رفتن به محتوای اصلی

چرا اردوغان همچنان بهترین گزینه ایران در ترکیه است؟

در جریان کودتای نافرجام ترکیه، ایران به سرعت وارد عمل شد و از اردوغان حمایت کرد. این در حالیست که بر سر اختلافات در سوریه، روابط دو کشور طی سالهای اخیر به سردی گراییده بود.
Turkish President Tayyip Erdogan speaks during a news conference following the National Security Council and cabinet meetings at the Presidential Palace in Ankara, Turkey, July 20, 2016. REUTERS/Umit Bektas - RTSIXHJ

دور نیست زمانی که رجب طیب اردوغان از سیاست های ایران در منطقه انتقاد می کرد. انتقاداتی که نه یکبار که چندین بار و در مقاطع مختلف به ویژه پس از جدی تر شدن اختلافات دو کشور در سوریه رخ داد. اما آیا کودتا در این کشور شرایط را برای روابط دوجانبه تغییر می دهد؟

تقریبا هیچ تردیدی وجود ندارد که مناسبات ایران و ترکیه در سالهای اخیر به ویژه از زمان روی کار آمدن روحانی و بازگشت ایران به صحنه بین الملل به گرمی قبل دنبال نشده است. سردی که ریشه اش البته به تحولات بهار عربی و نوع نگاه متفاوت دو کشور بر سر خوانش آن تحولات باز می گردد. اما آیا این اختلافات سبب می شود که ایران از کنار رفتن اردوغان آنهم به شیوه غیر دموکراتیک و از طریق دخالت نیروهای نظامی خوشحال شود؟

با آغاز تحولات مربوط به کودتا در ترکیه در ۱۶ جولای ۲۰۱۶، ایران و به ویژه وزیر خارجه اش یکی از نخستین شخصیت های بین المللی بودند که در این باره اظهار نظر کردند. جایی که محمد جواد ظریف در حساب توییترش و در همان ساعات ابتدایی این بحران، نگرانی عمیق خود را از آنچه در این کشور میگذرد ابراز داشت.

این بخش علنی ماجرا بود. یکی منبع آگاه در وزارت خارجه ایران که نخواست نامش فاش شود به المانیتور گفت: آقای ظریف تا صبح روز بعد از کودتا بیدار ماندند و تحولات را دنبال می کردند و تماس هایی هم با وزیر خارجه ترکیه داشتند. سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرد تا روز بعد از کودتا، ظریف سه بار با همتای ترک خود تلفنی صحبت کرده است.

از سوی دیگر دبیر شورای عالی امنیت ملی و رئيس جمهور هم با نگرانی این تحولات را دنبال می کردند، ضمن اینکه ایران یکی از نخستین کشورهایی بود که این کودتا را محکوم کرد.

اما اینهمه نگرانی و البته حمایت به رغم اختلافات جدی که دو طرف در عرصه منطقه ای و به ویژه سوریه با یکدیگر دارند برای چیست؟

میزان مبادلات بازرگانی دو کشور در ۱۱ ماهه نخست سال ۲۰۱۵ حدود ۹ میلیارد دلار بوده است. این رقمیست که از زمان روی کار آمدن رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه روند صعودی داشته است. کشور بحران زده ترکیه دز زمان حکومت های بی ثبات پس از تورگوت اوزال، آنقدر درگیر بحران ها و مشکلات اقتصادی و حتی امنیتی بودند که به هیچ وجه نمی توانستند شریک و یا مکمل اقتصادی مناسبی برای ایران و بالعکس به شمار آیند.

معجون اردوغان

اما رجب طیب اردوغان، که ترکیب و معجونی از نجم الدین اربکان در بعد اسلام سیاسی و فتح الله گولن در بعد ایدئولوژیک اسلام است توانست با ایجاد تغییراتی در انگاره های این دو شخصیت بزرگ اسلامی ترکیه، مدل حکومت داری خود را در این کشور پیاده کند. مدلی که هم به دنبال پیوستن به اتحادیه اروپا بود و هم رابطه با شرق و کشورهای خاورمیانه و اسلامی را دنبال می کرد. اتفاقی تازه و بدیع که در تاریخ جمهوری ترکیه بی نظیر بود. ضمن اینکه از همان ابتدا روابط نزدیک با تهران را دنبال می کرد.

