رفتن به محتوای اصلی

منظور اردوغان از “علویان بدون علی" چیست؟

رجب طیب اردوغان٬ نخست وزیر ترکیه در حمله‌ای تازه به علویان بحثی درباره "علویان بدون علی" آغاز کرده که به اعتقاد تحلیلگران تلاشی برای سنی کردن علویان و طرد کسانی است که در مقابل این روند مقاومت می‌کنند
- PHOTO TAKEN 27OCT05 - Alevi women rock back and forth as they worship in the haunting rhythm and religious chants during their prayers "Cem Ayini" at an Alevi cemevi in Istanbul October 27, 2005. Long oppressed under Ottoman rule, the Alevis say they still face discrimination, even though the government has officially championed religious freedoms and human rights as it bids to gain membership to the [European Union]. Photo taken October 27, 2005. - RTXNXQC

رجب طیب اردوغان٬ نخست وزیر ترکیه توجه ویژه‌ای به استفاده از مناقشات چند صد ساله ای که هنوز می‌توانند منجر به بروز کشمکش شود٬ دارد. او این مباحث را مدام در سیاست روزانه خود مطرح می‌کند. اظهار نظرهای فرقه گرایانه او در ماه مارس وقتی که وی شیعیان را "دروغگو٬ فتنه گر و مفتری" نامید به اوج خود رسید. اما حالا او تلاش می‌کند علویان را به دو دسته "علویان با علی" و "علویان بدون علی" تقسیم کند. معنی تحت اللفظی تقسیم بندی او٬ علویانی است که به اسلام وفادارند و تمایل دارند از جمعخانه (محل عبادت علویان) به مساجد بیایند٬ در مقابل دسته دیگری که از نظر او بی خدا هستند.

احترام به اهل بیت و مهمتر از همه داماد پیامبر علی ابن ابی طالب برای علویان بسیار مهم و اساسی است. روایت " علویان بدون علی" به حلقه های علوی مارکسیست-سوسیالیست برمی‌گردد. از نظر این گروه که اقلیتی بسیار کوچک را تشکیل می دهند٬ علوی گری نوعی مذهب پیشا اسلامی است.

سال‌ها پیش فایک بولوت٬ محقق ترک کتابی نوشت با عنوان "علوی گری بدون علی" که در آن مدعی شد علی که توسط علویان پرستش می‌شود از تصویر تاریخی پیغمبر بسیار فاصله دارد. کتاب مورد انتقاد بسیاری قرار گرفت و خیلی از استدلال‌های آن توسط دیگر محققان رد شد. واقعیت امروز این است که برای اکثریت علویان -که مانند شیعیان به علی ارج می‌نهند ولی از اصول اعتقادی متفاوت صوفیانه  ترکی بکتاشیه پیروی می‌کنند- "علوی گری بدون علی" علوی گری نیست.

با این وجود اردوغان مفهومی را که طرفدارانی بسیار کم دارد دستمایه خود قرار داده‌است و آنرا در چارچوبی بسیار عمومی‌تر قرار داده بگونه‌ای که حتی علویانی که معتقدند علی آنها ارتباطی با علی سنی مذهب‌ها ندارد را آزرده‌است. به هر صورت مسئله این نیست که علوی‌گری واقعا چیست. مسئله رویکرد ولی مآبانه حکومت برای تعریف علویگری بر اساس باورهای سنی خود است.

اردوغان در جولای ۲۰۱۳(تیرماه ۱۳۹۲) حرکتی تفرقه افکنانه انجام داد. او گفت: "اگر علوی بودن به معنای دوست داشتن علی است٬ من یک علوی تمام عیار هستم." در عبارت بعدی او گفت که علی را برای علویان نخواهد گذاشت. نهایتا او ماه گذشته از خط قرمزی حساس عبور کرد. او مدعی شد که گروه "علویان بدون علی" که مرکز آن در آلمان است انتقادات بسیاری را برانگیختهاست. او مدعی شد که رئیس جمهور آلمان یواخیم گوک در دیدار اخیرش در آنکارا این مسئله را به دولت وی نسبت داده‌است.

