روحانی پس از حمله به «موسسات متخلف» تندرو در حالت دفاعی قرار گرفته‌است

p
By
Article Summary
اصلاح طلبان در اعتراضات سراسری در ایران به گوشه‌ای رانده شدند؛ واکنش‌های ایران و ترکیه؛ ایران از طریق حزب الله روابطش با حماس را بازسازی می‌کند.

حمله حسن روحانی به «موسسات متخلفی» که توسط روحانیون تندرو مدیریت می‌شوند در سخنرانی روز ۱۹ آذر در مجلس، واکنش‌هایی را به وجود آورده‌است. این واکنش‌ها از دو سو دیده می‌شوند. از یک طرف مخالفین محافظه کار سیاسی روحانی واکنش نشان می‌دهند، از طرف دیگر تظاهرات کنندگان خیابانی که از وضعیت بد اقتصاد و حکمرانی به ستوه آمده‌اند.

به گزارش نرگس باجوقلی، "تظاهراتی که روز ۲ دی در مشهد آغاز شد پاسخی بود از سوی تندروها به روحانی. این تظاهرات واکنشی بود به سخنان روحانی در مورد بودجه و همینطور تلاش‌های دیگر او برای کنترل نیروهای تندرو. بسیاری از تحلیل‌ها در مورد دلایل وقوع ناگهانی این تظاهرات به اینکه تندروها در شروع آن دست داشتند اشاره کرده‌اند. آنها قصد داشتند با راه اندازی این تظاهرات به پیشواز تظاهرات ۹ دی بروند. تظاهرات ۹ دی در سال ۸۸ توسط رهبر ایران و به مناسب سرکوب جنبش سبز راه اندازی شد. لازم به ذکر است مشهد شهر دو تن از رقبای اصلی روحانی در انتخابات ۹۶ - ابراهیم رئیسی و محمدباقر قالیباف - است. قصد اولیه این بود که جمعیت زیادی برای شرکت در تظاهرات ۹ دی جمع شوند، اما بر خلاف خواسته تندروها، پس از اینکه مردم وارد خیابان شدند شروع کردن به شعار دادن علیه رهبر و کل نظام."

این تظاهرات در شرایطی روی داد که تلویزیون‌های به ظاهر "مستقل" مرتبط با آیت الله خامنه‌ای، رهبر ایران تلاش کردند وی را فرای نارضایتی گسترده مردم از اقتصاد قرار دهد. نارضایتی که مردم علیرغم رفع تحریم‌ها پس از رسیدن به توافق هسته‌ای تجربه می‌کنند.

به گفته باجوغلی، این تهیه کنندگان تلویزیونی طرفدار خامنه‌ای "به سرعت فهمیدند که اگر اوضاع در همین جهت فعلی پیش برود آنها به زودی ممکن است دوباره روایت امور را از دست بدهند. به همین خاطر استودیوهای تلویزیونی رژیم شروع به تولید ویدئوهایی کرده‌اند که روی نارضایتی‌های اقتصادی تاکید دارند و نحوه دولت مداری روحانی را هدف قرار داده‌اند. این تولیدات جدید که زیرکانه طراحی شده‌اند قرار است انتقادی به نظر برسد ولی نهایتا، اعتقاد به ارزش‌ها و رهبری آیت الله خامنه‌ای را تبلیغ می‌کنند. آوانت تی وی تنها آخرین نمونه از راه‌هاییست که جناح بندی درونی جمهوری اسلامی و اپوزیسیون آن در رسانه‌ها خود را نشان می‌دهند."

به گزارش سعید جعفری، "با تداوم تظاهرات در شهرهای مختلف ایران، اصلاح طلبان از مردم می‌خواهند که در نشان دادن اعتراض خود، خویشتن داری کنند. این اعتراضات، که ریشه اقتصادی داشتند و سپس به موارد دیگر نیز سرایت پیدا کردند، چندان خوشایند اصلاح طلبان نبوده‌اند."

