نبض اسرائیل

افشای جزئیات حمله محرمانه اسرائیل به تأسیسات اتمی سوریه

p
By
Article Summary
اسرائیل برای نخستین بار مسئولیت حمله‌اش را به یک رآکتور اتمی سوریه در سال ۲۰۰۷ بر عهده گرفت و جزئیاتی را دربارهٔ آن منتشر کرد.

اواخر سال ۲۰۰۶، جان نگروپونته، مدیر وقت اطلاعات ملی [ایالات متحده]، از اسرائیل دیدار کرد. طبق گفته‌های یک منبع امنیتی که خواست نامش فاش نشود، در ملاقاتی که نگروپونته با سران اطلاعات اسرائیل در مقر موساد در تل‌آویو داشت، افسران شاخهٔ اطلاعات از یک بمب ساعتی کوچک رونمایی کردند. در حاشیهٔ گفت‌وگوها، سرهنگ الی بن-مئیر، رئیس شاخهٔ فن‌آوری اطلاعات ارتش، که با تحلیل‌های امنیتی مختلفی در مورد همسایگان اسرائیل سر و کار دارد، گفت که بر مبنای ارزیابی‌های او سوریه بر روی یک «پروژه سلاح‌های نامتعارف» کار می‌کند.

آمنون سوفرین، رئیس شاخهٔ اطلاعات موساد، برافروخته است. او اجازه نداده بود که مقام‌های اطلاعاتی ارتش این را بیان کنند زیرا موساد نتیجه گرفته بود که فعالیت هسته‌ای در سوریه انجام نمی‌شود. با این وجود، بن-مئیر سه اسلاید از فعالیت هسته‌ای در سوریه به نگروپونته ارائه کرد. اظهارات او انفجاری و جنجالی بود. نه تنها موساد، بلکه هیئت آمریکایی‌ها به ریاست نگروپونته نیز ارزیابی اطلاعات ارتش را غیر واقعی خواندند.

بن-مئیر در اسلایدهای خود ابرهای تیره‌ای را نشان داد و آن‌ها را «ابر هسته‌ای» خواند. نگروپونته با او به مخالفت برخاست و گفت: من در مورد مسائل مربوط به کره شمالی تخصص دارم. امکان ندارد کره‌ای‌ها بتوانند زیر رادار ما یک رآکتور هسته‌ای در سوریه بسازند. چنین چیزی ممکن نیست.

در این مرحله، بن-مئیر به چشم یک ابله متوهم دیده شد. شواهد معتبر و صریحی از ادعای خارق‌العاده او دربارهٔ ساخت رآکتور تولید پلوتونیوم در قلب صحرای سوریه هنوز کشف نشده بودند. بن-مئیر به چیزی که می‌گفت اطمینان داشت اما نمی‌توانست آن را ثابت کند. او همچنین می‌دانست که کره شمالی پشت این پروژهٔ محرمانه قرار دارد؛ کشوری که تهدید کرده بود ظرف مدت یک سال چهرهٔ خاورمیانه را تغییر دهد.

داستان کشف و تخریب رآکتور روز ۲۱ مارس، کمی بیش از یک دهه پس از واقعه، از طبقه‌بندی ارتش اسرائیل خارج شد. نمی‌توان مشخصاً گفت که آیا این رویداد بیشتر یک نقص امنیتی از جانب آمریکا و اسرائیل در رهگیری صادرات اتمی از کره شمالی بوده یا موفقیت چشمگیر عملیات دقیق اسرائیل در از بین بردن تهدید اتمی سوریه؟

از سوی دیگر، این‌که اسد توانسته بود زیر چشم اسرائیل یک رآکتور پلوتونیومی دقیق بسازد و در آستانهٔ وصل‌کردن آن به روی فرات بود تا به رآکتور «داغ» تبدیلش کند، خیره‌کننده است. یک مقام امنیتی ارشد اسرائیلی که نخواست نامش فاش شود، گفت: «ما از حرکت هر مورچه‌ای در صحرای سوریه اطلاع داریم. ما این رآکتور را در دقایق پایانی کشف کردیم.» به هر روی، در دقایق پایانی، رآکتور نهایتاً کشف شد.

