رفتن به محتوای اصلی

تمرکز روسیه بر حذف تهدید تروریستی در خاورمیانه

فعالیت های تروریستی روزافزون در خاورمیانه، روسیه را به بازاندیشی در سیاست خارجی اش و حمایت از خواسته اتحادیه عرب در حصول یک" پیمان جامع و امنیت جمعی" واداشته است
Russia's President Vladimir Putin oversees large-scale military exercises at the Raevsky training ground in Krasnodar Region March 29, 2013. Putin ordered large-scale military exercises in the Black Sea on Thursday, projecting Russian power towards Europe and the Middle East in a move that may vex neighbours.  REUTERS/Mikhail Klimentyev/RIA Novosti/Pool (RUSSIA - Tags: POLITICS MILITARY) THIS IMAGE HAS BEEN SUPPLIED BY A THIRD PARTY. IT IS DISTRIBUTED, EXACTLY AS RECEIVED BY REUTERS, AS A SERVICE TO CLIENTS

در ماه های اخیر، بحران اوکراین و افول شدید روابط بین روسیه و غرب، خاورمیانه را در میان اولویت های سیاست خارجی روسیه به بالا رانده است.موج تند و ناگهانی فعالیت های تروریستی در خاور میانه و شمال آفریقا و همچنین موفقیت‌های نظامی تروریست‌ها در عراق تمرکز جدید روسیه در منطقه را تعیین کرده اند. علاوه بر این، کاملا باورپذیر است که - در ملازمت با اولین نشانه‌های بهبود وضعیت در اوکراین و اطمینان فزاینده کرملین در اینکه موفق به تحمل تاثیر حیاتی جنگ تحریم‌هایی که غرب به راه انداخته بر اقتصاد روسیه خواهد شد  (رهبران روسیه حتی از بسیج منابع داخلی مفید به عنوان حاصل تحریم‌های غرب است صحبت می کنند) - اهمیت خاورمیانه فقط همچنان افزایش خواهد یافت. این بر روابط روسیه با جهان عرب - که در مبارزه با دولت اسلامی (داعش) متحد میشوند و همچنین با بازیگران غیر عرب منطقه مانند ایران، ترکیه و اسرائیل تاثیر میگزارد.

مسکو مدت‌هاست کوشیده توجه شرکای خارجی‌اش را به نیاز به مبارزه با گروه‌های تروریستی در سوریه، که هم اکنون به نیروی اصلی هدایتگر مبارزه با نیروهای دولتی در این کشور تبدیل شده اند، معطوف دارد. روسیه حمایت کامل خود از عراق  را در مبارزه با دولت اسلامی ابراز داشته، و به سرعت تصمیم به تامین بخش اول هواپیما اس-یو 25 به بغداد گرفت. مسکو همچنین تصویب یک قطعنامه در نشست ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در روز اول سپتامبر در محکومیت جنایات حکومت اسلامی (داعش) "نقطه عطف" خواند. هم زمان، دیپلمات‌های روسیه مجدادا تاکید کردند که افزایش شدید تهدید تروریستی از جهات گوناگون پیامد " مداخله نظامی غیر قانونی و خارجی در امور داخلی کشورها در تحقق یک برنامه ژئوپولیتیک منفعت طلبانه" است.

با این وجود، حملات هوایی نیروی هوایی ایالات متحده به مواضع ستیزه جویان حکومت اسلامی در عراق هیج واکنش منفی‌ای در مسکو بدنبال نداشته است، اساسا به این خاطر که آنها در پی درخواست مقامات این کشور انجام شد. روسیه که خود هدف تهدیدات تروریست‌ها است، نیز شدیدا علاقه مند به نابودی لانه‌های تروریستی در منطقه است . تنها چند کارشناس انتقاد خود را بیان کرده‌اند، که آن هم به طور کلی بدون تشکیک در مشروعیت اقدامات آمریکا بوده است. به عنوان مثال برخی اشاره کردند که ضدیت غرب با تروریست‌ها انتخابی است. و اینکه غرب "موفق نخواهد شد به ایستادگی " در مقابل جهادگران؛ یا این که "سقاوت شبه نظامیان حکومت اسلامی در دست لابی جنگ ایالات متحده است."

