نبض ترکیه

بحران قطر و تلاش اردوغان برای ایجاد توازن میان ایران و عربستان

p
By
Article Summary
دیپلمات‌های بازنشستهٔ ترک می‌گویند که رویکرد اردوغان در بحران قطر بیشتر از خودرأیی او سرچشمه می‌گیرد تا اصول سیاست خارجی؛ همین امر باعث شده تا فرصت ترکیه برای ایفای نقش میانجی در خاورمیانه از دست برود.

وقایع خاورمیانه از زمان آغاز بهار عربی تا کنون، آن‌گونه که رجب طیب اردوغان می‌خواست، پیش نرفته است. واکنش او به بحران قطر، یعنی شرط‌بندی بر روی دوحه به قیمت سست‌شدن پیوندها با عربستان و کشورهای خلیج، ظاهراً جدیدترین فصل از این داستان پیچیده است.

این رویداد همچنین سبب خواهد شد تا اردوغان تنش‌ها با تهران را که حامی دیگر قطر است، کاهش دهد تا با انزوا در منطقه مواجه نشود. شایان ذکر است که چند ساعت پس از آغاز بحران قطر، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران، به آنکارا سفر کرد.

همچنین گفتنی است که اردوغان در همین ماه‌های پیش به کشورهای خلیج دربارهٔ جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای ایران هشدار می‌داد. بنابراین ما شاهد یک چرخش جدید از او هستیم؛ بخشی‌ از چرخش‌هایی که به جهت وزش باد ربط دارند.

بسیاری واکنش اردوغان را مثال تازه‌ای از رویکرد سرسری و بدون‌ نظم او در سیاست خارجی می‌دانند و اشاره می‌کنند که این امر باعث شده تا آنکارا بار دیگر خارج از نظام منطقه‌ای قرار بگیرد و با گزینه‌های دشواری روبه‌رو شود. موضع او باعث شده تا کارشناسان با این پرسش مواجه شوند که به‌واقع چه چیزی سیاست خارجی ترکیه را تعیین می‌کند.

اردوغان که در زمان وقوع بهار عربی نخست وزیر بود، به همراه احمد داووداوغلو، وزیر خارجهٔ فوق‌العاده جاه‌طلبش، آرزوهای بزرگی برای ترکیه داشتند. این یک لحظهٔ تاریخی بود که می‌توانست با توجه به ارزش‌های مشترک اسلامی، ترکیه را تبدیل به بازیگر اصلی منطقه کند. ترکیه که زمانی حاکم منطقه بود، به خوبی می‌توانست نفع خود و منافع دیگر کشورها را به هم گره بزند.

اما در ملی‌گرائی عربی، قضایا به این سادگی نبودند. موضع منفی نهفتهٔ تاریخی در قبال ترکیه، عدم تمایل درونی حکومت‌های عربی منطقه نسبت به اسلام سیاسی، و از همه مهم‌تر، تفرقهٔ سنی-شیعه که همواره گسل اصلی خاورمیانه بوده، بایستی در نظر گرفته می‌شد.

وقایع نشان دادند که سنی‌بودن برای متحد کردن نیروهای سنی کافی نیست. هنگامی که عبدالفتاح السیسی، دولت اخوان المسلمین و محمد مرسی را که دوست نزدیک اردوغان بود در سال ۲۰۱۳ سرنگون کرد، شوکی به اردوغان وارد شد.

وقایع بعدی مانند وخیم‌تر شدن اوضاع در سوریه، تیرگی روابط آنکارا با غرب و حساسیت فزاینده نسبت به جاه‌طلبی‌های ایران در منطقه، در نهایت باعث شد تا اردوغان دل‌آزردگی خود را از سعودی‌ها در رابطه با کودتای مصر به کناری نهد و به سوی تقویت پیوندهای استراتژیک با ریاض برود.

او طی دیداری از ریاض در سال ۲۰۱۵، تمایل خود را برای پیوستن به ائتلاف ۳۴ کشور علیه تروریسم ابراز کرد؛ ائتلافی که بسیاری در منطقه آن را اتحاد کشورهای سنی علیه ایران می‌دانند.

اردوغان در فوریه سال جاری بار دیگر از کشورهای خلیج فارس -از جمله عربستان سعودی- دیدار کرد و در آن‌جا بود که علیه «ملی‌گرایی پارسی» هشدار داد.

در طول این مدت، قطر تنها کشوری در منطقه بود که در تمامی دیدگاه‌ها، از سوریه تا اخوان المسلمین، با ترکیه اشتراک داشت. قطر همچنین در بخشی از حرکت‌های ترکیه که مورد پسند کشورهای منطقه نبود، کنار آنکار می‌ایستاد.

قطر تبدیل به سرمایه‌گذاری بزرگ در ترکیه شد. اواخر سال ۲۰۱۴ آنکارا تصمیم گرفت تا یک پایگاه نظامی در قطر ایجاد کند؛ این امر نشانه‌ای از تحکیم پیوندهای استراتژیک ترکیه با کشورهای خلیج محسوب می‌شد.

بحران کنونی با قطر، آنکارا را غافلگیر و خللی دیگر در برنامه‌های خاورمیانه‌ای اردوغان ایجاد کرد. این بحران همچنین رئیس جمهوری ترکیه را بر سر دوراهی غامضی میان ایران و عربستان سعودی گیر انداخت.

دوراهی را البته خود او ایجاد کرد. اردوغان به جای آن‌که تصویر کل قضیه را ببیند و به حرف دیپلمات‌های بازنشسته و کارشناسان سیاست خارجی گوش کند و با حفظ بی‌طرفی میان ریاض و دوحه میانجی‌گری کند، تصمیم گرفت که صراحتاً از قطر پشتیبانی نماید.