شاخهٔ اطلاعاتی نیروهای دفاعی اسرائیل از چیزی «بو برده بود.» سال ۲۰۱۵ یک ساختار بتنی بزرگ در قلب صحرای سوریه، نزدیک دیرالزور، شناسایی، عکس‌برداری و بررسی شده بود. تیم‌های موساد چند عملیات را برای دست‌یابی به اطلاعات اجرا کرده اما چیزی نیافته بودند. اداره اطلاعات ارتش راضی نشده بود و از موساد خواسته بود تا «یک بار دیگر تلاش کنند.» مئیر داگان، رئیس وقت موساد، چندان به این امر راضی نبود. موساد با مأموریت‌های دیگر سرگرم بود و منابع انسانی کارکشته نیز در آن‌جا در اختیار نداشت. در نهایت، داگان علی‌رغم این‌که فکر نمی‌کرد دلیلی برای این تحقیق وجود داشته باشد، راضی شد که یک‌بار دیگر عملیات را در دستور کار بگذارد.

نیویورکر در سپتامبر ۲۰۱۲ گزارشی تحقیقی منتشر کرد که مدعی شده بود عوامل موساد زمانی که ابراهیم عثمان، رئیس کمیسیون انرژی اتمی سوریه در وین بود، به کامپیوتر شخصی او نفوذ کرده بودند. آن‌ها عکس‌هایی رنگی از هستهٔ رآکتور پلوتونیومی سوریه یافتند که از حضور گستردهٔ کره‌ای‌ها در ساختمان رآکتور حکایت داشت.

در ابتدا، محتویات کامپیوتر عثمان برای چند روز در لابراتوارهای موساد مانده بود و به این دلیل که هیچ‌کس در موساد فکر نمی‌کرد چیز درخور توجهی از آن به دست بیاید، اولویتی به بررسی‌اش نداده بودند. اداره اطلاعات ارتش کسی را فرستاد تا محتویات را تحویل بگیرد و زمانی که رمزگشایی شد، دست‌اندرکاران را در سرفرماندهی ارتش در تل‌آویو شگفت‌زده کرد. محتویات آن شامل عکس‌های دقیق، نقشه‌ها و جزئیات هستهٔ رآکتور پلوتونیومی بود.

رنگ از رخسار گابی اشکنازی، رئیس ستاد ارتش، پرید وقتی که رئیس اطلاعات ارتش، ژنرال آموس یادلین، اطلاعات را به او منتقل کرد. هر دو می‌دانستند که معنای آن چیست: اسد تنها چند ماه تا دست‌یابی به یک بمب پلوتونیومی زمان لازم داشت.

ژنرال بازنشسته آموس گیلعاد، مدیر پیشین ادارهٔ امور سیاسی-نظامی در وزارت دفاع اسرائیل، در این‌‌باره که چنین موضوعی شکست بود یا موفقیت، به المانیتور چنین گفت: «درست است که ما زودتر نتوانستیم وجود رآکتور را کشف کنیم، اما در نهایت این کار را کردیم و با موفقیت آن‌را به انهدام کشاندیم.» او که به «آقای اطلاعات» اسرائیل مشهور است، ادامه داد: «اسرائیل توانست از وقوع یک جنگ منطقه‌ای جلوگیری کند. در نتیجه، نهایتاً امری مثبت بود و همه درست کار کردند.»

زمانی که عکس‌های رآکتور سوری-کره‌ای به اسرائیل رسید، یکی از دقیق‌ترین و موفق‌ترین عملیات نظامی در تاریخ امنیت ملی اسرائیل آغاز شد. این بسیار پیچیده‌تر از عملیات اپرا بود که در سال ۱۹۸۱ علیه یک رآکتور عراقی انجام شده بود. هدف از عملیات جدید، محو کردن رآکتور سوری از روی زمین بود، بدون این‌که اسرائیل درگیر جنگی خونین با اسد شود که در آن هنگام در اوج قدرت خود بود.

کمتر کسی در سوریه دربارهٔ رآکتور پلوتونیومی که در حال ساخت در دل صحرا بود، خبر داشت. تنها کسانی خبر داشتند که در حلقهٔ نزدیک‌ترین‌ها و قابل‌اعتمادترین‌ها، به رهبری ژنرال محمد سلیمان بودند. سلیمان که مسئول روابط با کره شمالی بود، یک سال بعد از حمله به رآکتور، در روز یکم اوت ۲۰۰۸، هدف سوءقصد قرار گرفت و کشته شد. اسرائیل هرگز مسئولیت این قتل را بر عهده نگرفت.