بسیار با اهمیت‌تر برای مسکو  نشست وزرای خارجه اتحادیه عرب در هفتم سپتامبر بود و سندی که آنها به تصویب رساندند مبنی بر پیش بینی ایجاد یک سیستم هشدار دهنده و تشکیل ائتلافی از نیروهای عرب بر اساس مدل نیروهای حافظ صلح ناتو جهت کمک به رژیم های عرب در مبارزه با شبه نظامیان گروه های اسلام گرا . ایتار-تاس خبرگزاری رسمی روسیه عبارت زیر را در بیانیه دبیر کل اتحادیه عرب،نبیل العربی، مورد تاکید قرارداده : "در حال حاضر، مذاکرات در خصوص یک پیمان جامع امنیت جمعی در حال انجام است. این معاهده به ما امکان می‌دهد تا مشترکا با تهدید رویاروی کشورهای عربی مقابله کنیم. ما به تنهایی ضعیف و ناتوان در مقابله با این تهدیدات هستیم. "

این بیانیه و سند تصویب شده مجموعه سوالاتی را در پی می آورد:

آیا کشورهای عربی قادر به تحقق طرحی اینگونه چالش برانگیز  همچون ایجاد یک سیستم امنیت جمعی خواهند بود؟

در بلند مدت، آیا پیوستن به این سیستم برای کشورهای غیر عرب منطقه ممکن خواهد بود ؟

چگونه طرح ایجاد یک گروه نظامی پان-عرب در عمل محقق خواهد شد؟

توسط چه کسی و چگونه تصمیم گیری در مورد آرایش نظامی آن انجام خواهد شد، و تنها در مقابله با نیروهای حکومت اسلامی(داعش ) از آن  استفاده خواهد شد  یا در برابر گروه‌های دیگر هم می‌شود؟

آیا امکان استفاده از چنین نیروی حافظ صلح نه تنها در عراق بلکه در کشورهای دیگرمانند لیبی، سومالی یا یمن هم خواهد بود؟ (یاداوری اینکه ایالات متحده حملات هوایی در خاک سومالی و یمن هم انجام داده، که به تازگی به مرگ احمد گدانه، رهبر الشباب، منجر شد) و در این زمینه، چه نقشی برای سوریه در نظر گرفته شده- یک شریک ائتلافی محتمل یا یک صحنه نمایش عملیات برای گروه اعزامی عرب در برابر جهادگران؟

آیا ممکن است ایجاد یک ائتلاف بین المللی گسترده‌تر با مشارکت بازیگران جهانی برای مبارزه با نیروهای حکومت اسلامی (داعش) و احتمالا دیگر گروه‌های تروریستی را متصور شویم؟

و در نهایت، اگر این حقیقت دارد، آیا امیدی به اینکه روسیه به چنین ائتلافی بپیوندد هست؟ به نظر می رسد تاکنون می توان در خصوص هماهنگی فعالیت‌ها - از جمله  فعالیت‌های دیپلماتیک – که به موازات هم اجرا میشوند، صحبت کرد.

رسانه‌ی روسی لنتا گزارش داد که، به گفته منابع دیپلماتیک، وزیران امور خارجه در ابتدا نظر به حمایت از کمپینی که به رهبری آمریکا علیه نیروهای حکومت اسلامی است داشتند، اما متن قطعنامه حاوی هیچ حمایت صریح و روشنی از اقدام نظامی نیست. با این حال، این درست است که درخواست اعراب به همکاری با ایالات متحده و عراق می تواند به عنوان رضایت ضمنی به کمپین آمریکایی ضداسلامگراین در نظر گرفته شود. در این زمینه، تصمیم گیری‌های اتحادیه عرب را می توان عنوان یک پیروزی دیپلماتیک برای ایالات متحده در نظر گرفت.

افزایش توجه روسیه به منطقه از رویدادهایی که در صحنه کشمکش اسرائیل و فلسطین رخ می دهد نیز سرچشمه می گیرد. در 31 ام ماه اوت، مقامات اسرائیلی  طرح‌هایی برای تصرف حدود 400 هکتار زمین در مجاورت بیت لحم اعلام کردند و مسکو روز بعد به آن واکنش نشان داد، هر چند بیانیه رسمی وزارت امور خارجه روسیه نسبتا متعادل بود. آن وزارت رسما از اسرائیل خواست در این طرح‌ها تجدید نظر کند، با این عنوان که "اینگونه اقدامات یک جانبه آسیب قابل توجهی به دورنمای روند صلح فلسطین و اسرائیل وارد میکند." علاوه بر آن، تاکید شد که صلح باید بر اساس " اصل ترسیم مرزهای کشور آینده فلسطینی بر مبنای خطوط سال 1967 با تهاتر ارضی توافق شده" باشد.