از آشتی فرقه‌ای تا مناقشه

در دهه ۹۰ کتابی از علی شریعتی٬ جامعه شناس ایرانی به نام "تشیع علوی و تشیع صفوی" در ترکیه منتشر شد که توجه بسیاری -به خصوص اسلام‌گرایان سنی- را در ترکیه به خود جلب کرد. تصویر شیعیان از قیدهای سیاسی و تاریخی رها شد و سنی‌ها تشویق شدند تا با نگاهی تازه به شیعیان بنگرند٬ هرچند همچنان مخالف جدی با علویان داشتند. استدلال‌های کتاب برای نزدیکتر کردن شیعیان و سنی‌ها مورد استفاده گسترده‌ای قرار گرفت.

اما این روند در ترکیه با عروج گفتمانی فرقه گرا که با قدرت گرفتن شیعیان در عراق شروع شد و پس از آن در نتیجه جنگ داخلی در سوریه به اوج رسید متوقف شد. به عقیده عده‌ای٬ حمایت ایران از رئیس جمهور علوی سوریه٬ بشار اسد نوعی بازگشت به تشیع صفوی است. مناقشه سوریه تعصبات راست‌کیشانه سنی‌ها علیه شیعیان و علویان را -آنهم تا حدی که به نفرت و دشمنی می‌انجامد-  دوباره احیا کرد. نفرت پنهانی که در ادبیات رهبران سیاسی خود را نشان می‌دهد در سطوح پایینتر جامعه بسیار قویتر دیده می‌شود.

تیغ خطرناک

اردوغان با ورود به حیطه درگیری‌های فرقه‌ای که غالبا حیطه‌ای ممنوعه برای سیاستمداران محسوب می‌شود٬ تلاش می‌کند علوی گری را تحت یک عمل جراحی سیاسی قرار دهد که می‌تواند تبعات بسیار جدی داشته باشد. از دیدگاه اردوغان علویانی که می‌پذیرند به مساجد (سنی‌ها) بروند٬ "علویان با علی" و به عبارتی دیگر علویان خوب هستند. به این شکل او تلویحا علویانی که به جمعخانه می‌روند را طرد می‌کند. نیت اردوغان در گفته‌های معاون وی امرالله ایسلر در روز ۲۸ مه (۷ خرداد) روشن شد: "ما نمی‌توانیم جمعخانه را به عنوان عبادتگاه بپذیریم زیرا علوی گری را در داخل حیطه اسلام می‌دانیم و از آنجایی که علویان خود را مسلمان می‌دانند٬ باید گفت محل عبادت مسلمانان مسجد است."

از دیدگاه علویان٬ این رفتار به معنای تلاش برای سنی کردن و "مسجدی کردن" آنهاست و کسانی را که به چنین روندی تن نمی‌دهند را طرد می‌کند. از دیدگاه مقامات دولتی تلاش برای تعریف یک جماعت مذهبی٬ بدون توجه به اینکه این گروه خود را چه می نامند٬ چیزی نیست که در دولتی دموکراتیک قابل پذیرش باشد. تعجبی ندارد که سخنان ایسلر خشم علویان را برانگیخت.

صباح آک کیراز٬ یکی از نمایندگاه علوی مجلس از حزب اصلی اپوزیسیون (حزب جمهوری مردم) می‌گوید: "آقای معاون نخست وزیر با اعلام این نکته که جمعخانه را محل عبادت نمی‌داند و دعوت علویان به مساجد٬ نفرتش را علنی کرده‌است. علویان از کسی نخواسته‌اند که معنی پرستشگاه را به آنان یاد بدهد. جمعخانه یک عبادت‌گاه است و دولت و مقامات صلاحیت قضاوت درباره آن را ندارند."

