رفتن به محتوای اصلی

نتانیاهو چگونه در انتخابات آینده آمریکا مداخله خواهد کرد؟

مشاورین نخست وزیر اسرائیل معتقدند که شلدون آدلسون٬ میلیاردر کازینودار یهودی آمریکایی و بنیامین نتانیاهو به زودی تصمیم میگیرند از چه کسی در انتخابات آینده ریاست جمهوری در آمریکا حمایت کنند.
Former U.S. Secretary of State Hillary Clinton speaks during a press conference at the United Nations in New York March 10, 2015.  REUTERS/Mike Segar (UNITED STATES - Tags: POLITICS) - RTR4STI7

در دفتر بنیامین نتانیاهو٬ نخست وزیر اسرائیل در بیت المقدس چندان هیجانی برای پیش بینی در مورد اینکه آیا وزیر امور خارجه سابق آمریکا٬ هیلاری کلینتون کاندیدای ریاست جمهوری می‌شود یا خیر وجود نداشت و اعلام کاندیداتوری او در روز ۱۲ ژوئیه تعجب کسی را بر نیانگیخت. از مدت‌های پیش همه می‌دانستند که هیلاری کلینتون وارد رقابت‌های انتخاباتی خواهد شد. آن اندازه‌ای که نزدیکترین مشاوران نخست وزیر اسرائیل کاندیداتوری او را در ارزیابی‌هایشان از شرایط پیشاپیش قرار داده بودند. تمامی حرکت‌های هیلاری کلینتون در یک سال گذشته٬ در بیت المقدس ردیابی و ثبت شده است. کلینتون به عنوان سرنوشتی گریز ناپذیر٬ دارویی تلخ که از پیش فکر آن شده و مشکلی که باید از سد آن گذشت دیده شده‌است.

یکی از نزدیکان نتانیاهو هفته گذشته گفت: "نتانیاهو تا کنون ۹ سال نخست وزیر بوده‌ و هنوز تا کنون شانس اینرا نداشته که حتی برای پانزده دقیقه هم با رئیس جمهوری جمهوریخواه در کاخ سفید همراه باشد. او تا کنون با دموکرات‌هایی مانند بیل کلینتون و باراک اوباما کار کرده‌است و شاید با کلینتونی دیگر نیز کار کند. واقعا مردم معتقدند نتانیاهو خوش شانس بوده‌است؟ خوب باید گفت با در نظر گرفتن رئیس جمهورهای آمریکا که او با آنها همزمان در قدرت بوده٬ نتانیاهو بدشانس بوده‌است."

کسی در بیت‌المقدس فکر نمی‌کند که این مسئله‌ای اضطراریست. آنها مسائل دیگری دارند که برای نگران شدن بسیار اضطراری تر اند به خصوص برنامه اتمی ایران. نخست وزیر درست در وسط "جنگی جهانی علیه کاخ سفید" است. هر دو طرف "جنگ تا آخرین فشنگ" هستند و از هر سلاحی در زرادخانه‌شان است استفاده می‌کنند.  طرف آمریکایی در واقع در تلاش است تنش‌ها را کاهش دهد و اسرائیلی‌ها را که دارند با تمام قوا می‌تازند٬ تسکین دهد. این تلاش‌ها شامل فشار آوردن و حمایت کردن از طرح مطرح شده در مورد تحریمهای ایران در سنا توسط سناتور مارک کرک (جمهوریخواه از ایالت ایلینویز)٬ باب منندز (دموکرات از ایالت نیوجرسی) و طرح جدید طرح شده توسط سناتور باب کورکر (جمهوریخواه از ایالت تنسی) برای نظارت کنگره بر هرگونه توافق هسته‌ای -استقرار سوپاپ اطمینانی تمام عیار از طرف کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC)- و فشار وحشتناکی که بر سناتورهای دموکرات وارد می‌کنند٬ می‌باشد. در این نبرد نتایاهو از رویکرد "هیچ سربازی را زنده نگذارید" همراه با فشاری ویژه بر رئیس جمهور آمریکا استفاده می‌کند. هویت دقیق جانشین اوباما در حال حاضر از اهمیت چندانی برخوردار نیست. چرا که اسرائیلی‌ها در حال حاضر معتقدند "ما زمانی که به پل برسیم از آن عبور می‌کنیم."