این‌که تقریباً هیچ‌کس در جامعهٔ سوریه دربارهٔ این پروژهٔ محرمانه نمی‌دانست، امیدها را در اسرائیل برانگیخت که بمباران رآکتور باعث ایجاد یک جنگ نشود. تحقیر اسد، عمومی نمی‌شد زیرا هیچ‌کس نمی‌فهمید واقعاً چه روی داده است. تا زمانی که جزئیات فاش شوند، شرایط دیگر آرام شده است. ایهود اولمرت، نخست‌وزیر وقت، بلافاصله دستور داد تا برای از بین بردن رآکتور اتمی سوریه اقدام شود.

اشکنازی تیمی را تحت یک پوشش فوق سری تشکیل داد. در آن زمان، اسرائیل هنوز در حال احیای خود پس از جنگ دوم لبنان (۲۰۰۶) بود. موجودی زرادخانه‌هایش کاهش یافته بودند و اعتماد به نفس نیروهای ارتش نسبتاً پایین بود. اشکنازی سه هدف را تعیین کرد: ویران‌کردن رآکتور، تلاش برای جلوگیری از ایجاد یک جنگ و پیروزی در صورت وقوع آن.

نخستین مأموریت، نسبتاً آسان بود. عملیات اطلاعاتی، مشخصات گسترده‌ای را به دست داد. اسرائیل مکان دقیق هستهٔ رآکتور را که زیر پوشش بتنی پنهان شده بود، می‌دانست و تعیین کرده بود که چه میزان بمب می‌تواند به آن برسد و هسته را ویران کند. اشکنازی در یک مصاحبه به المانیتور گفت: «مهم بود که رآکتور کاملاً از میان برود تا هیچ شانسی برای بازسازی آن وجود نداشته باشد.»

سئوال بزرگ این بود که چگونه جلوی وقوع یک جنگ گرفته شود. اولمرت و رهبران ارتش می‌دانستند که اسد قادر است تا پس از ویرانی رآکتور، موشک‌های فراوانی را به سمت اسرائیل پرتاب کند. پروژهٔ موشکی اسد مدت‌ها بود که برای افزایش قدرت سوریه در خاورمیانه در جریان بود. برای کاهش این احتمال، اسرائیل بر «زمینهٔ تکذیب» تکیه کرد تا به اسد این امکان را بدهد که تظاهر کند هیچ اتفاقی روی نداده است. این که کسی در سوریه نمی‌دانست چنان رآکتوری وجود دارد، امکان اتخاذ این استراتژی را به اسد می‌بخشید. شرط اصلی، سکوت رادیویی اسرائیل در طول عملیات و پس از آن بود. مقام‌های اسرائیلی به سئوالات دربارهٔ عملیات هوایی بر فراز صحرای سوریه واکنشی نشان نمی‌دادند. اسرائیل می‌توانست کاملاً این رویداد را نادیده انگارد.

روابط خاص و اطمینان کامل میان اولمرت و پرزیدنت جورج دبلیو بوش به نخست‌وزیر اسرائیل این امکان را داد تا برای متقاعد کردن آمریکایی‌ها به انجام این عملیات تلاش کند. او ناکام ماند. غیر از دیک چنی، معاون رئیس‌جمهوری، هیچ‌کدام از مقام‌های آمریکایی با این اقدام موافق نبودند. بوش پیشنهاد کرد تا اطلاعات در مورد رآکتور به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شود. این مسئله هشداری برای اولمرت بود. او می‌دانست که آشکار شدن اطلاعات دربارهٔ رآکتور و تکیه بر تلاش‌های بین‌المللی، سودمند نخواهد بود. اسد هرگز از این رآکتور که می‌توانست او را یک‌شبه تبدیل به قدرتی اتمی کند، چشم‌پوشی نمی‌کرد. البته بوش به اولمرت گفت که مانع اقدام او نخواهد شد. اگر اسرائیل تصمیم می‌گرفت تا به تنهایی عملیات را اجرا کند، ایالات متحده نیز از این کشور پشتیبانی می‌کرد.

روز چهارم سپتامبر ۲۰۰۷ یک روزنامه‌نگار فاکس نیوز در واشینگتن سئوالی را از نمایندهٔ موساد در سفارت اسرائیل دربارهٔ یک رآکتور سوری پرسید. این مسئله نشان داد که کل موضوع در آستانهٔ افشاشدن است و دیر یا زود این اتفاق روی خواهد داد. پس تصمیم بر آن شد که عملیات شبانه انجام شود. مأموریت شامگاه منتهی به پنجم سپتامبر اجرا شد.

