رفتن به محتوای اصلی

ده هنرمند برتر زن در خاورمیانه

هنرمندان برتر زن در خاورمیانه و شمال آفریقا به دنبال ابزارهای جدید برای معرفی آثار خود هستند.
02Muhawwil-Transformer.jpg

برای درک حضور توانمند هنرمندان زن در صحنه های هنری منطقه ای که سال‌هاست مورد ستایش جهانیان قرار گرفته اند، تنها کافی است نگاهی به فهرست هنرمندان شرکت کننده در نمایشگاه های مطرح در حال برگزاری در خاورمیانه داشت.

از بحرین تا مراکش، زنان در حال کسب تجربه با استفاده از رشته ها و مضامین متنوع هنری، از عکاسی تا هنرهای اجرایی، سیاست تا شهرنشینی هستند. بسیاری از این هنرمندان با کنار گذاشتن محدودیت های استودیوهای خصوصی به دنبال فضاهایی هستند که قادر به رفع نیاز عمومی و تولید جمعی آثار هنری در خاورمیانه هستند.

گرچه شارجه ممکن است یکی از امارت های كمتر شناخته شده کشور امارات متحده عربی باشد، ولی اين امارت به عرصه هنري رو به رشدي تبديل شده است كه شايد بتوان گفت از ساير امارت هاي پر زرق و برق تر اين كشور برجسته تر است. اين برتري بيشتر مرهون تلاش‌هاي شیخه حور القاسمي است. در سال 2014، پايگاه اينترنتي "آرت نت" قاسمي را كه بنيانگذار و مدير بنياد هنر شارجه است را در ميان ليست 100 نفره قدرتمندترين زنان جهان در عرصه هنر معرفي كرد.

بنياد هنر شارجه كه در سال 2009 تاسيس شد، هم اکنون مسئوليت برگزاري نمايشگاه دو سالانه شارجه كه از سال 1993 راه اندازي شده بود را بر عهده دارد. قاسمي كه خود يك هنرمند است، اين نمايشگاه كوچك دو سالانه را كه به صورت سنتي و منطقه‌اي برگزار مي شد را به نمايشگاهي بين المللي با رويكرد آثار معاصر و برجسته تبديل كرد. اين نمايشگاه هم اكنون به عنوان يك محل تجمع هنري برجسته در سطح جهاني شناخته مي شود.

اين نمايشگاه دو سالانه به هنرمندان خاورميانه اين فرصت را مي دهد تا با ديگر هنرمندان و مخاطبين بين المللي تعامل داشته باشند. اين نمايشگاه همچنين به هنرمندان در ساير مناطق اين فرصت را مي دهد تا آثاري را در ارتباط با ساختار بكر ژئوپوليتيكال و اجتماعي-فرهنگي شارجه خلق كنند.

در همسايگي امارات، بحرين، غادة خنجي به عكاسي مستند مي پردازد. وي كه بيش از دو دهه در نيويورك زندگي كرده است، اخيرا در مجتمعي شبيه به محل زندگي دوران كودكي خود در منامه مستقر شده است. خنجي كه به صورت غيرعادي احساساتي است، به جمع آوري اقلامي از اسباب بازي هاي پر سر و صدا گرفته تا سر مانكن ها علاقه زيادي دارد. اقلامي كه ارزش مالي ندارند ولي مملو از خاطراتي ارزشمند هستند.

به عنوان عكاس، غادة از مردم و مناظر مستند تهيه مي كند و از روايات جاري آنها تصوير مي‌سازد.

نشانه های زنده و باقی از خصوصیاتی که دنیا را تا این حد متنوع و گوناگون ساخته و سازگاری‌هایی که این ناهماهنگی و عدم تجانس را با مشترکات بشری هماهنگ و سازگار می سازند.

خنجي تا كنون همراه با دوربين خود به نقاط مختلفي از جمله هندوراس، هند و جمهوري دومينيك سفر كرده است.

در کشورهای حاشیه خلیج فارس، عليرغم (يا شايد در واكنش به) مشکلات بسيارزیادی كه مانع دست يابي زنان به تخصص يا اهداف شخصي آنها مي شود، اين منطقه ثابت كرده است زمينه بسيار مستعدي براي پرورش برخي از خلاق ترين هنرمندان زن در خاورميانه است.

منيره القديري اهل كويت در ميان علاقمندان به عرصه هنر منطقه اي، به نامي كاملا آشنا تبديل شده است. وجه تمايز اين هنرمند كه آثار او در موسسات معتبري همچون "موزه نو" در شهر نيويورك به نمايش گذاشته شده، موضوع هنري است كه او در آن فعاليت دارد. يكي از دلايل متفاوت بودن آثار او دغدغه وي به آنچه آن را "خودشيفتگي مردانه" مي‌نامد باز مي گردد.

