رفتن به محتوای اصلی

بهره‌‌جویی طرفداران گولن از ادبیات خصمانه علیه شیعیان و ایران

گولنیست‌های ترکیه که با شیعیان و ایران عداوت دارند٬ مردم سنی مذهب این کشور را تحریک به تنفر و دشمنی با شیعیان می‌کنند.

Islamic preacher Fethullah Gulen is pictured at his residence in Saylorsburg, Pennsylvania September 26, 2013. Born in Erzurum, eastern Turkey, Gulen built up his reputation as a Muslim preacher with intense sermons that often moved him to tears. From his base in Izmir, he toured Turkey stressing the need to embrace scientific progress, shun radicalism and build bridges to the West and other faiths. The first Gulen school opened in 1982. In the following decades, the movement became a spectacular success, s

در جریان جدالی که بین حزب حاکم عدالت و توسعه و گولنیست‌هایی که در حکومت نفوذ کرده‌اند در گرفته است٬ طرفدار و یا حتی عامل ایران بودن٬  یکی از اتهاماتی که گولنیست‌ها به جناح مقابل وارد می‌کنند. در ترکیه کسی از روابط سرد فتح‌الله گولن با ایران و شیعیان بی‌خبر نیست. درحالیکه گولن از قرار معلوم در قالب گفتگوهای بین مومنان به ادیان مختلف به دنبال نزدیک شدن با یهودیان و مسیحیان است٬‌ هیچگاه به سراغ نزدیکی با فرقه بزرگ دیگر اسلام یعنی شیعه نرفته است.

نگاه منفی و سرد گولن به شیعیان در سه سال گذشته به خصومتی علنی تبدیل شده‌است. ایران٬ رهبر جهان شیعه٬ هدف اصلی دشمنی‌های اوست. نفرتی که غالبا به  سر حد بی‌معنایی و افکار وهم‌آلود می‌رسد. بیایید نگاهی به چند نمونه بیاندازیم.

گزارشی که به تازگی در شبکه تلویزیونی منسوب به گولنیست‌ها٬ سامان یولو٬ پخش شده مردم ایران را کسانی معرفی می‌کند که به دنبال نفاق و دشمنی بین ملت‌ها هستند. این گزارش که برای شوراندن سنی‌های علیه شیعیان ساخته شده٬ آیت‌الله‌ای را که در حال دشنام دادن به خلیفه سوم عمر است٬ به تصویر می‌کشد. این شبکه با تلاش برای نشان دادن گفته‌های مبهم شخصی که به نظر می‌رسد یک آیت‌الله است به عنوان دیدگاه کل ایرانیان٬ تصویر روشنی از نحوه نگاه و برخورد گولن به ایران و شیعیان نشان می‌دهد.

شخصی که  گزارش سامان یولو او را آیت‌الله معرفی می‌کند٬ این سخنان را به زبان می‌آورد: "اکثر شیعیان در اطراف ایران متمرکز شده‌اند. چرا؟ زیرا عمرالخطاب ایرانیان را تحقیر و آزار و اذیت می‌کرد. این مسئله اصلا چیز کوچکی نبود. عمر یک امپراتوری را سرنگون کرد. امپراتوری استوار و شکست ناپذیر ایران را. و ما چه می‌گوییم؟ اعراب بادیه نشین سوار بر شتر آمدند و امپراتوری را در هم شکستند. کاری که آنها کردند حتی از کار اسکندر کبیر هم بزرگتر بود. اسکندر کبیر در ایران هیاهویی به پا کرد اما بعد از چند ماه مجبور به ترک ایران شد و این کشور را با دین خودش رها کرد. اما اعراب با ایرانیان چه کردند؟ آنها حتی تاج کسری را با شمشیرهایشان تکه تکه کردند و تکه‌هایش را بین افراد تقسیم کردند. سپس انسان‌های سرشناس را کشتند. آیا چنین عداوتی در چند سال از بین می‌رود؟ خیر. این دشمنی حتی اگر چندین قرن هم بگذرد از بین نمی‌رود. به همین دلیل دشمن ایرانیان نه خالد ابن الولید است و نه ابوبکر. دشمن ایرانیان عمر است. عمر برای همیشه نفرین شده است. چرا؟ چه چیز دیگری به عمر نسبت داده شده‌است؟ شکستن دنده زهرا هم به وی نسبت داده شده‌است. آنها این داستان را با تزئینات مذهبی نیز آراستند."

SUBSCRIBER EXCLUSIVE

Continue reading this exclusive analysis

Original reporting and analysis unavailable elsewhere. Subscribe to AL-MONITOR to read this story and access everything we publish