رفتن به محتوای اصلی

کرد های ایران بر می خیزند در حالی که رهبرانشان متفرقند

گروه های مختلف کرد ایرانی بجای اتحاد برای به دست آوردن حقوق خود، متفرقتر شده اند.
1.jpg

بهار در کوه های با شکوه قندیل که ایران و عراق را از یکدیگر جدا می کنند فرا رسیده است. اما آرامش این منطقه دور افتاده روستائی در خاور میانه هر لحظه می تواند در هم شکسته شود. جنگنده های ایرانی هر از گاهی بر روی جنگجویان حزب حیات آزاد کردستان (پژاک) که مقرشان در قندیل است بارانی از بمب فرو می ریزند. این گروه از آخرین بقایای گروه های کرد است که برای خود مختاری در ایران مبارزه می کنند.

کرد های ایرانی سرکوب شده، و بنا به برخی از روایات، از جمله اعضاء پژاک، هم چنان زندانی شده و تحت شکنجه قرار می گیرند. تعداد کسانی که از این گروه اعدام می شوند در سال های اخیر رو به افزایش گذاشته است. در حالی که موفقیت کرد های ترکیه، سوریه، و عراق در مبارزه با داعش عنوان خبر های بین المللی را به خود اختصاص می دهد گرفتاری کرد های ایرانی به دست فراموشی سپرده سده است.

تا آنکه هفته گذشته به ناگاه صد ها کرد ایرانی، در مهاباد، در اعتراض به مرگ اسرار آمیز خدمتکار یک هتل به خیابان ها مهاباد ریختند. روز ۷ ماه مه، فریناز خسروانی از پنجره طبقه چهارم هتل تارا به پائین پرتاب شد. معترضین ادعا می کنند که فریناز به این دلیل به پائین پریده که از دست یک مامور امنیتی که قصد تجاوز به وی را داشته فرار کند. با پخش خبر مرگ وی مردم با پلیس درگیر شدند و هتل را به آتش کشیدند. جزئیات مسئله در هاله ای از ابهام باقی مانده چرا که رسانه های بین المللی امکان ورود به بخش های کرد نشین ایران را ندارند. مقامات ایرانی این مسئله را که یک مامور امنیتی در این مسئله دخیل بوده رد می کنند. آن ها فردی را دستگیر کرده اند که ادعا می کنند مشاور خصوصی هتل بوده است.

احزاب کرد سعی بر این دارند که حادثه را پیش درآمد یک انتفاضه کرد قلمداد کنند چرا که واقعه در مهاباد، یعنی در شهری رخ داده که از یک جایگاه اسطوره ای در جنبش ملی گرائی کرد برخوردار است.

در سال ۱۹۴۶، با حمایت شوروی، کرد ها اولین حکومت مستقل اما کم دوام خود را در مهاباد بنا کردند. حکومت که تحت رهبری یک روحانی سنی به نام قاضی محمد شکل گرفته بود کابینه ای داشت متشکل از ۱۳ نفر و دارای ارتش ملی نیز بود. با بیرون کشیدن سربازان شوروی از خاک ایران، تحت فشار غرب، مهاباد یک سال پس از اعلام استقلال فرو ریخت.

محمد در ملاء عام به دار آویخته شد، همانگونه که کرد های ناراضی امروز می شوند، و از آن پس هر نوع ابراز هویت کردی ممنوع گردید.

به نوشته عبدالرحمن قاسملو، بنیانگذار حزب دموکرات کردستان ایران، که سیاست در کردستان تا زمان ترور وی در سال ۱۹۸۹ تحت تسلط او بود، با مرگ قاضی محمد کردستان وارد دوران "رکود سیاسی" شد.

طبق قانون اساسی ایران ملیت های غیر فارس مجازند که به زبان خود تحصیل کنند اما این قانون هرگز به مرحله اجرا در نیامده است.