به نوشته جعفری، "این واکنش‌ها بعضی از کاربران فضای مجازی - به خصوص آنهایی که خارج از کشور زندگی می‌کردند - را تحریک کرد تا از اصلاح طلبان انتقاد کنند و آنها را افرادی فرصت طلب و قدرت طلب بدانند که تنها می‌خواهند به هر قیمتی در قدرت باقی بمانند. در صورتیکه ایدئولوژی اصلاح طلبان مخالفت با تغییر تغییر رژیم و تغییرات رادیکال است. درست همانطور که پس از انتخابات مشکوک سال ۸۸، اصلاح طلبان به دنبال سرنگون کردن رژیم نبودند و تنها خواسته‌شان بازشماری آرا بود، امروز نیز به دنبال راه‌ حل‌های فوری و ناگهانی نیستند و می‌خواهند چالش‌ها را با اصلاحات تدریجی حل کنند."

به نوشته محمدعلی شعبانی روحانی هنوز امکان این را دارد تا از این تظاهرات برای پیشبرد اصلاحات مورد نظرش بهره ببرد. او می‌نویسد، "روحانی باید به جای آنکه اجازه دهد تا تظاهرات تبدیل به ابزاری برای مخالفانش شود یا به فرصتی برای تندروها تبدیل شود، باید با رهبر همکاری و او را متقاعد کند که نیاز به هدف‌ قراردادن مراکز غیر پاسخگوی قدرت و ثروت وجود دارد. رئیس‌جمهور گامی مهم در این بازی انجام داد  و زمانی که جزئیات بودجه را منتشر کرد، در مجلس نیز دربارهٔ بازیگران خاکستری بازار تجاری سخن گفت. از دیدگاه برخی ناظران، این اقدام، به تظاهرات کنونی کمک کرد اما در دراز مدت، اگر روحانی بتواند از فرصتی که پیش رو دارد استفاده کند، می‌تواند شانس بالایی برای مقابله با منافع شخصی افرادی داشته باشد که مانع از پیشبرد اهداف او برای اصلاحات می‌شوند."

اعتراضات سراسری در ایران اما تاثیری روی طرح‌های منطقه‌ای ایران نداشته است. به نوشته علی معموری، "اعتراضات تاثیری روی وضعیت عراق نخواهند داشت و هیچ تغییری در آینده نزدیک ایجاد نخواهد کرد چرا که نفوذ ایران در عراق از مکانسیم‌های متفاوتی همچنان جریان دارد. با این وجود، آنچه در ایران اتفاق می‌افتد در بلند مدت موقعیت ایران و همسایه‌اش عراق را تحت تاثیر قرار خواهد داد. ...به این نکته نیز باید اشاره شود که تظاهرات اخیر تصویر ایران به عنوان کشوری پیشرفته، در حال رشد و قدرتمند را در چشم شیعیان عراق مخدوش کرد. این تظاهرات نشان دهنده عصبانیت و ناراحتی مردم به خاطر فقر، محرومیت و خشم از بابت دخالت ایران در منطقه که هزینه آن را مردم می‌پردازند، بود.

به نوشته مصطفی آکیول در ترکیه، "بسیاری از ترک‌ها این اعتراضات را بدون در نظر گرفتن آنچه واقعا روی داده و تنها بر اساس چارچوب ایدئولوژیک ذهنی خودشان تفسیر کردند. مانند همیشه چارچوب ایدئولوژیک حکومت و طرفدارانش یک عامل شرور را در پشت صحنه می‌بیند: یک توطئه آمریکایی- صهیونیستی برای بی ثبات کردن ایران."

او در ادامه می‌نویسد، "تحلیلگران طرفداران حکومت در تلویزیون‌های ترکیه آنقدر از تفسیر خود اطمینان داشتند که یکی از آنها حتی از روحانی به خاطر خام بودن در ندیدن توطئه انتقاد کرد."

