که این کار در سکوت انجام بگیرد.

اسرائیل مسئولیت حملهٔ هفتهٔ جاری به پایگاه نظامی مذکور را بر عهده نگرفت اما رسانه‌های عربی به طور عام و رسانه‌های سوری به طور خاص، گفتند که در عاملیت نیروی هوایی اسرائیل تردیدی نیست.

به عبارت دیگر، حمله‌ای به تأسیسات نظامی در حال ساخت صورت گرفته که قرار بوده ایران آن‌را برای شبه‌نظامیان شیعه تکمیل کند و تحت فرماندهی ایران باشد؛ این حمله به اسرائیل منتسب می‌شود. چنین پدیده‌ای در واقع بدان معناست که اسرائیل و ایران هم‌اکنون در جنگ به سر می‌برند؛ حتی اگر این تنها شعله‌ای کوچک و در ابعادی اندک باشد. شرایط هنوز به جنگ مستقیم نرسیده است. جنگ از طریق اقمار متعدد ایران در منطقه دنبال می‌شود. مع‌الوصف، حقیقت این است که نبردی در جریان است و انکار شدنی نیست. مصاف دائماً در حوزه‌های هوا، دریا و زمین دنبال می‌شود. دو طرف از هر فرصتی برای ضربه به دیگری استفاده می‌کنند. آن‌ها ظرفیت‌های جاسوسی خود را به حداکثر ممکن ارتقاء داده‌اند و تلاش می‌کنند تا مطابق با قوانین مبهم بازی، مانور دهند. قوانینی که در میانه و جریان بازی وضع می‌شوند. هر طرف در تلاش است که دیگری را از میان به در کند و هم‌زمان تلاش می‌کند تا شرایط به جنگی تمام‌عیار بدل نشوند. امری که بسیار پیچیده می‌نمایاند.

یک نتیجه‌گیری واضح را می‌توان از فعالیت‌های منتسب به اسرائیل در ماه‌های گذشته بیان کرد: هشدار اسرائیلی‌ها جدی بود. این کشور تصمیم گرفته تا از قوه قهریه جهت جلوگیری از هرگونه عدم رعایت خطوط قرمزی که تعیین کرده، استفاده کند. زمانی که اسرائیل دریابد یک کارخانه به دقیق‌سازی راکت‌ها و موشک‌ها اختصاص یافته، حمله می‌کند. به همین صورت، زمانی که دریابد یک پایگاه نظامی در نزدیکی دمشق برای شبه‌نظامیان شیعه ساخته می‌شود، حمله می‌کند. اسرائیل مسئولیت این حملات را بر عهده نگرفت اما هیچ‌کس تردیدی در هویت جت‌های مهاجم ندارد. المانیتور دریافته است که نخست‌وزیر نتانیاهو و وزیر خارجه لیبرمن در ملاقات اخیر با همتایان روس خود صریحاً اعلام کردند که حق خود را برای اقدام طبق صلاح‌دید خودشان محفوظ می‌دانند و برای اطمینان از تأمین منافع امنیتی‌شان، به این‌گونه حملات دست خواهند زد. اسرائیل همچنین گفت که ترجیح می‌دهد روس‌ها خودشان گام‌هایی را جهت دور نگه‌داشتن ایرانی‌ها و جلوگیری از دسترسی حزب‌الله به موشک‌ها و راکت‌های پیشرفته‌تر، انجام دهند. آن‌ها گفتند که اگر شما این کار را انجام ندهید، ما انجام خواهیم داد.

برخی این تهدید را با تهدیدهای اسرائیل در واکنش به برنامهٔ هسته‌ای ایران شبیه می‌بینند. در آن زمان نیز اسرائیل غرب را با تهدید حمله به تأسیسات اتمی ایران مرعوب کرد. این تهدیدها در واقع اعمال تحریم‌ها علیه تهران را تسریع کرد. با این حال، بین سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۴، اسرائیل اندکی تأمل کرد و در نهایت تصمیم گرفت که حمله نکند. اکنون و در سال ۲۰۱۷، تأمل کمتری به خرج می‌دهد. امروز اسرائیل قاطع‌تر عمل می‌کند، حتی اگر حملات جاری چندان هم ضروری نباشند.