در حال حاضر -دستکم از زاویه منافع و نگرانی‌های اسرائیلی‌ها- بسیار سخت می‌توان گفت که هیلاری کلینتون چطور رئیس جمهوری خواهد بود. با وجود اینکه بسیاری تمایل دارند بگویند یک رئیس جمهور جمهوریخواه با اسرائیل روابط بهتری خواهد داشت و یک رئیس جمهور دموکرات سرسختانه تر با اسرائیل برخورد خواهد کرد٬ تاریخ به ما نشان می‌دهد که هیچ قاعده‌ای در این زمینه وجود ندارد. اگر قاعده‌ای وجود داشته باشد٬ این است که نتیجه کاملا اتفاقی است. جورج هربرت واکر بوش( جرج بوش پرد) در برخوردش با اسرائیل بسیار سرسخت بود. در واقع او کسی بود که با مخالفت با اعطای ضامن وام به دولت اسحاق شمیر از حزب لیکود در سال ۱۹۹۱ باعث سقوط این دولت شد. در تقابل با آن باید گفت که بیل کلینتون به عنوان رئیس جمهوری دموکرات در دوران نخست وزیری اسحاق رابین بسیار از اسرائیل حمایت می‌کرد. در واقع بسیاری معتقد بودند که او در عمل یک صهیونیست بود. ولی بعد نتانیاهو سر کار آمد و روابط بین دو کشور غیرقابل تحمل شد.

بعدها کلینتون در شکست نتانیاهو از ایهود باراک در انتخابات سال ۱۹۹۹ نیز نقش بازی کرد. آن روزها روزهایی بودند که رئیس جمهور آمریکا محبوبترین فرد در اسرائیل بود. اگر راهی وجود داشت که کلینتون در انتخابات نخست وزیری اسرائیل شرکت کند بدون شک هر رقیب احتمالی را شکست می‌داد. امروز البته اوضاع کاملا برعکس است. اوباما توانسته‌است خودش را "به عنوان دشمن مردم" معرفی کند.

جانشین کلینتون٬ جورج دبلیو بوش در ابتدا رفتار سردی با اسرائیل داشت. این امر باعث شد تا نخست وزیر وقت٬ آریل شارون در سال ۲۰۰۱ "سخنرانی چکوسلواکی" معروفش را کمی بعد از حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک انجام دهد. در آن سخنرانی شارون از غرب خواست اسرائیل را مانند چکوسلواکی سال ۱۹۳۸ رها نکند. آن زمان همه احساس می‌کردند که جهان به طور عمومی و ایالات متحده به صورت خاص٬ در بهبوبه حمله تروریست‌های اسلامی به دژهای غرب٬ "اسرائیل را جلوی اتوبوس خواهند انداخت" به این معنی که اسرائیل دیگر برایشان اولویت نخواهد بود. در نهایت دقیقا عکس قضیه اتفاق افتاد. رها کردن اسرائیل "به تاخیر افتاد" و طبق رویکرد نتانیاهو اسرائیل تنها پس از گذشت هشت سال خوب دوران بوش در کاخ سفید٬ توسط اوباما رها شد.

چه نتیجه‌ای می‌توان از همه این ها گرفت؟ اینکه هیچ راهی برای پیش بینی اینکه یک سیاست مدار آمریکایی٬ چه دموکرات باشد چه جمهوریخواه٬ در مورد اسرائیل چه موضع گیری خواهد کرد وجود ندارد. همه اینها به شرایط زمانه٬ عوامل خارجی٬ هویت نخست وزیر اسرائیل و چند متغیر دیگر بستگی دارد. کاری که می‌توان کرد این است که نظرات سیاسی٬ بیانیات٬ ترجیحات و روابط آن سیاست مدار را طی سالهای گذشته٬ قبل از اینکه رئیس جمهور شود٬ ارزیابی کرد و محتاطانه ترین حالت در نتیجه گیری را انتخاب کرد.

با در نظر گرفتن موارد فوق٬ همه چیز در مورد هیلاری کلینتون پیچیده می‌شود. زمانیکه شوهرش رئیس جمهور بود او به عنوان شخصی چپگراتر از او شناخته می‌شد. در مورد اسرائیل او رابطه سردتری داشت و در آن رابطه گرم و حمایتگری که شوهرش با دولت صهیونیست داشت٬ مشارکت نمی‌کرد. اما این رویکرد او در طی سالیان عوض شد. زمانیکه کلینتون سناتوری بانفوذ از ایالت نیویورک شد روشن بود که او شخص دیگری شده‌است. یهودیان زیادی اطراف او بودند که بسیاری از آنها ثروتمند بودند و هیلاری بسیار به اسرائیل نزدیکتر شد. زمانیکه قصد شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ را داشت٬ ارتباطش با اسرائیل بیشتر شد و او آن زمان به عنوان مهمترین حامی اسرائیل شناخته شد.

دوره وزارت امور خارجه او در دولت اول اوباما هیچ چیز مثبتی به روابط پیچیده خانواده کلینتون‌ها با نتاینیاهو اضافه نکرد. کلینتون کسی بود که خواسته همیشگی آمریکا مبنی بر توقف شهرک سازی در مناطقه اشغالی را بسیار بیشتر مطرح کرده و در طول دوران حضورش در وزارت امور خارجه چند رویارویی تند با نتاینیاهو داشته است. این باعث شد که هیلاری کلینتون فرصت بیابد تا بفهمد منظور شوهرش از اینکه در صحبت با مشاورانش در جریان دیدار با نتانیاهوی جوانتر در سال ۱۹۹۶ از آنها پرسید "چه کسی ابر قدرت است؟ ما یا آنها؟" را بهتر درک کند.