پیش از این اعتراضات ایران تصمیم گرفته بود که از طریق حزب الله، روابطش را با حماس بازسازی کند. به نوشته علی هاشم، "از زمان شروع اعتراض‌ها در سوریه، اولویت ایران و حزب‌الله بر موضوعی قرار گرفت که آن‌ها خطر اصلی در سوریه و سپس در عراق می‌دانستند. این مسئله، کدورت با حماس را نیز به دنبال داشت زیرا موضع این گروه فلسطینی در برابر رژیم سوریه، کاملاً متضاد بود. البته تمامی حمایت‌ها از حماس و جنبش‌های متحد آن مانند جهاد اسلامی قطع نشد ولی این حمایت، تنها به شاخهٔ نظامی حماس یعنی گردان‌های عزالدین قسام، محدود شد. این گردان‌ها اندکی بعد نقشی اساسی در مصالحه میان ایران و حماس بازی کردند. شاخهٔ نظامی برای تغییر در رهبری حماس تلاش کرد و به طرف ایرانی نیز فشار آورد تا کارزار رسانه‌ای متحدانش را علیه شاخهٔ سیاسی پایان دهد."

او در ادامه می‌نویسد، "در واقع، حزب‌الله آشکارا از انتفاضه سوم در فلسطین حمایت می‌کند؛ امری که می‌تواند منجربه افزایش فشار بر اسرائیل شود و چالشی جدید برای دولت نتانیاهو بوجود آورد. اسرائیل در سال‌های اخیر با کمترین تهدیدها روبه‌رو بوده و همین امر باعث شد تا نسبت به فلسطینیان و حتی خود حزب‌الله دست بالا را، داشته باشد. اسرائیل حملاتی هوایی را در سوریه علیه اهداف مربوط به حزب‌الله انجام داد. حزب‌الله به دلیل درگیری در جنگ سوریه، امکان پاسخ‌گویی نداشت و همین امر باعث شد تا اسرائیل تعیین کننده قوانین بازی در جنگ سوریه باشد.

اکنون که جنگ در سوریه دیگر چالش اصلی محور مقاومت نیست، حزب‌الله به دنبال آن است تا دوباره به یک بازیگر اصلی در قلمرو فلسطین تبدیل شود و قوانین جدیدی برای بازی وضع کند. بنابراین حزب‌الله پس از پنج سال ایفای نقش به عنوان یک بازیگر غیر دولتی در سوریه و دفاع از جایگاه بشار اسد در این کشور و همچنین مقابله با گروه‌های رادیکال سنی در عراق و سوریه، بار دیگر اولویت مقابله با اسرائیل مجدداً به جای خود بازمی‌گردد."

او در نتیجه گیری می‌نویسد، "در این رابطه، حزب‌الله باید بر سطوح سیاسی و رسانه‌ای سرمایه‌گذاری کند تا به اهدافش نائل شود. علاوه بر این، شعارهای این گروه احتمالاً به سوی وحدت اسلامی تغییر خواهند کرد؛ شعارهایی که در چند سال گذشته با توجه به ماهیت جنگ در سوریه، تحت تأثیر فرقه‌گرایی قرار داشتند. ...اما این تمام ماجرا نیست، زیرا محور مقاومت پیش‌بینی می‌کند که پس از پایان جنگ در سوریه، اسرائیل به حزب‌الله حمله خواهد کرد. نصرالله در موقعیت‌های گوناگون از یک راهبرد جداگانه در نبرد سخن گفت است: او می‌خواهد از تمامی گروه‌هایی که کنار محور مقاومت در سوریه جنگیدند، استفاده کند. این بدین معناست که او قصد دارد تا پیکارجویان سوری‌، افغانستانی‌، عراقی‌ و پاکستانی را در چنان جنگی، در کنار لبنان داشته باشد."

Continue reading this article by registering at no cost and get unlimited access to:

  • The award-winning Middle East Lobbying - The Influence Game
  • Archived articles
  • Exclusive events
  • The Week in Review
  • Lobbying newsletter delivered weekly
x

The website uses cookies and similar technologies to track browsing behavior for adapting the website to the user, for delivering our services, for market research, and for advertising. Detailed information, including the right to withdraw consent, can be found in our Privacy Policy. To view our Privacy Policy in full, click here. By using our site, you agree to these terms.

Accept