رفتن به محتوای اصلی

داستان زن لبنانی که دلقک می‌شود تا کودکان پناه‌جو را بخنداند

سازمان غیر انتفاعی «دلقکان بدون مرز» دو هفته نمایش برگزار کرد تا برای دقایقی، خنده را به لب پناه‌جویان بیاورد.
clowns.jpg

طبق اطلاعات کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، حدود ۶۶۷ هزار پناه‌جو در سال ۲۰۱۵ وارد جزایر یونان شده‌اند. لسبوس، یکی از این جزیره‌هاست که بسیاری از پناه‌جویان با قایق‌های بادی خود را به سواحل آن‌ رسانده‌اند. چهار دلقک نیز به آن‌جا رفته‌اند تا برای مدت دو هفته، با اجرای نمایش‌های خود، خنده را به لب‌های کودکان پناه‌جو بیاورند.

گروهی از دلقکان بدون مرز، سازمانی که سابقه تأسیس آن به سال ۱۹۹۳ در بارسلونا می‌رسد، متعهد شدند تا شش اجرا در روز برای بینندگانی بین ۳۰ تا ۱۰۰۰ نفر، در جزیره لسبوس برگزار کند. از ایالات متحده، کلی میزینگ، لوز گاکسیولا و مولی رز لوین به یک دلقک و آرت‌تراپیست لبنانی به نام سابین شقیر پیوسته‌اند تا بر لب کودکان پناه‌جو در سفر پرخطرشان به اروپا، لبخند بیاورند.

مولی رز لوین، مدیر دلقکان بدون مرز و مسوول تدارکات سفر در این پروژه، در یک مصاحبه اسکایپی به المانیتور گفت: «نخست، ما پروژه‌ای با سابین به عنوان مدیر صحنه داشتیم که برویم و از کمپ‌های پناهندگان در لبنان بازدید کنیم». او ادامه داد: «اما به جای آن تصمیم گرفتیم تا به لسبوس بیاییم زیرا آن‌جا تعداد بیشتری به ما نیاز دارند. در واقع، حدود ۸۰ درصد از پناه‌جویانی که از دریای مدیترانه می‌گذرند تا به اروپا برسند، از جزیره لسبوس عبور می‌کنند». برای انجام پروژه، آنان یک کمپین ۱۰ روزه جذب کمک مالی راه انداختند و توانستند از حامیان خود در ایالات متحده، حدود ۵ هزار دلار کمک جمع کنند.

آن‌چه تیم را به لسبوس رساند، احساس نیازی بود که با مشاهده تصاویر در رسانه‌ها به آنان دست داد. شقیر می‌گوید: «ما دیدیم که چه چیزهایی اکنون در لسبوس می‌گذرد. حس کردیم که آن‌ها به ما نیاز دارند و باید به آن‌جا برویم. خوب شد آمدیم! زیرا به نظر می‌رسد که آنان از دیدن ما خوشحال می‌شوند».

او درباره میزان ترس و استرسی که مردم هر روزه با آن مواجه می‌شوند، گفت: «آن‌ها به یک سفر هراسناک رفته‌اند و خود را به میانه خطر انداخته‌اند. این افراد خوشحالند که به خاک اروپا رسیدند اما هنوز می‌توانید سنگینی بار فشارهای روحی را روی دوش آن‌ها احساس کنید».

بیشترین پناه‌جویانی که دلقکان بدون مرز در جزیره لسبوس ملاقات کرده‌اند، از سوریه آمدند و بقیه اهل کشورهای عراق، افغانستان، ایران، مراکش، لبنان،‌ مصر و حتی غزه‌اند. شقیر با خنده می‌گوید: «من حتی دو خانواده لبنانی را دیدم که تظاهر می‌کردند سوری هستند، البته نتوانستند مرا فریب دهند». تیم آن‌ها با خانواده‌هایی روبه‌رو شدند که همه چیز خود را از دست داده بودند. همچنین مردانی که به دنبال راهی می‌گشتند تا به خانواده‌های خود که در کشورشان مانده‌اند،‌ کمک برسانند. زمانی که این پناه‌جویان به لسبوس می‌رسند، مشخصات‌شان توسط مقام‌های محلی در لسبوس ثبت می‌شود و طبق ملیت و شرایط خانواده، در کمپ‌هایی به طور موقت اسکان داده می‌شوند. اقامت این افراد در کمپ‌ها بین سه تا ۱۰ روز طول می‌کشد و پس از آن با کشتی به سمت آتن حرکت داده می‌شوند.

