رفتن به محتوای اصلی

مصری‌ها کماکان منتظر یک منجی سیاسی هستند

علیرغم امیدهایی که مردم مصر بدان‌ها دل بسته‌اند، فردی یافت نخواهد شد تا بتواند تغییرات بنیادین و عمیقی را در جهت اصلاح وضع کنونی ایجاد کند. مصر نیاز دارد تا قدمی دیگر به جلو بردارد.
People walk past a poster of presidential candidate and former army chief Abdel Fattah al-Sisi at one of his campaign headquarters in central Cairo April 16, 2014. Egyptians will vote on May 26-27 in a presidential election where Abdel Fattah al-Sisi is expected to win easily. REUTERS/Amr Abdallah Dalsh   (EGYPT - Tags: POLITICS ELECTIONS) - RTR3LLFJ

ظاهراً بسیاری از مصری‌ها از انقلاب دل‌سرد شده‌اند. آنان مسیر پیموده‌شده توسط فعالان جوان انقلابی را طرحی شکست‌خورده می‌بینند که به ناچار باید جایگزینی برای آن پیدا کنند.

شکی نیست که پروپاگاندای دولت در نمایش چهره یک دشمن حقیقی از اخوان المسلمین موفق بوده، انقلابیون را به عنوان یک عده خیانتکار جلوه داده و ارتش را به عنوان تنها نهادی که قادر است به صورت موثر کار کند، معرفی کرده است؛ اما دانستن این‌ها، تمام ماجرا نیست. دلیل اصلی سرخوردگی مصری‌ها این است که به دنبال یک منجی می‌گردند تا از اوضاع آشفته کنونی خارج‌شان کند.

انقلاب سال ۲۰۱۱ وعده داده بود که این نقش را ایفا کند اما هرگز به قدری نیرومند نبود که بر اتحاد اسلام‌گرایان – ارتشی‌ها که در جبهه مخالف قرار داشتند، فائق آید. مضاف بر این، اخوان المسلمین مسیر رهایی از حکومت نظامی و نزدیک‌شدن به عدالت اجتماعی را تنها مبتنی بر پروژه رنسانسیِ فریبنده‌ی خود معرفی می‌کرد. تنها نتیجه‌ی رای مردم به اخوان المسلمین این بود که دریابند برنامه آن‌ها هیچ چیز غیر از یک استراتژی دغل‌کارانه نبوده و گروه مذکور آن قدر که به دنبال جذب طرفدار هستند، در پی ایجاد تغییر نیستند.

شکست اخوان المسلمین یک بار دیگر رویای دیرینه مصر را برای یافتن منجی شعله‌ور کرد. بی‌درنگ ارتش وارد شد و این بار کاملاً آماده بود تا هر چه مردم می‌خواهند، به آن‌ها بدهد: وعده، سخنان تملق‌آمیز و نمایشی از یک چشم‌انداز دور. قول‌های این منجی، بار دیگر چشم مردم را به دیدن واکسیل‌های براق نظامیان روشن کرد. مردم، اخوان المسلمین را به دلیل سوء مدیریت و انقلاب را به خاطر ضعف‌هایش کنار زده بودند.

به علاوه، آن دسته از معتقدان سابق انقلاب که آفت ارتش را به یک انقلاب ناقص ترجیح داده بودند، از [این مسیحا] خواستند تا از صلیب‌اش پایین آید. انقلاب نه درمانی برای عرضه‌کردن داشت و نه جایگزینی برای نظام قبلی. واضح بود که چشم امید بسیاری به یک نیروی قاطع دوخته شده بود؛ توانی که در انقلاب وجود نداشت. در واقع، نیروی جا به جا کردن کوه‌ها در میان نبود زیرا تمام انقلاب‌ها بر ایمان و اراده مردم خود برای ایجاد تغییر استوار هستند. قدرت انقلاب این‌جا به‌خطا با باورِ برداشتنِ یکی و جای‌گزین کردنِ دیگری به عنوان گزینه بهتر، عوض شد و آن‌ها که رویایی آرمانی خود را رها کردند، اکنون به آنان که هنوز رویایی دارند، خرده می‌گیرند.

همان رویاست که امروز در مصر رو به افول است. بار دیگر به مصری‌ها گفته شده که اتخاذ تصمیم درست در پای صندوق‌های رای می‌تواند ثباتی را که مدت‌ها در انتظارش بودند، برایشان به ارمغان بیاورد. برای بیشتر غیراسلام‌گراها در مصر، این به معنای انتخاب عبدالفتاح السیسی کاندیدای ارتش است و برای برخی در اردوی انقلابیون، انتخاب حمدین صباحی نجات‌بخش شمرده می‌شود.

با این وجود، حضور حمدین صباحی وضعیت را برای آنان که به آرمان انقلاب معتقدند، پیچیده می‌نماید. شرکت او، به مقبولیت نمایش انتخابات کمک می‌کند. نهادها و سازمان‌های دولتی به‌شدت به طرفداری یک‌جانبه از سیسی پرداخته‌اند که اکنون با ماسک غیرنظامی جلو آمده است. این انتخابات قرار است «آزاد و منصفانه» باشند اما با توجه به تمایل اندکی جبهه انقلابی به مشارکت، بدون حضور صباحی چنین نخواهد شد.