در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، روحانی اصلاح طلبی که بین سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۵ در این مقام بود، قدری از محدودیت ها کاسته شد. مدرسه خصوصی در کردستان آزاد شد. حدود سی نفر کرد به نمایندگی مجلس انتخاب شدند. گفته می شود که رئیس جمهور فعلی ایران، حسن روحانی نیز با اصلاحات در مناطق کرد نشین موافق است. در اکتبر سال گذشته برای اولین بار از سال ۱۹۷۹ به کردها اجازه راه پیمائی برای ابراز همدردی با کرد های سوریه داده شد.

زبان کردی هرگز در ایران به عنوان جرم شناخته نشد در حالی که در ترکیه دهها سال زبان کردی جرم بود. ممکن است این به آن جهت باشد که ریشه زبان کردی که در ایران رایج است و زبان فارسی دارای ریشه مشترک باشند. با این همه بر خلاف ترکیه که اینک یک حزب کرد مشغول فعالیت های انتخاباتی برای انتخابات مجلس در ۷ ژوئن است در ایران احزاب کرد حق فعالیت ندارند. مذاکرات محرمانه خارج از ایران بین مقامات رژیم و مقامات کرد پراکنده بوده و هنوز به نتیجه ای نرسیده است.

با وجود هیاهو در اطراف مرگ خسروانی بسیاری از فعالان کرد در صحبت های خصوصی می گویند که رژیم باز هم موفق خواهد شد که پژاک و دیگر گروه های کرد ملی گرا را سرکوب کند. یک فعال که از ترس رژیم نمی خواست نامش فاش شود طی یک ایمیل به المانیتور نوشت: "رژیم بیرحم است و کرد ها مشغول جنگ بین خودشان هستند." رهبران کرد ایرانی نیز که در مناطق شمالی عراق به حال تبعید به سر می برند نیز همین ارزیابی را تایید کردند.

رزان جاوید، مهندس برق از اهالی مهاباد از سال ۲۰۰۳، کمی بعد از تاسیس پژاک، به این گروه پیوست. وی مدارج ترقی را در گروه طی کرده و اینک ریاست بازوی سیاسی گروه را که با نام "کدار" شناخته می شود در اختیار دارد.  

در یک بعد از ظهر، المانیتور با جاوید در یک چادر بتنی در قندیل، در فاصله ۵ کیلومتری مرز ایران ملاقات کرد.

جاوید به المانیتور گفت: "هر روز رژیم مردم ما را می کشد تنها به این دلیل که خواهان حقوق خود هستند و دنیا ساکت و نظاره گر است. یک الگوی تثبیت شده در رفتار رژیم این است که رژیم از هر آشتی و سازشی با غرب استفاده می کند که مخالفان خود را شدیدتر سرکوب کند." اشاره جاوید به توافق هسته ای موقتی بود که بین ایران و شش قدرت جهانی حاصل شده است. مانند بسیاری دیگر از کرد ها، جاوید معتقد است که آمریکا و بقیه کشور های ۱+۵ از ترس اینکه مبادا توافق نهائی با ایران به خطر بیفتد چشم خود را بر روی اجحافات رژیم بسته اند.

عباس ولی، یک ایرانی دانشگاهی برجسته کرد که در استانبول اقامت دارد با این گفته موافق است. او در مصاحبه ای به المانیتور گفت: "توافق هسته ای بخشی از یک استراتژی کلی است که ایران را به جامعه جهانی بازگرداند. محاسبات پرزیدنت اوباما اینگونه است که رژیم ایران در حالت ثبات به سر می برد و امور را در کنترل خود دارد و لذا آمریکا مایل نیست با بازیگران غیر دولتی مانند پژاک و حزب دموکرات کردستان وارد معامله شود."

سابقه ایران در باب حقوق بشر وحشتناک است و در این میان بدتر از همه برخوردی است که با کرد ها می شود. جاوید می گوید که "ما مورد تبعیض مضاعف قرار داریم چون هم اقلیت قومی هستیم و هم سنی." تخمین ها متفاوت است اما تقریبا نیمی از جمعیت ۱۰ میلیون نفری کرد های ایران شیعه هستند.