آیا این حملات می‌توانند به یک جنگ تمامعیار منتهی شوند؟ پاسخ، مثبت است. با این وجود هنوز نیروهای کافی بر روی زمین هستند که عنان کار را به دست بگیرند و تضاد منافع کافی برای مهار شرایط جدید و جلوگیری از جنگ تمام-عیار وجود دارد؛ حتی اگر زد و خوردهای محلی در این‌جا و آن‌جا ادامه داشته باشد. اسرائیل باید در نظر بگیرد که توانایی سوری‌ها و ایرانیان در برابر تحمل ضربه‌های این کشور، محدود است. یک فرضیهٔ دیگر این است که اگر چنین حملاتی ادامه یابند، سوریه می‌تواند زمانی در آینده، مقابله به مثل کند و تنها از شلیک موشک‌های ضدهوایی که در واقع هیچ چیز را هدف نمی‌گیرند، فراتر رود. برای مثال، سوری‌ها می‌توانند یک موشک به پست فرماندهی نیروهای ارتش اسرائیل در جولان پرتاب کنند. این شاید باعث یک جنگ همه‌جانبه نشود اما می‌تواند سلسله کنش‌ها و واکنش‌هایی را ایجاد کند که توان آن‌را دارند تا به سرعت از کنترل خارج شوند. مسائلی از این دست، پیشتر هم در این نقطه از جهان اتفاق افتاده بودند.

طبق گفته‌های سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل، حدود ۹ هزار جنگ‌جوی شبه‌نظامی شیعه در سوریه تحت فرماندهی ایران حضور دارند. تا زمانی که این‌ها برای کمک به استقرار مجدد رژیم بشار اسد و کنترل کامل سوریه در این کشور حضور دارند، نیاز به سکنی‌دادن نیروها در پایگاه‌هایی ثابت، ضروری به نظر می‌رسد. با این‌که ۹ هزار شبه‌نظامی هیچ‌گونه تهدیدی برای ارتش اسرائیل به شمار نمی‌روند، لیکن مشکل بر سر تعداد نیست. یک منبع ارشد اسرائیلی با شرط محرمانه‌ماندن نامش به المانیتور گفت: «این، در واقع به موضوع اصول مرتبط است. زمانی که حضور ایجاد شود، می‌تواند ریشه‌ای برای حمله باشد و در نهایت گسترش یابد. ما به این تصمیم رسیده‌ایم که سوریه نباید تبدیل به موضعی برای درگیری ایران با اسرائیل شود. ما هرگونه اقدام لازم را برای نشان‌دادن جدیت‌مان در این باره انجام خواهیم داد.»

اکنون این جنگ از طریق نایب‌ها انجام می‌شود، شعلهٔ آن کوچک و ابعادش محدود است. این، لزوماً جنگ روانی است. اسرائیل امیدوار است که ایرانی‌ها پیام را دریافت کنند و با تصمیم خودشان از خاک سوریه به همراه سایر نیروهایی که آنان را نمایندگی می‌کنند، خارج شوند. اسرائیل همچنین امیدوار است که روس‌ها دریابند که از طریق ادامهٔ چشم‌بستن بر تحرکات ایران، منافع خودشان در منطقه به خطر خواهد افتاد.

اما اسرائیل واقعاً امیدوار است که دولت آمریکا دربارهٔ موقعیتش در منطقه تصمیم بگیرد و در مورد خروج از خاورمیانه و به‌ویژه سوریه، تجدید نظر کند. یک دیپلمات ارشد اسرائیلی که نخواست نامش فاش شود، این هفته به المانیتور گفت: «آخرین کلام و تصمیم نهایی در این باره هنوز گرفته نشده است. آمریکایی‌ها از این منطقه چشم نخواهند پوشید. آنان آگاهند که اهمیت خاورمیانه چه اندازه است و چقدر برای خواست آن‌ها در جهت از سر گیری مذاکرات بین اسرائیل و فلسطینیان حیاتی است.»

بنابراین، اکنون همه منتظر تصمیم پرزیدنت دونالد ترامپ هستند، در حالی که دوئل ایران و اسرائیل در خاک سوریه هر لحظه بالا می‌گیرد. 

More from Ben Caspit

Recommended Articles