فایک بولوت در پاسخ به سوالات المانیتور تحلیلی مفصل از تلاش‌های اردوغان ارائه می‌دهد. به گفته او: "من دلایل متعددی پشت حرف‌های وی می‌بینم. از دیدگاه ایدئولوژیک ٬ سخنان وی تجلی طرز فکر سنیها درباره علویان است. روایت اردوغان بر اساس آنچه وی در گذشته از خواندن کتاب‌هایی که در جمع‌های اسلامی تدریس می‌شوند یاد گرفته است استوار است. بر اساس این تعلیمات علویان رافضی (رد کننده) هستند. تمام کسانی که از سنت حزب رفاه می‌آیند این نگاه را دارند. وقتی می‌گوید: "اگر علوی بودن به معنای دوست داشتن علی است٬ من از همه علوی ترم." در تلاش است علویان را سنی کند وگفتمانشان را در گفتمان سنی حل کند.

دلیل دوم سیاسی است -تاکتیکی برای ایجاد اختلاف بین مخالفین. او از تعرض کلامی استفاده می‌کند تا یک گروه مشخص را مجرم نشان دهد. در نتیجه مردم از صحبت کردن درباره آن شرمسار خواهند شد. به عنوان مثال او به خاطر ارتباط علویان به CHP (حزب جمهوری مردم) است که به آنها حمله می‌کند. وقتی کمال کیلیچداراغلو٬ رهبر حزب جمهوری مردم سیاست دولت اردوغان در قبال سوریه را مورد انتقاد قرار می‌دهد٬ اردوغان انتقادات وی را به ریشه علویش نسبت می‌دهد. این دستور کار او برای منحرف کردن توجهات از مسائل مهم حل نشده‌ است. همچنین این مسئله ارتباط تنگاتنگی با جایگاه کشور در خاورمیانه دارد. به طور کلی٬ امروز شیعیان قویترین مقاومت در برابر نیروهای خارجی را از خود نشان می‌دهند. در این چارچوب٬ اردوغان به شکلی کلاسیک دست به سیاست ورزی فرقه‌ای می‌زند تا مردم را قطبی کند و پشتیبان برای خود کسب کند. "

بولوت در پاسخ به این سوال که آیا مفهوم "علویان بدون علی" که او سال‌های پیش به کار برد با معنایی که اردوغان از آن استفاده می‌کند همخوانی دارد یا خیر می‌گوید: " منظور من از علویان بدون علی٬ اختلاف چشمگیر نگاه علویان به علی و نگاه سنی‌ها به علی بود. در خداشناسی علویان٬ مفاهیم خدا٬ پیامبر و جهان متفاوت است. نگاه سنی‌ها نگاهی روشنتر و عمومی تر به علی دارند در حالیکه علویان نگاهی رازآلود دارند. درک سنی‌ها از علی به واقعیت‌های تاریخی نزدیکتر است. به همین خاطر است که اردوغان از این زاویه عمل می‌کند و می‌خواهد سنی سازی کند. وقتی کارگاه علویان (که توسط حکومت سازمان دهی شده بود) و قصد ادغام آنان در سنی‌ها را داشت٬ به خاطر رد شدن توسط علویان شکست خورد٬ اردوغان از علویان خشمگین شد."

هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی

علی توپوز٬ نویسنده نشریه رادیکال در گفتگو با المانیتور هشدار می‌دهد که این مباحثات می‌تواند عواقب جدی‌ای برای علویان داشته باشد: "رویکرد اردوغان...حاوی تمامی خصوصیت‌ها و کمبودهای ادبیات مرسوم حکومت در برابر علویان است. آیا واقعا علوی‌ گری بدون علی وجود دارد؟ آیا این یک بحث خداشناسانه است؟ آیا بحثی علمی است؟ قبل از پاسخ به این سولات باید بیاد بیاوریم که از دید نخست وزیر و دولت وی علویان به اندازه کافی خوب نیستند که علی را دوست داشته باشند. تقریبا همه وزرا و سخنگویان دولت اعلام کرده‌اند که اگر علوی گری به معنی دوست داشتن علی است آنها از همه علوی‌تر هستند. این بدان معناست که از دیدگاه نخست وزیر و دیگر اعضای دولت٬ علویان به اندازه کافی برای دوست داشتن علی خوب نیستند.