آثار قديري همچنين به نگاهي منتقدانه به هنجارهاي اجتماعي-فرهنگي مشكل ساز در منطقه خليج فارس مي پردازد. در اثر ويديويي اخير خود با نام "نمايش،" قديري تصاويري از نمايش هاي تلويزيوني را به کار گرفته و تصاويري از كارگران مهاجر را در روايت هاي اين نمايش ها وارد كرده است. تصاويري كه عمدتا در اين برنامه‌هاي نمايشي جايي ندارند. اين اثر هنري به انتقاد از صنعت تلويزيون مي پردازد كه خانواده هاي كويتي را به گونه اي به تصوير مي كشد كه مشغول انجام كارهاي روزانه و مراقبت از مستخدمين خانه خود هستند. حال آنكه به عقيده قديري، اينگونه وظايف عموما در كويت به كارگران داخلي سپرده مي شود.

قديري عضو موسس كلكسيون هنري GCC است كه هشت عضو دارد و به ابعاد اجتماعي-فرهنگي زندگي در خليج فارس مي‌پردازد.

طي دهه هاي متوالي، بيروت و قاهره به عنوان خانه دوم بسياري از تحسين برانگيز ترين هنرمندان خاورميانه بوده‌اند و محيطي با محدوديت و تحريك كمتر براي ايجاد آثاري خلاقانه در اختيار آنها قرار داده اند.

در نهمين دو سالانه شارجه، هالة القوصي مجموعه خاطره انگيز "در ناخن هاي قرمز، درختان نخل و ديگر شمايل" را به نمايش گذاشت كه هم اكنون بخشي از كلكسيون نوين Tate است.

آثار القوصي به بررسي جنبه هاي فراموش شده زندگي اجتماعي و ابعاد پنهان شهرنشيني پيچيده قاهره مي پردازد. اين آرشيو شخصي از اقلام بصري كه طي بيش از يك سال و نيم جمع آوري شده به گونه اي با يكديگر تركيب شده اند تا اثري تعاملي خلق گردد. القوصي تلاش كرده است از طريق اين اثر تغييرات بصري و فرهنگي قاهره را به نمايش بگذارد. تصاويري كه در اين اثر به نمايش گذاشته شده است، معماري، اماكن و اقامتگاه‌هاي تاريخي قاهره را به نمايش گذاشته و تصاوير ويديويي از مصاحبه با شهروندان قاهره را نشان مي دهد كه حكايت هايي از زندگي در شهر خود را روايت مي كنند.

گرچه ممکن است لبنان دیگر همچون گذشته قلب عرصه هنری منطقه نباشد، اما این کشور همچنان هنرمندان مستعدی را پرورش می دهد و هنرمندان مهاجر زیادی را که در جستجوی خوراک هنری هستند و قادر به مقابله با فریبندگی پر زرق و برق آن نیستند را مجددا به خود جذب می کند.

یکی از این هنرمندان که مجددا به لبنان بازگشته "مروا ارسانیوس" هنرمند تجسمی است که همراه با "میرین" که از اقوام اوست مدیریت پروژه تحقیقاتی 98 هفته را برعهده دارند. این پروژه به صورت دوره ای از هنرمندان دعوت می کند تا برای مدت 98 هفته با استفاده از ابزارهای مختلف هنری در ارتباط با یک موضوع بخصوص تعامل داشته باشند. ترویج رویکرد همکاری و تلفیق سبک های مختلف هنری در ساخت آثار هنری از اهداف دنبال شده پروژه 98 هفته بوده است. این پروژه تا کنون موضوعاتی همچون فضای شهری در بیروت، تاریخ انتشارات فرهنگی در جهان عرب و ژن شناسی گفتمان فمنیستی و ارتباط آن با نظریه پسا-استعمارگری را مورد بررسی قرار داده است.

برای فلسطینیان، خلق اثر هنری مملو از موانع منحصر بفرد و بشدت ناتوان کننده است. آنها که در اسراییل یا سرزمین های اشغالی پیشه وری می کنند باید با دولتی مقابله کنند که با وسواس زیادی بر آنها نظارت دارد، برای آنها خط و خطوط تعریف می کند و آنها را محدود می کند. آنها همچنین باید با شرایط درد و رنج جمعی که گاها به هنرمند این حس را می دهد که اثر هنری او تاثیرری در آرمان اصلی آنها ندارد مقابله کنند. خصوصا که در این منطقه گاها یک اثر هنری به عنوان یک حرکت لوکس احمقانه و یا حرکتی برای فراموش کردن واقعیات تلخ زندگی رد می شود. آن دسته از فلسطینی هایی که در کشورهای دیگر زندگی می کنند مجبور هستند هویت و ملیت خود را از فاصله ای دور در آثار هنری خود منعکس کنند. لذا اغلب این هنرمندان به گونه ای مجبور به تعامل با موضوعی می شوند که منشاء خلق بسسیاری از آثار هنری آنهاست.

