نبض ایران

گرانترین کالای صادراتی ایران در معرض خطر

p
By
Article Summary
آلودگی دریای خزر و صید بی رویه ماهیان خاویار در آن، نه تنها تهدیدی برای این آبزیان باارزش به شمار می رود، بلکه سلامت میلیون ها نفر از ایرانیان ساکن در امتداد این سواحل را نیز با مشکل مواجه کرده است.

دریای خزر (کاسپین یا مازندران هم نامیده می‌شود) که از جنوب به ایران و از شمال و غرب به روسیه می‌رسد، علاوه بر داشتن ذخیره‌های عظیم نفت و گاز، بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین زیست‌گاه ماهیان خاویاری در جهان نیز به شمار می‌رود؛ زیست‌گاهی که البته سال‌هاست دیگر محیطی مناسب برای این گونه‌ی قدیمی ماهیان نیست که از عصر دایناسورها در آب‌های بسته این دریاچه شنا کرده‌اند، به فسیل‌های زنده مشهورند و گوشت و خاویارشان از جمله گران‌ترین و با ارزش‌ترین غذاهای دریایی جهان است، اما زمان زیادی است که در خطر انقراض قرار دارند.

کارشناسان و فعالان محیط زیست در ایران سال‌هاست که می‌گویند با توجه به رژیم حقوقی نامشخص دریای خزر، آلودگی‌های زیست‌محیطی و صید غیرقانونی و نامناسب این گونه از ماهیان، انقراض نسل این فسیل‌های زنده در آینده‌ای نزدیک اتفاق خواهد افتاد.

"انقراض در هرجای دنیا بر اثر دو عامل صورت می‌گیرد: یکی تخریب و تهدید زیستگاه آن جانور و دیگر شکار بیش از حد. یعنی ما از یک طرف زیستگاه ماهیان خاویاری را تخریب می‌کنیم و از طرف دیگر آن‌ها را بی‌نهایت شکار می‌کنیم. در نتیجه شما فکر می‌کنید چه آینده‌ای غیر از انقراض در انتظار آن‌هاست؟"

این حرف‌ها را اسماعیل کهرم، مشاور رییس سازمان محیط زیست ایران به المانیتور می‌گوید. به گفته کهرم يكی از عوامل تهدیدکننده زیست در دریای خزر، بسته بودن این دریاچه است؛ به این معنا که به دریاهای آزاد جهان متصل نیست و در حال حاضر تنها از راه کانالی مصنوعی بین رودهای ولگا و دن، که سال 1952 توسط اتحاد جماهیر شوروی ساخته شد، به دریای سیاه راه دارد.

به عقیده کهرم این کانال، هر چند باعث تنوع موجودات زنده خزر شده، اما آلودگی‌های زیست محیطی آن را نیز افزایش داده. او می‌گوید: "آلودگی‌های زیست محیطی و حتا جانوران مهاجم از طریق این کانال و کشتی‌هایی که در آن تردد می‌کنند به دریای خزر وارد می‌شود و البته راه فراری هم نیست."

اشاره کهرم به جانوران مهاجم، به گونه غیربومی شانه‌دار (MnemiopsisLeidyi) به دریای خزر است که گفته می‌شود نخستین بار در پاییز ۱۹۹۹ از دریای سیاه و از طریق کانال ولگا- دن وارد دریای خزر در سواحل قزاقستان شدند: "آن‌ها به جان ماهی‌های کیلکا افتادند که غذای اصلی ماهیان خاویاری و فک خزری هستند."

دریای خزر که که در واقع بزرگ‌ترین پهنه آبی محصور در خشکی به شمار می‌رود، به دلیل عدم اتصال طبیعی به آب‌های آزاد جهان، گاهی در طبقه‌بندی دریاچه‌ها قرار می‌گیرد و به همین دلیل رژیم حقوقی منحصر به فرد خود را دارد. بر اساس ماده 123 کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، در صورت نبود قانون جامع بین‌المللی، توافقات کشورهای اطراف دریای بسته به عنوان قانون محسوب می‌شود.

این توافق در خزر تا پیش از فروپاشی شوروی، میان این کشور و ایران بر اساس بهره‌برداری مشترک از منابع این دریاچه دنبال می‌شد. در سال‌های پس از فروپاشی شوروی اما خزر میان ایران و چهار کشور  روسیه، قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان قرار گرفت. مساله‌ای که تعیین رژیم حقوقی مشخص برای آن را در سال‌های اخیر به ضرورت تبدیل  و منجر به برگزاری نزدیک به ۵۰ نشست کارشناسی، چهار نشست میان سران این پنج کشور ساحلی و امضای سندهای همکاری در زمینه‌های محیط زیستی و امنیتی شد. در نهایت اما هنوز توافقی جامع بر سر رژیم حقوقی این دریاچه شکل نگرفته است.