ایران بعد از چین بالاترین تعداد اعدام را در سال در اختیار دارد. گروه های حقوق بشر می گویند که علیرغم تلاش روحانی برای پاک کردن این لکه تعداد اعدام ها رو به افزایش است. تعداد زندانیانی که در سال ۲۰۱۴ اعدام شدند به ۷۴۰ نفر رسید که نسبت به سال قبل از آن ۱۰درصد افزایش داشت. و امسال نیز تا این لحظه حداقل ۳۵۰ نفر اعدام شده اند.

در میان آنها شش کرد دیده می شدند که در زندان رجائی شهر در غرب تهران زندانی بودند و در ماه مارس اعدام شدند. به خانواده های آن ها اجازه شرکت در مراسم تدفین آنان داده نشد. اعدام شدگان همگی مرد و سنی بودند و به جرم محاربه و شرکت در گروه های کرد ملی گرا و سلفی مجازات شدند. جاوید تصور می کند که هم اینک ۳۰ زندانی کرد که ادعا می شود وابسته به پژاک اند در انتظار اعدام به سر می برند.

سامان نسیم که در آوریل ۲۰۱۳ به جرم مبارزه مسلحانه علیه سپاه پاسداران به اعدام محکوم شد از معدود مواردی بود که توجه بین المللی را به خود جلب کرد. دلیل آن این بود که نسیم به هنگام دستگیری در سال ۲۰۱۰ بیش از ۱۷ سال نداشت. او به شدت و به مدت ۹۷ روز شکنجه شد و بالاخره در حالی که چشمبند به چشمانش داشت اعترافات خود را امضاء کرد. گروه های حقوق بشر بین المللی با استناد به کنوانسیون حقوق اطفال که اعدام نوجوانان را منع می کند از مقامات ایران خواستند که اجرای حکم اعدام او متوقف شود. در روز ۱۸ فوریه امسال، یک روز قبل از روزی که قرار بود حکم اعدام او اجرا شود، نسیم از زندانی در ارومیه به نقطه نامعلومی منتقل شد. سرنوشت او چون رازی مخفی مانده است.  

پژاک ادعا می کند که پرنفوذترین گروه در جنبش کردستان ایران است و "هزاران" جنگجو در اختیار دارد و قدرت این را دارد که حقوق اکراد را باز ستاند. اما شورشیان مزبور در سپتامبر ۲۰۱۱ پس از یک حمله عظیم از سوی ارتش ایران با دادن صد ها کشته مجبور به عقب نشینی به سمت قندیل شدند.

رقبای پژاک آنان را دست نشانده می خوانند. دلیل آن این است که پژاک در ابتدا توسط یک گروه چریکی ترک یعنی پ ک ک (حزب کارگران کردستان ترکیه) که از سال ۱۹۸۴ برای خود مختاری در ترکیه مبارزه می کند سازمان داده شد.

در حالیکه پژاک هر گونه رابطه رسمی با پ ک ک را انکار می کند، عبدالله اوجالان رهبر پ ک ک را رهبر خود می دانند. پژاک هم چنین از نظریه "کنفدراسیون دموکراتیک" پیروی می کند. نظریه ای که نوعی از خودمختاری، هر چند با ابهام، را تبلیغ می کند که متفکر چپ و رادیکال آمریکائی، موری بوکچین، واضع آن بوده است.

روزنامه نگار با سابقه ترک، احمد سمبل، که به تازگی از یک سفر مخفیانه به کردستان ایران بازگشته است به المانیتور گفت که وجود تصاویر عبدالله اوجالان در خانه های در کردستان ایران امری عادی است. وی گفت: "به نظر می رسد که پ ک ک و پژاک بیشترین تعداد (در میان گروه های کرد) را به استخدام در می آورند."  

برخورد های مسلحانه بین ارتش ترکیه و پ ک ک عملا متوقف شده است و عبدالله اوجالان در حال انجام مذاکرات صلح پر دست اندازی با مقامات ترک است. این وقفه باعث شده که شورشیان کرد بتوانند نفوذ خود را در عراق و سوریه گسترش دهند. در سوریه گروه نیابتی پ ک ک ، یعنی "واحد های محافظت خلق" (وای پی جی)، با حمایت هوائی آمریکا در حال جنگ با نیرو های جهادی داعش هستند. کرد های ایرانی برای آزادی کوبانی به کمک حنگجویان وای پی جی شتافتند. کوبانی شهری در سوریه، در نزدیکی مرز ترکیه، به شکل سمبل مقاومت مردم کرد در جهان در آمده است.