طبق آن‌چه آمبرین زامان در مقالهٔ اخیرش در المانیتور نگاشته، «بسیاری از تئوری‌های توطئه و دشمن‌پندارانه در آنکارا نگران آنند که ترکیه به‌گونه‌ای در خط نخست آتش قرار بگیرد.»

حامیان اردوغان بر این باورند که اقدام علیه دوحه یک هشدار غیر مستقیم به آنکاراست زیرا ترکیه نیز مانند قطر حامی حماس و اخوان المسلمین است و متهم شده ـبیشتر از سوی امارات متحده عربی- که از گروه‌های رادیکال اسلام‌گرا حمایت می‌کند.

این باور که عربستان سعودی و مصر با حمایت آمریکا می‌خواهند حکومت قطر را سرنگون کنند، ترس اصلی است که در میان هواداران اردوغان -و بدون شک مشاوران او- حس می‌شود. آنان فکر می‌کنند که «ترکیهٔ اردوغان در نوبت بعدی است.»

سوها عمر، سفیر بازنشسته که یکی از مأموریت‌های او تصدی سفارت ترکیه در عمان [اردن] بود، می‌گوید که هیچ‌گونه منطقی از نظر سیاست خارجی در رویکرد اردوغان نسبت به قطر وجود ندارد.

او به المانیتور گفت: «این [سیاست خارجی] تنها بر پایهٔ نیاز یک فرد است برای این‌که از ادامهٔ حیات سیاسی و قدرت خود اطمینان یابد. در این رویکرد نباید استراتژی منسجمی را جست‌وجو کرد.»

عمر افزود که آنکارا نیاز دارد تا با توجه به تزلزل اقتصاد ترکیه، ورود «پول داغ» از قطر را حفظ کند. وی گفت که این مسئله یکی از اهداف کوتاه‌مدت پشت حمایت محکم اردوغان از دوحه است.

اونال چِویکوز، سفیر بازنشسته، به نوبهٔ خود از جانبداری ترکیه در بحران اخیر اظهار تأسف کرد و گفت که این کشور فرصت دیگری را برای تبدیل‌شدن به یک نیروی مثبت منطقه‌ای از دست داده است.

چویکوز در حریت نوشت: «ترکیه در گفت‌وگویی مبتنی بر همکاری استراتژیک با شورای همکاری خلیج وارد شده بود. مایهٔ تأسف است که دقیقاً در هنگام توسعهٔ پیوندهای چندجانبه بر مبنای اعتماد متقابل، ترکیه دیگر نمی‌تواند به دلیل بحران قطر از این موقعیت استفاده کند.»

عمر که خوشبینی کمتری دارد، گفت که ترکیه مدت‌ها پیش از بحران قطر، به دلیل اشتباههای جدی در سیاست خارجی و اشتباه‌های محاسباتی‌اش در بهار عربی، شانس تبدیل شدن به یک میانجی صادق را در منطقه از دست داده بود.

او گفت: «حتی اگر ترکیه امروز تلاش می‌کرد که این نقش را بازی کند، دیگر اعتباری برایش به جا نمانده بود. ترکیه به عنوان شریکی غیر قابل اعتماد دیده می‌شود که دیگر نفوذی در خاورمیانه ندارد.»

باید دید که آیا اردوغان می‌تواند میان در حین حمایت قوی از دوحه، بین تهران و ریاض توازنی برقرار کند یا خیر. در صدر آن، باید دید که می‌توان عدم تأثیر منفی آن را بر ترکیه تضمین کند؟

همچنین این پرسش برجاست که چه خواهد شد اگر قطر به فشار سعودی‌ها تن دهد؟ در این صورت که بسیاری احتمال آن را زیاد می‌دانند، موضع کنونی ترکیه، این کشور را در چه شرایطی قرار خواهد داد؟

بسیاری بر این باورند که اردوغان فاقد مهارت‌های دیپلماتیک برای فائق آمدن بر این معضلات است. او اکنون درگیر مسائل داخلی است تا روند انتقال قدرت را طبق رفراندوم ماه آوریل به رئیس جمهوری قدرت بالای اجرایی می‌دهد، طی کند.

افراد زیادی مانند عمر و چویکوز معتقدند که شرایط احتمالاً بهتر نخواهد شد و اوضاع ترکیه در خاورمیانه بدتر نیز می‌شود؛ مگر این‌که آنکارا یک رویکرد منسجم در سیاست خارجی اتخاذ کند که ریشه در واقعیات منطقه و جهان داشته باشد و بتواند این واقعیات را با منافع درازمدت ترکیه هماهنگ سازد.

Found in: qatari isolation, gulf states, arab spring, turkey's middle east policy, turkish foreign policy, recep tayyip erdogan, turkish-iranian relations

سمیح ایدیز، ستون نویس بخش ترکی المانیتور است. او سی سال است که موضوعات مربوط به دیپلماسی و سیاست خارجی را برای روزنامه های اصلی ترکیه پوشش می دهد. نقطه نظرات او را می توانید در بخش انگلیسی زبان روزنامه حریت دنبال کنید. مقالات او در چندین روزنامه مطرح بین المللی از جمله فاینانشیال تایمز، مجله سیاست خارجی و فصلنامه مدیترانه هم به چاپ رسیده است.

x

The website uses cookies and similar technologies to track browsing behavior for adapting the website to the user, for delivering our services, for market research, and for advertising. Detailed information, including the right to withdraw consent, can be found in our Privacy Policy. To view our Privacy Policy in full, click here. By using our site, you agree to these terms.

Accept