پس از پایان دوره وزارت امور خارجه‌اش به نظر می‌رسید چاله‌ای پر از خون بین او و نتانیاهو بوجود آمده بود. هر چند آن چاله در قیاس با اقیانوس سیاهی که بین دولت دوم اوباما و نخست وزیر اسرائیل وجود دارد هیچ چیز نیست. در دنیای واقعی همه چیز نسبی است و به نظر من اگر دست نتانیاهو بود در این زمان اوباما را بدون لحظه‌ای تعلل با کلینتون تعویض می‌کرد. از طرف دیگر او دو سال دیگر اوباما را با کلینتون عوض نخواهد کرد.

کلینتون شبکه‌ای از معتمدین٬ آشنایان و حامیان در اطراف خود دارد که همگی دوستان نزدیک اسرائیل هستند ولی هیچکدام از آنها حامی نتانیاهو نیست. در واقع کلینتون بسیار خوشحال می‌شد که در انتخابات ۱۷ مارس اسرائیل ائتلاف صهیونیست به رهبری اسحاق هرتزوگ پیروز می‌شد اما این اتفاق نیافتاد و او در انتخابات شکست خورد. این بدان معناست که او باید در چند ماه آینده سخنانش را کمی تغییر دهد و سازگار کند و پیام حمایتی ساختگی برای دولت جدید اسرائیل بفرستد تا در ماه‌های اولیه کارزار انتخاباتی‌اش مورد حمله سرسختانه دولت اسرائیل قرار نگیرد.

کلینتون‌ها در مقاطعی حساس در سیاست اسرائیل حضور داشت‌اند. آشنایی بسیار ژرف آنها از جنگل سیاست در اسرائیل قابل توجه است. حتی امروز نیز همچنان داستان‌های جالبی در جای جای اسرائیل درباره اینکه بیل کلینتون٬ رئیس جمهور پیشین و همسرش هیلاری٬ رئیس جمهور احتمالی آینده آمریکا٬ چگونه در رویدادهای سیاسی داخل اسرائیل دخیل بوده‌اند شنیده می‌شود. یکی از آنها به سال ۲۰۰۹ باز می‌گردد. در آن زمان کلینتون به یکی از دیپلمات‌های ارشد اسرائیلی درباره اینکه "آیا تسیپلی لیونی (رهبر حزب کادیما) باید به حکومت نتانیاهو بپیوندد یا خیر؟" مشاور می‌داد. در همان زمان کلینتون اعلام کرد که نخست وزیر منتخب٬ بنیامین نتانیاهو از او شخصا خواسته بوده که با اعمال فشار روی لیونی از وی بخواهد از شرکت در حکومت انصراف دهد ولی کلینتون با لوینی تماس نگرفت. دستکم تا آنجایی که معلوم است. شاید او هم فکر می‌کرد مه لیونی نباید در حکومت شرکت کند.

با این وجود یک چیز مشخص است. ۱۸ ماه آینده رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با نقش آفرینی‌ جدی اسرائیل بسیار جالب خواهد بود. آیا نتانیاهو مانند انتخابات دوره پیش (که در آن از میت رامنی حمایت کرده بود) از کاندیدای جمهوریخواهان حمایت می‌کند؟ فرض نزدیکان نتانیاهو این است که او این کار را می‌کند. یکی از مشاورین پیشین نتانیاهو هفته گذشته به من گفت: "نتانیاهو با موضع گیری در مورد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا٬ کاری کرد که هیچ نخست وزیر اسرائیل تا امروز نکرده است. او برای این کار هیچ هزینه‌ای پرداخت نکرد بنابرین هیچ دلیلی وجود ندارد که او از انجام دوباره آن بپرهیزد."

همچنین گفته می‌شود که تصمیم نهایی برا اساس موضع گیری کاندیدهای مختلف و هویت کاندیداهای جمهوری خواه٬ توسط میلیاردر یهودی معروف شلدون آدلسون گرفته خواهد شد. به عنوان مثال اگر جب بوش نماینده حزب جهوریخواه شود٬ آدلسون -و تا حدی نتانیاهو- کمتر مشتاق خواهند بود از او حمایت کنند. از سوی دیگر نباید فراموش شود که رامنی نیز نتوانست توجه و اشتیاق آدلسون و نتانیاهو را -دستکم در ابتدا- به خود جلب کند ولی هر دو آنها بعدا از او قویا حمایت کردند.

More from Ben Caspit

Recommended Articles