افزایش محبوبیت پ ک ک رقبایش را می آزارد.

عبدالله مهتدی رهبر حزب کومله کردستان ایران می گوید: "آنها (پژاک) یک حزب کرد ایرانی نیستند. آنان محصولی از پ ک ک (ترکیه) هستند."

طی یک مصاحبه سه ساعته در مقر حزب کومله در سلیمانیه عراق، عبدالله مهتدی از افت و خیز جنبش کرد های ایرانی سخن گفت. مهتدی، مانند بسیاری از سیاستمداران ایرانی کرد، با آنکه از خانواده آریستوکراسی کرد آمده است دیدگاه های چپ را حمایت می کند. او که انگلیسی را به روانی صحبت می کند از روز های بلافاصله پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ سخن می گوید، زمانی که کومله و حزب دموکرات قاسملو بخش عظیمی از کردستان را در نزدیکی مرز عراق در کنترل خود داشتند. رژیم تازه تاسیس اسلامی که درگیر جنگی خونین با عراق بود چشمش را بر این مسئله بسته بود.

اما تاریخ دوباره تکرار شد. با تمام شدن جنگ، رژیم کنترل مناطق مزبور را دوباره به دست آورد. هزاران کرد کشته شدند و آنها که زنده ماندند به عراق گریختند. کومله و حزب دموکرات کردستان با یکدیگر وارد جنگ شدند و نهایتا هر دو به درون عراق عقب نشینی کردند. امروز، احزاب مزبور سایه ای از وجود اولیه خود هستند و به جای هزاران رزمنده صد ها جنگجو را در اختیار دارند. شکاف های درونی عمیقتر شده و امروز دو حزب کومله و دو حزب دموکرات وجود دارند.

خالد عزیزی، رهبر یکی از دو حزب دموکرات، این اشعابات و تفرقه را نتیجه "برخورد شخصیت ها" می داند. او به المانیتور گفت که برای تاثیر گذاری، گروه های کرد ایرانی باید با یکدیگر متحد شوند. وی گفت: "ما داریم سعی خودمان را می کنیم." با این حال مقامات حزب دموکرات از حصول چنین اتحادی اظهار تردید می کنند.

ستاد فرماندهی حزب دموکرات، در کردستان عراق، در نزدیکی شهر خویه، حالتی سوررئالیستی دارد. زنان مبارز با مسلسل های کلاشینکف بر دوششان در میان فضای سبز و باغات آنجا مشغول قدم زدن هستند. یکی از زنان که خود را با نام صحرا معرفی کرد می گفت که اهل مهاباد است. او سه ماه پیش به حزب دموکرات پیوسته است. وی می گفت: "زنان در ایران هیچ حقوقی ندارند. من اینجا آزاد زندگی می کنم، آنطور که می خواهم."

مینا ۲۵ ساله نیز چهار ماه پیش به گروه پیوسته است. او می گفت: "من آمده ام که برای یک کردستان مستقل بجنگم."

با این حال عزیزی اصرار داشت که حزب چنین هدفی را دنبال نمی کند. او شعار معروف حزب را تکرار می کرد: "دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان."

با این حال مشخص نیست که تا چه حد، خارج از محدود آن اردوگاه، گروه مزبور می تواند اثر بخش باشد. "ولی" می گفت: "تمام این احزاب در گذشته منجمد شده اند و کاملا به کرد های عراقی وابسته اند. آن ها هیچ تلاشی برای براه انداختن یک تشکیلات مخفی در ایران نکردند و بر این باور بودند که رژیم از درون منفجر خواهد شد. (زمان) نشان داد که محاسبات آنها خطا بوده است."

خلاء سیاسی توسط پژاک و حزب دموکرات پر شده اما به اعتقاد "ولی" نفوذ آنها محدود است. او می گفت: "حزبی که تنها یک فرمول را برای همه کرد ها پیشنهاد کند واقعگرا نیست."