آنها با اتکا به قدرت حکومت می‌گویند آنها تهدید می‌کنند اگر کسی مانند علی زندگی نمی‌کند نمی‌تواند خود را علوی بنامد. این بسیار خطرناک است. این مشکل جنبه‌ها و عواقب سیاسی٬ اجتماعی٬ حقوق٬ خداشناسانه و متاسفانه اقتصادی خواهد داشت. در چارچوبی سیاسی٬ صحبت‌های اردوغان بیشتر شبیه سخنان یک رهبر فرقه‌ای است تا کسی که رهبر یک کشور است. به همین دلیل خواسته‌های قانونی و مشروع جامعه علویان در پس فضای غبار آلوده صحنه این ادبیات مذهبی گونه گم می‌شود. مانند "می‌خواهید جمعخانه به رسمیت شناخته شود؟ پس بیایید در مسجد عبادت کنید." وقتی خداشناسی سیاست را تعیین می‌کند و سیاست نیز حقوق را مشخص می‌کند و وقتی رئیس دولت خود همه این جریان‌ها را رهبری می‌کند٬ هر کس این رویکرد خداشناسانه را قبول نداشته باشد بیرون گذاشته می‌شود. این مشکلی اجتماعی ایجاد می‌کند زیرا به تندروها و مذهبیون سنی این پیام را می‌رساند که علویان خوب نیستند. بنابراین درست در زمانی که علویان به تقیه پایان داده‌اند و با صدای رسا خواستار حقوقشان شده‌اند٬ آنها مجبور خواهند شد برای کار پیدا کردن رسیدن به مناصب عمومی و کسب و کار تقیه کنند مگر اینکه سنی شوند. در مجموع اردوغان خود احتمالا از علویان بدون علی خشمگین است ولی در واقع او خود کسی است که معتقد است علویان به اندازه کافی برای علی خوب نیستند. او خود می‌خواهد آنها را از علی جدی کند."

 خلاصه سخن اینکه سطوح بالای قدرت ممکن است فکر کنند که رویکردی جذبی به علویان دارند و می خواهند آنها را در داخل اسلام خودشان قرار دهند ولی آنها در واقع علویان را دفع می‌کنند. مانند هر گروه مذهبی دیگر علویان دوست دارند با هویت و موسسات مذهبی خودشان شناخته شوند. حکومت پشت روایتی که در هفت کارگاه آموزشی گذشته برای حل مسئله علویان داشته‌است مخفی می‌شود. آنها برای اولین بار علویان را به یک شریک رسمی در گفتگو تبدیل کردند٬ دانشگاه نوشهیر را به نام متفکر علوی قرن سیزدهم میلادی حاجی بکتاش ولی نامیدند٬ علوی گری را به موضوعات برنامه درسی مدارس اضافه کردند و ۱۳ جلد آثار کلاسیک آنان را منتشر کردند. با وجود همه این تلاش‌ها٬ ادبیان اردوغان پیوندهای سستی را که علویان را به اکثریت سنی وصل می‌کند سست‌تر می‌کند.

بحث درباره جایگاه علی در علوی گری به علمای مذهبی و خود علویان باز می‌گردد. وقتی یک رهبرسیاسی که ایمان سنی‌اش را همواره برای جلب حامیانش فریاد زده٬ این موضوع را درست در بحبوحه درگیری‌های فرقه‌ای موجود به مناقشه‌ای سیاسی تبدیل می‌کند٬ این اقدام را در بهترین حالت می‌تواند قطبی کردن تعمدی جامعه نامید.

More from Fehim Tastekin