۱۸ نوامبر سال ۲۰۱۰ و در تفاهم‌نامه امضا شده در پایان سومین نشست میان سران این پنج کشور در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان، صید ماهیان خاویاری برای پنج سال ممنوع شد. این ممنوعیت ۲۹ می 2015 در  سی و پنجمین نشست کمیسیون منابع بیولوژیک آبزی دریای خزر در سن پترزبورگ برای دو سال دیگر تمدید شد و به نظر می‌رسد هم‌چنان ادامه دارد.

کهرم عقیده دارد این معاهدات میان کشورهای ساحلی قابل احترام است، اما در عمل چندان رعایت نمی‌شود. او با اشاره به زیست پنج گونه ماهی خاویاری در خزر می‌گوید که صید غیرقانونی و قاچاق این ماهیان آن‌ها را با سرعت بیشتری در خطر انقراض قرار می‌دهد: "بر اساس مقرارت بین‌المللی، این ماهی‌ها در ۹ سالگی که تخم‌های آن‌ها به خاویار تبدیل شده، قابل صید هستند و بنابراین باید از تورهای ماهیگیری که سوراخ آن برای ماهی ۹ ساله تنظیم شده، استفاده کرد. اما اگر در طول سواحل مختلف این دریا سفر کنید، کافه‌ها و رستوران‌های ساحلی را می‌بینید که گوشت این ماهی‌ها را که دو، سه یا چهار ساله هستند، سرو می‌کنند."

با کاهش ذخایر این ماهیان و ممنوعیت صید آن‌ها، از صادرات خاویار ایرانی نیز که در گذشته نه چندان دور، رقیب و حتی جایگزینی برای صادرات نفت به نظر می‌رسید، کاسته شد. برای مثال، خبرگزاری ایسنا در سال 2010 گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد صادرات خاویار ایران از ۳۸ تن در سال ۱۳۸۳(2005-2004) به ۳۴۴ کیلوگرم در ۱۰ ماه اول سال 1388 (2010) کاهش پیدا کرده.

برای حل این معضل، سازمان شیلات ایران در سال‌های گذشته اقداماتی درباره تکثیر مصنوعی و پرورش ماهیان خاویاری در آب‌های داخلی و رها‌سازی آن‌ها‌ در دریا انجام داده. این اقدامات اما به عقیده ارسلان قاسمی، رییس اتحادیه آبزیان ایران به علت فقدان "نگاه استراتژیک" ناموفق بوده است.

ژوئن سال 2015، قاسمی در گفت‌وگو با خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه ایران، با اشاره به تولید ۳ تن خاویار در سال ۹۱ (2013-2012) و سپس ۴۰۰ کیلوگرم در سال ۹۲ (2014-2013) از روند کاهش تولید این محصول انتقاد کرد: "در حال حاضر توهم این را داریم که صنعت خاویار در انحصار ایران است، در صورتی که کشورهایی مانند چین، اسپانیا، کره جنوبی، اروگوئه، مجارستان و بسیاری از کشورها به بخش تولید خاویار ورود کرده‌اند."

20 فوریه امسال نیز حسن صالحی، رییس سازمان شیلات ایران از فاصله زیاد این کشور در تولید ماهیان خاویاری با سایر کشورهای جهان خبر داد. او 29 می سال گذشته، اعلام کرده بود که در سال 94 (2016-2015)، دو تن خاویار پرورشی در ایران تولید شده که یک تن آن با ارزش ریالی یک میلیون و ۷۰۲ هزار دلار صادر شده است. تلاش‌های خبرنگار المانیتور برای گفت‌وگو با یکی از مسوولان سازمان شیلات در ایران برای دریافت آمار دقیق از صادرات خاویار، بی‌نتیجه و منوط به دریافت مجوزهای لازم شد.

آلودگی‌های زیست محیطی در خزر علاوه بر زیست آبزیان، سلامت جمعیت انسانی ۱۵ میلیونی ساکن در خط ساحلی این دریا را نیز تهدید می‌کند. کهرم می‌گوید این جمعیت و توریست‌هایی که به این سواحل می‌روند، بهتر است برای شنا چند کیلومتر از نزدیک‌ترین رودخانه‌ای که به خزر می‌ریزد، دور شوند: "چون این رودخانه‌ها، انواع  آلاینده‌ها را با خودشان می‌آورند. اگر با هواپیمای سبک در مازندران پرواز کنید، می‌بینید که قسمتی که رودخانه به دریا می‌ریزد، گلی است. در حالی که در فاصله چندکیلومتری، آبی می شود. من فکر می‌کنم ماهیان خاویاری نیز اگر عاقل باشند باید از این مناطق دوری کنند."

Found in: exports, iranian economy, caspian sea, fishing, fishing ban, fish, pollution

Zahra Alipour is an Iranian journalist based in Paris who focuses on cultural affairs. She has reported for several leading Iranian media outlets.

x

Cookies help us deliver our services. By using them you accept our use of cookies. Learn more... X