اما در خانه و یا خارج، فلسطین هیچ با کمبود هنرمند مواجه نیست. هنرمندانی که آثار روشنگرانه آنها به سبک و روش های جدید و چالش برانگیزی به بررسی وضعیت ملت آنها و منطقه می پردازد. به عنوان مثال زندگی و نحوه زندگی "بسمه الشریف" (Basma al-Sharif) که خود را خانه به دوش معرفی می کند در مکان های مختلفی همچون شیکاگو، قاهره، بیروت و نوار غزه شکل گرفته است. او تصاویر، صداها و زبان را به گونه ای که منعکس کننده تجربه وی از ناپایداری و رابطه آن با سیاست و حافظه جمعی است تغییر داده و از آن یک اثر هنری خلق می کند.

"صماح حجاوی" از هنرمندان مستقر در امان هم که بخاطر آثارش در اماکن عمومی شناخته شده است با حافظه جمعی و هویت گروهی دست به گریبان است. در سال 2013، او اثر هنری خود را در میدان اصلی شهر جریکو در کرانه باختری رود اردن خلق کرد. این اثر یک اتاق پذیرایی ویران شده بود. حجاوی از مردم خواست در این بنای ویران شده کنار یکدیگر بنشینند و احتمال فرو رفتن کشور تاریخی فلسطین در اثر یک زلزله را تجسم کنند. این ایده نشات گرفته از چیزی است که فلسطینیان بخاطر رقابت بر سر یک قلمرو جغرافیایی درگیر آن هستند.

حجاوی در مدیریت "ماکان" که یک گروه هنری مستقل در امان است مشارکت دارد. این گروه برنامه هایی برای تبادل هنرمند و رزیدنسی آنها ارائه می کند. چنین مکان هایی (ساخته شده به دست هنرمندان برای هنرمندان) در سراسر منطقه با سرعت زیادی در حال شکل گیری هستند.

به عنوان مثال، طنجه از سال 2005 میزبان سینما طنجه (تنها سینمای مستقل مراکش) بوده است که متعلق به هنرمند خودخوانده "تو بارادا" Yto Barrada است. بارادا که بخاطر آزمایش های خود با عکاسی و فیلم شناخته شده است، همواره شیفته فرهنگ بصری شهر مادری خود و سنت سینمایی آن بوده است. آثار هنری او بخاطر به چالش کشیدن تصاویر طنجه که همواره در غرب به عنوان یک مرکز توریستی جهانی به تصویر کشیده شده است شهرت دارد.

در شهر الجزیره (پایخت الجزایر)، در همسایگی طنجه، زینب سدیرا نیز ارائه خدمات رزیدنسی مورد نیاز به هنرمندان شهر خود را ضروری دیده است و به ارائه این خدمت در قالب برنامه رزیدنسی هنری در الجزایر (A.R.I.A) پرداخته است. همچون بسیاری از هنرمندانی که تا کنون در مورد آنها بحث شد، ابعاد پیچیده هویت در مفهوم مقوله پسا-استعمارگری در کشوری مثل الجزایر، نقشی اساسی در آثار هنری سدیرا دارد که گاها به شکل عکاسی یا فیلم ویدیویی نمایش داده می شوند.

در همين حال، در تركيه هم "ديدم اوزبك" (Didem Ozbek) احساس كرد بايد فراتر از روش فردي خود عمل كند و يك فضاي هنري مستقل و ميان رشته اي خلق كند كه بتواند بستري براي گردهم آمدن هنرمندان داخلي و خارجي بمنظور همكاري و گفت وگو باشد. وي كه شاهد سلطه طلبي موسسات هنري همچون "بيوگلو" در مناطق شيك استامبول بوده، همراه با شريك خود تصميم گرفتند PiST را تاسيس كنند. موسسه‌اي كه هم از بعد تشكيلاتي و هم از منظر جغرافيايي با نهادهاي هنري حكمفرما در استامبول کاملا در تضاد است.

اين تنها نمونه كوچكي از جمعيت رو به افزايش هنرمندان زن خاورميانه است كه آثار پر لايه آنها به مقابله با روايت ساده و تك رنگ از زنان اين منطقه (كه عمدتا در رسانه ها، سينما و حتي آثار هنري غربي مشاهده مي شود) مي پردازد.

More from Sophie Chamas

Recommended Articles