طرح نظامی «خاموش» یک گزینه بود که از سوی الازار شاکدی، فرمانده نیروی هوایی اسرائیل، پیشنهاد و انتخاب شد. گزینهٔ بعدی می‌توانست تضمین تخریب کامل رآکتور باشد اما شانس سکوت رادیویی را کاهش می‌داد. شرط دوم اولمرت و اشکنازی در مورد عدم وقوع جنگ، نمی‌توانست تضمینی داشته باشد. به این دلایل، آن‌ها گزینهٔ خاموش را برگزیدند و با هشت هواپیما عملیات را طراحی کردند. ۱۷ تُن مواد منفجره در قابل بمب‌هایی با دقت بالا، بر مکان دقیق هستهٔ رآکتور فرود می‌آمد.

پس از تکمیل موفقیت‌آمیز مأموریت، اولمرت با بوش تماس گرفت. جورج بوش در آن زمان در حال بازدید از استرالیا بود. طبق گفتهٔ یک منبع امنیتی که نخواست نامش فاش شود، جملات زیر بین آن‌ها رد و بدل شد.

اولمرت پرسید: «کجا هستید؟» بوش پاسخ گفت: «سیدنی.» اولمرت پرسید: «سیدنی چطور است؟ زیباست؟» بوش که صبرش را از کف داده بود، گفت: «خب! جناب نخست‌وزیر! چه می‌خواستید به من بگویید؟»

بوش می‌دانست که اسرائیل حمله را ترتیب داده است اما آن دو نمی‌توانستند تلفنی در این باره صحبت کنند. اولمرت گفت: «آیا به یاد می‌آورید که دربارهٔ آن چیز در شمال صحبت کردیم؟» بوش گفت: «بله! به خاطر دارم.» اولمرت ادامه داد: «می‌خواستم به اطلاع شما برسانم که آن چیز دیگر وجود ندارد.» بوش پرسید: «چقدر امکان دارد که طرف مقابل واکنشی نشان دهد؟» اولمرت پاسخ داد: «ما فکر می‌کنیم که شانس چنین چیزی اندک است.» بوش بی‌درنگ گفت: «می‌خواهم بدانید که اگر هر نوع واکنشی ایجاد شد، آمریکا پشت شماست.» اولمرت از او تشکر کرد.

فردا صبح، اطلاعات جمع‌آوری‌شده نشان دادند که رآکتور از بین رفته و هیچ امکانی برای بازسازی آن وجود ندارد. چند ساعت بعد، نشانه‌هایی در مورد شانس انتقام‌جویی ظاهر شد. یالدین، رئیس اطلاعات ارتش، گفت: «من با احتیاط ارزیابی کردم که اسد به انتقام‌جویی دست نخواهد زد.»

چند روز بعد، بنیامین نتانیاهو، رئیس اپوزیسیون در کنست (مجلس اسرائیل) به استودیوی خبر کانال یک رفت و سکوت رسانه‌ای را شکست. او گفت که از عملیات آگاهی داشته و از نخست‌وزیر حمایت کرد. اولمرت با وحشت تلویزیون را نگاه می‌کرد اما ظاهراً سوری‌ها توجهی به این برنامه نکردند. سکوت و خویشتن‌داری آن‌ها ادامه داشت. اکنون، یک دهه بعد، اسرائیل آن‌چه را که تمام دنیا بدان ظنین بودند، پذیرفته است. هر چند شاید تمامی داستان هرگز گفته نشود.

بن کاسپیت، نویسنده ثابت «نبض اسرائیل» در وبسایت المانیتور است. او همچنین نویسنده و تحلیلگر برجسته‌ای در روزنامه‌های اسرائیلی است. آقای کاسپیت یک برنامه رادیویی روزانه و برنامه‌های تلویزیونی درباره سیاست در اسرائیل دارد. او با این شناسه در توییتر است: @BenCaspit

x

The website uses cookies and similar technologies to track browsing behavior for adapting the website to the user, for delivering our services, for market research, and for advertising. Detailed information, including the right to withdraw consent, can be found in our Privacy Policy. To view our Privacy Policy in full, click here. By using our site, you agree to these terms.

Accept