برای دلقک‌ها،‌ این پروژه یک تجربه گران‌بهاست و به آن‌ها اهمیت کارشان را یادآوری می‌کند. کلی میزینگ، دلقک و نوازنده، به المانیتور می‌گوید: «در وهله اول وقتی ما اجرا می‌کنیم، بسیاری از کودکان می‌ترسند. آن‌ها درنمی‌یابند کجا هستند و چه اتفاقی دارد می‌افتد. اما وقتی موزیک را می‌نوازیم، صورت‌های خنده‌دارمان را نشان می‌دهیم و با آنان بازی می‌کنیم، دوباره کودک می‌شوند. این چیز زیبایی است که می‌بینیم. وقتی والدین می‌بینند که فرزندان‌شان دوباره می‌خندند، آن‌ها هم شاد می‌شوند. بعد از نمایش، بسیاری از آنان از ما تشکر می‌کنند. گاهی اوقات به ما می‌گویند نخستین بار در هفته است که لبخند فرزندان‌شان را می‌بینند».

برخی انتقاد می‌کنند که نیاز ضروری پناه‌جویان، سرپناه، غذا و خدمات درمانی است اما گراکسیولا، دلقک و نوازنده دیگر، به ما می‌گوید: «آن‌ها هنوز هم نیاز دارند بخندند، برای دقایقی آرامش داشته باشند و مانند افراد در شرایط عادی، بخندند. یکی از کمپ‌ها مثل زندان است». او ادامه می‌دهد: «این کمپ توسط پلیس اداره می‌شود و امکاناتی برای جا دادن این تعداد انسان ندارد. آوردن دلقک‌ها به چنین زندانی، یک کار انسانی است».

داستان‌های بسیاری از این ملاقات‌ها با پناه‌جویان را می‌توان در صفحه فیس‌بوک شقیر خواند. او آن‌جا به صورت روزانه پست می‌گذارد. برای مثال در روز سوم نوامبر، داستانی را از یک کودک روایت کرد که با شنیدن صدای هلی‌کوپتر، هراسناک خود را به زمین پرت کرد. آن‌روز دلقک لبنانی این کامنت تکان‌دهنده را نوشت: «در آن لحظه نمی‌توانستم جلوی گریه‌ام را بگیرم. رفتم و او را در آغوش گرفتم تا هلی‌کوپتر دور شود. ما به نمایش ادامه دادیم تا او دوباره لبخند بزند... امیدوارم او بار دیگر به این زودی‌ها صدایی مانند هلی‌کوپتر را نشنود».

حتی در میان افراد محلی و پلیس که از شرایط پیش آمده دل خوشی ندارند، حضور دلقک‌ها با آغوش باز پذیرفته می‌شود. میزینگ می‌گوید: «فکر می‌کنم همه ما را دوست دارند. برای مثال، ما شروع به دلقک‌بازی برای یک پلیس کردیم و او به ما گفت دیگر بچه نیست. شاید روز بدی داشت. اما امروز مجددا همین کار را با او کردیم و به خنده‌اش واداشتیم. او از ما عکس گرفت. ما محبت‌های زیادی از پلیس‌های کمپ و داوطلبانی دیدیم که هفته‌هاست آن‌جا کار می‌کنند. آن‌ها خوشحالند که کاهش فشارهای روانی را می‌بینند. افراد محلی هم که از شرایط پیش‌آمده ناراحتند،‌به همین صورت از دیدن دلقک‌ها در کافه‌های محلی‌شان خوشحال می‌شوند».

تا روز دهم نوامبر، آخرین روزی که دلقکان بدون مرز در لسبوس بودند، لوین، میزینگ، گاکسیولا و شقیر به شنیدن روایات پناه‌جویان، هم‌دردی با‌ آنان و همچنین خندیدن و خنداندن پرداختند. در سال ۲۰۱۶ دلقک‌های بدون مرز باز تصمیم خواهند گرفت تا به جایی بروند که بتوانند بیشترین کمک را به کاهش فشار پناه‌جویان کنند.

در همین اثنا، دلقکان بدون مرز پروژه دیگری را از روز هشتم نوامبر در نپال برای زلزله زدگان به راه انداختند. پروژه دیگری نیز در کلمبیا در یک همکاری شش ساله با هنرمندان محلی در کالی رقم زده شد. کالی مکانی است که از خشونت‌های تاریخی و فقر رنج می‌برد. میزینگ مساله کمک به پناه‌جویان را تا روز دوم دسامبر با پروژه سیرک اضطراری ادامه می‌دهد و در حال جمع‌آوری کمک‌های مالی آن‌لاین برای این کار است.