در دسامبر سال ۱۹۶۷، ملک فیصل عبدالعزیز آل سعود، شاه وقت عربستان، یک وظیفهٔ جدید به برادر کوچکترش، شاهزاده سلمان سپرد که فرماندار ریاض بود: جمعآوری بودجه برای حمایت از فلسطینیانی که در برابر اشغال بیت المقدس به دست ارتش اسرائیل مقاومت میکردند. این بودجه بخشی از تغییرات وسیعتر در سیاست خارجی سعودیها در ۵۰ سال پیش بود که این کشور را روبهروی ایالات متحده قرار داد. تغییرات در سیاست آمریکا در قبال بیت المقدس میتواند بار دیگر این اتفاق را تکرار کند.
شاهزادهٔ ۳۱ سالهٔ آن زمان، با اشتیاق این مأموریت جدید را دنبال کرد در میان سعودیها -خاندان سلطنتی و افکار عمومی- که خواستار حمایت مقاومت فلسطینیها بعد از سرافکندگی جنگ ۱۹۶۷ بودند، مخاطبان پُر شوری پیدا کرد. «کمیتهٔ مردمی کمک به خانوادههای شهدا و مجاهدین در فلسطین»، دهها میلیون دلار پول در عربستان جمع کرد و تا امروز نیز مشغول به کار است.
این، یک نقطهٔ عطف برای سلمان بود. او ۱۲ سال بعد و در زمان حملهٔ شوروی به افغانستان در دسامبر ۱۹۷۹، از سوی ملک خالد بن عبدالعزیز آل سعود، شاه وقت، مأموریت دیگری در جهت جمع پول برای مجاهدینی که با شوروی میجنگیدند دریافت کرد و آن را نیز به خوبی انجام داد. در سالهای نخست جنگ افغانستان، سلمان حتی از پولی که سیآیای هر سال به مجاهدین افغان میداد، مبلغ بیشتری جمع کرد. پس از آن، ملک فهد بن عبدالعزیز آل سعود وظیفهٔ مشابهی را بر گردن سلمان نهاد.
پیش از سال ۱۹۷۶، اولویت سیاست خارجی فیصل، خنثی کردن تلاش جمال عبدالناصر، رهبر وقت مصر بود که تلاش میکرد تا جهان عرب را پشت نسخهاش از ناسیونالیسم انقلابی عربی، متحد کند. مصر یک تهدید واقعی برای پادشاهی سعودی بود. فیصل با حمایت از شورش زیدیهای سلطنتطلب در برابر حکومت مورد حمایت مصر و شوروی در صنعا، سعی کرد تا مصر را در باتلاق یمن زمینگیر کند. بخش عمدهای از دلایل شکست سال ۱۹۶۷ ناصر در سینا، به جنگ یمن بازمیگشت زیرا زبدهترینهای ارتش او در یمن گیر کرده بودند.
AL-MONITOR All-Access gives you unlimited access to all our journalism, the full Daily Briefing, exclusive interviews, premium newsletters, and live events — for less than $2/week.