 

۳ مشکل کنار رفتن اردوغان برای تهران

در نتیجه تهران چه آلترناتیوی بهتر از اردوغان در کاخ سفید آنکارا می تواند داشته باشد؟ موفقیت نظامیان در کودتا ۳ مشکل اساسی برای ایران پدید می آورد.

 در درجه نخست بی ثباتی و ناامنی را در کشور همسایه ایجاد می کرد و این ناامنی به ویژه در مناطق کردی و احتمال تسری آن به درون مرزهای ایران می توانست یک بحران بالقوه برای ایران باشد.

 دوم اینکه آلترناتیوهای غیر از عدالت و توسعه هیچیک برای ایران مطلوب نیست. اردوغان ادعا می کند فتح الله گولن پشت این کودتای نافرجام بوده است. فردی که ضد ایران، انقلاب ایران و شیعه است. در نتیجه اگر ادعای اردوغان را بپذیریم حتما قدرت گرفتن گولنی ها برای تهران مطلوب نیست. از سوی دیگر حتی اگر این ادعای اردوغان هم صحیح نباشد، مطالعه تاریخ روابط ایران و ترکیه نشان می دهد، در دوران حکمرانی و یا دستکم نقش آفرینی ژنرال ها تهران و آنکارا اصلا روابط نزدیکی با یکدیگر نداشتند.

سومین مولفه ای که باعث می شود ایران اردوغان را بهترین گزینه برای ترکیه بداند، دیگر گروه های سیاسی رقیب در این کشور است. چه حزب جمهوری خواه خلق که جریانی لائيک است، چه حرکت ملی که جریانی ناسیونالیست و چه حزب دموکراتیک خلق ها که جریانی قومی است هیچیک، هیچگاه روابط خوب و نزدیکی با ایران نداشته اند.

تغییر در سیاست خارجی ترکیه

از سوی دیگر پیش از وقوع کودتا، اردوغان تصمیم گرفت رابطه با روسیه را از سر بگیرد و با عذرخواهی از پوتین بر این بحران خودساخته در روابط با مسکو پایان بخشد. بحرانی که بر سر موضوع سوریه شکل گرفته بود، در نتیجه احتمالا این تغییر به سیاست های ترکیه در سوریه هم تسری خواهد یافت. حوزه ای که به اصلی ترین دلیل اختلاف ایران و ترکیه بدل شده است. از سوی دیگر کنار گذاشتن های فراوان نظامیان ترکیه از سوی اردوغان این سوال را پدید آورده که چه کسانی قرار است هدایت کننده راهبردهای نظامی ترکیه در منطقه به ویژه در عراق و سوریه باشند. 99 ژنرال از 360 ژنرال ارتش ترکیه رسما به مشارکت در کودتای متهم شده اند. 14 ژنرال دیگر ارتش نیز پس از وقوع کودتا بازداشت شده اند.

 هرچند تمام شواهد و قرائن از عقبگرد با سرعت زیاد اردوغان و ترکیه حکایت دارد، ولی دستکم از دو منظر به نظر می رسد همچنان حضور اردوغان برای ایران مطلوب باشد. نخست اینکه این رفتارها در عرصه سیاست داخلی، به تغییر در نگاه سیاست خارجی و منطقه ای ترکیه در جهت مورد علاقه تهران بینجامد و دوم اینکه آلترناتیوهای داخلی اردوغان و عدالت و توسعه، هیچکدام برای ایران مطلوب نیستند.

سعید لیلاز در این رابطه به المانیتور می گوید: «نافرجام ماندن کودتای ترکیه برای ایران بهترین گزینه بود، چرا که در صورتی که نظامیان موفق می شدند، ناآرامی در ترکیه به ماکزیمم می رسید و شرایط منطقه بی ثبات خاورمیانه را به آستانه انفجار می رساند. اردوغان حتما بهترین گزینه برای ایارن است، چرا که مطالعه تاریخی روابط این را به ما نشان می دهد، اما حتما بهتر است او تغییراتی در سیاست خارجی خود داشته باشد که باز هم شواهد نشان می دهد این اتفاق در شرف وقوع است.»

هرچند نباید این نکته را هم فراموش کرد که ادامه این روند در فضای داخلی از سوی اردوغان می تواند شرایط را برعکس سازد و بر حتی مخالفان کودتا هم به مخالفان اردوغان تبدیل شوند.

More from Saeid Jafari