طی مناظراتی که در روسیه ترتیب داده شد، ارزیابی‌هایی متفاوت - و حتی کاملا مخالف و نسبتا تند - بیان شد. ماکسیم شوچنکو روزنامه نگار مطرح روسی از اینکه"در روسیه، حق اسرائیل به شرارت را نه تنها باور دارند که اثبات هم میکنند" و "هرگونه صدایی در حمایت از فلسطین است به سختی به رسانه های روسی راه میابد." اظهار تاسف کرد.

تحلیلگران در مسکو به گزارشات تنش‌های جدی بوجود آمده بین محمود عباس، رئیس جمهور تشکیلات خود گردان فلسطین، و رهبر حماس، خالد مشعل، به رغم توافق بر سر تشکیل دولت ائتلافی – یا دقیقتر دولت تکنوکرات ، توجه داشته اند. به گزارش روزنامه لبنانی الاخبار، محمود عباس طی سفرش به قطر در ماه اوت سال جاری، مشعل و دیگر رهبران حماس را که خارج از کشور زندگی میکنند به ایجاد خلل در مذاکرات با اسرائیل و در تماس بودن "با رقیب ایدئولوژیک خود محمد دحلان به منظور کودتا " متهم کرد.  به گزارش ایستگاه رادیویی اسرائیل رشت بت،  به استناد همان روزنامه لبنانی ، این اطلاعات توسط، یورام کوهن ،رئیس سرویس امنیتی عمومی اسرائیل (شین بت) ، در طی یک جلسه با عباس به او رسانده شد.  همزمان، در 18 ام ماه اوت شین بت با انتشار گزارشات دستگیری 93 شبه نظامی حماس در کرانه باختری موافقت کرد؛ شبه نظامیان وابسته به "گروهک‌های تروریستی" در 46 روستا در اراضی فلسطین: آنها ظاهرا نه تنها برای تسخیر قدرت از دولت خودگردان فلسطین ، بلکه برای انجام یک سری حملات تروریستی علیه اسرائیلی‌ها، از جمله در حرم قدس شریف آماده می شوند. برخی تحلیلگران روس متذکر شده اند که، در این وهله، عملیاتی خوش ساخت از سوی سرویس مخفی اسرائیل به قصد اجرای دو هدف همزمان صورت گرفت: حمله به ساختارهای نظامی حماس و ایجاد تفرقه میان رهبران دو جنبش فلسطینی برای برهم زدن توافق شان بر مصالحه.

با این وجود، حین مذاکراتی که در طول بحران اخیر در نوار غزه، در مسکو انجام شد ، اشاره به ناکارایی شین بت و به طور گسترده تر کل سیستم امنیتی اسرائیل شد. چرا که اولا، اسرائیل – آنچنان که درگیر "تهدید بالقوه" از سوی ایران است – حفر تونل‌های متعدد توسط ستیزه جویان را نادیده گرفته است. تونل هایی که جنبش حماس در ساخت و ساز آنها تبحر استثنایی و توانایی در کار مخفیانه از خود نشان داده است. ثانیا سیستم دفاع هوایی اسرائیل - هر چند که توانسته با کمک گنبد آهنی موثر از خسارت به تاسیسات حیاتی‌اش جلوگیری کند – با این حال در حفاظت کامل از حریم هوایی اسرائیل از موشک‌های اولیه ناتوان بود. ثالثا، از آنجا که اسرائیل با سقاوتی استثنایی ، بدون توجه به تلفات در میان جمعیت غیر نظامی، تلافی کرده است، صدمه شدیدی به اعتبارش وارد شده، که در هر صورت بر امنیت‌اش تاثیر میگذارد.

در بحث اهمیت رو به رشد منطقه خاورمیانه برای روسیه، کسی نمی تواند تشریک مساعی روسیه و ایران را نادیده بگیرد. در این خصوص، تلاش‌هایی که در حال حاضر برای اجرای تصمیم استراتژیک مسکو در خرید مقادیر زیادی از نفت ایران در دست اقدام اند، بطور اخص به موضو ع مرتبط اند. برخی از کارشناسان اشاره می کنند که این هیچ ارتباطی ندارد با نیاز روسیه به سوخت – چرا که سوخت به اندازه کافی دارد - اما کاملا مرتبط است با انباشت ذخایر به جهت نفوذ در تنظیم قیمت ها در بازار جهانی.

More from Vitaly Naumkin

Recommended Articles