در هر صورت، انتخاباتِ پیشِ رو تنها اندکی با یک رای‌گیری با هدف تعیین امتیاز السیسی تفاوت دارد. شاید صادقانه‌تر بود اگر سیسی را در یک رفراندوم آری یا نه به رای می‌گذاشتند تا این‌که چنین انتخابات مضحکی را راه بیاندازند. برخی معتقدند که اگر صباحی کناره گیرد، تبعیض دولتی بیشتر آشکار می‌شود و او صداقت خود را ثابت می‌کند. نشانه‌هایی وجود دارد که طرفداران سیسی، حضور صباحی را قدمی مثبت برای محکم کردن جای پای کاندیدای خود می‌بینند. در مقاله‌ای که توسط الوطن انتشار یافت، حامیان سیسی مدعی شدند برای جمع آوری امضا در کمپین دعوت از صباحی جهت شرکت در انتخابات کمک کرده‌اند. این سخن بسیار مشکوک، نشانه‌ دیگری است از این‌که طرفداران سیسی مزایای بیشتری برای یک انتخابات نسبت به رفراندوم قائلند.

در مصر تمامی چهره‌های الهام‌بخش، تنها به نفع خود کار می‌کنند؛ این موضوع در مورد صباحی نیز با ادعای حفظ ایده‌آل‌های انقلابی صادق است. او با شرکت در انتخابات، چیزی را از دست نمی‌دهد و به همه‌چیز هم می‌رسد. نقش الصباحی در حمایت از جنبش تمرد و طرف‌داری از ارتش در وقایع برکناری محمد مرسی از ریاست جمهوری، وی را در انتخاباتی که شباهت به تئاتر دارد، تثبیت کرده و به رژیم سیسی مشروعیت می‌بخشد. حمدین صباحی از سوی رژیم به عنوان عامل کمکی برای مستحکم‌تر کردن سیطره‌اش دیده می‌شود و بعد از شکست در انتخابات نیز به عنوان رهبر اپوزیسیون شناخته خواهد شد.

در یک نگاه، شرکت صباحی در انتخابات ریاست جمهوری، یک حرکت در جهت ناممکن نشان‌ دادن دستیابی به اهداف انقلاب است تا کسی برای افول صداهای انقلابی تاسف نخورد. او با هدف دست‌یابی به ثبات سیاسی در رژیم آینده‌ی سیسی قمار کرده است.

با این حال، کیفیت برد سیسی در انتخابات، این مهم را که مردم مصر در جستجوی فردی نجات‌بخش هستند، زیر سوال نمی‌برد. مردم انتخاب کرده‌اند که شکست‌های گذشته ارتش را فراموش کنند؛ دهه‌ها سوء مدیریت را از یاد ببرند و نقش آن در درگیری‌های خیابانی سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ را در کنار اتحاد آن‌ها با اسلام‌گراها نادیده بگیرند. تمام این‌ها در صورت ناموفق بودن ارتش در بهبود اوضاع، دوباره رو خواهند شد.

در چند ماه که از دوران سیسی گذشته است، او سرویس‌های امنیتی بی‌رحم مصر را احیا کرد، کشتار تظاهرکنندگان را بدون کمترین پاسخ‌گویی از سوی نهادهای دولتی سرپرستی نمود، لوایح آزاردهنده‌ای چون قانون تظاهرات را به تصویب رساند، اجازه داد تا روزنامه‌نگاران به صورت سیستماتیک هدف سرکوب قرار بگیرند و هدایت یکی از بدترین موارد نقض حقوق بشر و قانون اساسی مصر را در دوران معاصر تاریخ مصر بر عهده گرفت.

تا زمانی که مواردی چون کمبود انرژی باقی بمانند و هیچ نشانه‌ای از بهبود در بحران اقتصادی یافت نشود، جستجو [به دنبال منجی] ادامه خواهد داشت. آن چه مصر نیاز دارد، تغییر اساسی در سیستم سیاسی و اقتصادی کنونی است که تماماً در  جهت منافع اقلیتی فاسد از تجار و بخش‌هایی از جامعه است که در رابطه تنگاتنگ با نهادهای حکومتی همچون پلیس، سیستم قضایی و ارتش هستند. تنها نجات‌بخشی که ارزش جستجو دارد، آنی است که دگرگونی‌های عمیق و اساسی ایجاد کرده و سیاست‌هایش در جهت توزیع عادلانه منابع و ثروت عمومی باشد. متاسفانه هیچ نشانه‌ای از وجود چنین چهره‌ای در افق دیده نمی‌شود، اما اگر مردم جستجوی خود را برای یافتن راه نجات اصلی آغاز کنند، شرایط ممکن است تغییر کند. تا آن زمان مردم ممکن است دریابند که هیچ «فرد»ی به تنهایی توان ایفای نقش منجی را ندارد.

More from Wael Eskandar

Recommended Articles