نبض اسرائیل

سه گزینه کری برای مناقشه اسرائیل با فلسطینیان

p
By
Article Summary
ایالات متحده با طرح فلسطینیان برای رجوع به سازمان ملل برای به رسمیت شناخته شدن فلسطین مخالف است. به همین دلیل آنها با دو گزینه مواجه هستند و بین آنها سرگردانند: طرح جدیدی بر اساس مذاکرات پیشین و یا مجموعهای از موضع گیریها و مذاکرات بدون ضرب العجلی مشخص

جان کری٬ وزیر امور خارجه آمریکا آخرین فرد روی زمین است که معتقدست می‌توان از لیموی مچاله لیموناد درست کرد. نام دیگر این لیموی مچاله "روند صلح" است.

او روز ۱۲ اکتبر (۲۰ مهر) در قاهره٬ در سخنانش اعلام کرد که همچنان به تلاش و ارتقای روند صلح ادامه خواهد داد. طرح او (که به گفته روزنامه اسرائیلی هاآرتز٬ در دیدار کری با نخست وزیر٬ بنیامین نتانیاهو در دیدار اخیرشان در نیویورک مطرح شده بود) ادامه گفتگوها بر اساس توافقی برای طرح مسئله مرزی مربوط به ۱۹۶۷ است. در کنار آن هدف کری این است که فلسطینیان را متقاعد کند تا از طرحشان دست بردارند. فلسطینیان قصد دارند سراغ شورای امنیت سازمان ملل بروند و حمایت نه عضو آن را بدست آورند. پس از آن به سراغ نهادهای عمومی سازمان ملل خواهند رفت و به بسیاری از این نهادها٬ از جمله٬ دادگاه جنایی بین المللی٬ خواهند پیوست و این مسئله اسرائیل را به زانو درمی‌آورد.

طرح فلسطینیان در واشنگتن محبوبیتی ندارد٬ چرا که مانند صخره‌ایست که به کشتی شکسته خاورمیانه برخورد می‌کند. این طرح می‌تواند به موج جدیدی از خشونت بین اسرائیل و فلسطینان منجر شود. چنین طرحی اسرائیل را در سینه دیوار قرار می‌دهد و واشنگتن را مجبور می‌کند یک وتوی دیگر در شورای امنیت خرج کند و این وتو عکس نظر و سیاست خودش خواهد بود. تنها دلیل این وتو این است که از دید ایالات متحده -به دلیل لابی قدرتمند اسرائیل در این کشور-  اسرائیل نباید به حال خود رها شود و یا اینکه مورد مخالفت قرار بگیرد.

در حال حاضر٬ تمام طرفداران صلح در منطقه٬ فعالین طرفدار صلح از همه طرف‌ها -واشنگتن٬ بیت المقدس٬ رام الله و ناظران بیرونی- با سه امکان دست به گریبانند. در شرایط فعلی اقدام‌های متفاوتی می‌توانند انجام شوند. در شرایط فعلی٬ اسرائیل و فلسطینان خود را در پایین‌ترین سطح روابط از زمان شروع روند صلح اسلو در سال ۱۹۹۳ می‌بینند(با مستثنی کردن تقابل خشونت‌ آمیز سال ۲۰۰۱).

گزینه اول این است که با طرح فرمول جدید برای صلح که نیازمند پذیرش توسط دو طرف -اسرائیل و فلسطینان- است٬ نقطه عطف سیاسی جدید به وجود آورد. نوشته‌ای که کری و همکارانش ماه‌ها روی آن کار کرده‌اند می‌تواند نقش چنین فرمولی را بازی کند. همچنین این فرمول می‌تواند یک "طرح اوباما" باشد که بر اساس همان کار فرمول بندی شده باشد. تلاش‌های کری طی ماه‌ها مذاکره برای شروع کوششی در راستای آنچه " اولی مرزها و امنیت" توسط نتانیاهو بدون معطلی مسدود شد.

محمود عباس٬ رئیس تشکیلات خود گردان فلسطینی نقشه را مطرح کرد که در برابر ۲۳ موردی بود که نتانیاهو خواستار توجه به آنها پیش از طرح هرگونه نقشه‌ای شده بود. تله نتانیاهو مشخص است٬ کشاندن کل این روند به درون یک تله: اگر او طرحی را که برای روند صلح مفید است معرفی کند٬ نه ائتلافی برایش باقی خواهد ماند و نه حزبی. با این وجود اگر بخواهد طرحی را معرفی کند که مورد حمایت ائتلاف و حزب خودش قرار بگیرد٬ این طرح فایده‌ای برای روند صلح نخواهد داشت و به همین دلیل نمی‌تواند خود را به عنوان طرف شرکت کننده در مذاکرات نشان دهد. به همین دلیل است که او سعی می‌کند شروطی قرار دهد و بدون داشتن هدفی مشخص٬ منتظر گذر زمان باشد.

ایده اصلی سناریوی اول این است که نتانیاهو را مجبور سازد تصمیم سرنوشت سازی بگیرد. مشابه تصمیمی که نخست وزیر پیشین آریل شارون در سال ۲۰۰۵ گرفت و حزب لیکود را ترک کرد و حزب خودش٬ کادیما٬ را افتتاح کرد. معرفی کردن این طرح یا همان فرمول آمریکایی- اروپایی (که می‌تواند حمایت کل جامعه بین‌المللی را با تبدیل به یک قطعنامه شورای امنیت که توسط همه اعضا تایید شده‌است را جلب کند) نتانیاهو را با چالشی دشوار و سرنوشت ساز روبرو می‌کند. اگر او به این طرح پاسخ مثبت بدهد٬ نیمی از اعضای ائتلاف حاضر در دولت او جدا می‌شوند و حزب نتانیاهو او را مقصر خواهند دانست. از سوی دیگر اگر او به این طرح پاسخ منفی بدهد٬ نیمه دیگر ائتلاف او (مشخصا حزبی که وزیر دارایی٬ یائیر لپید به آن تعلق دارد -یش آتید- و حزب وزیر دادگستری٬ تیپنی لیونی (حزب هاتونا)) از ائتلاف بیرون خواهند رفت و دولتش را با بحرانی ائتلافی و انتخاباتی جدید مواجه می‌کنند.

هر دو این گزینه‌ها می‌توانند با شکستن بن بستی که روند صلح درگیر آن بود٬ برای آن مفید باشند. اگر نتانیاهو چارچوب سیاسی جدید تعریف کند و با روند صلح هم راستا شود٬ بسیار اتفاق خوشایندیست. اگر او بخواهد اعلام انتخابات مجدد بکند٬ مردم اسرائیل باید بین او و شهرک نشینان در یک طرف و ایالات متحده و بقیه جهان در طرف دیگر انتخاب کنند.

سناریوی دوم این است که تلاشی برای قبولاندن یک فرمول به طرفین و قرار دادنشان در برابر عمل انجام شده نشود. باراک اوباما حاضر نیست اعتباری کمی که برایش باقی مانده را صرف مقابله با نتانیاهو کند. حتی به خاطر نجات اسرائیل از موقعیت خطرناک کنونی نیز حاضر به انجام چنین کاری نخواهد شد. حتی پس از انتخابات میان دوره‌ای کنگره در ماه نوامبر٬ اوباما تبدیل به نسخه بهتری از جان کری نخواهد شد٬ بلکه او همان مسیر پیشین خود را خواهد رفت. طرفین مذاکره تمایلی به پیگیری آن ندارند؟ باشد. به همین دلیل است که حتی اگر قطعنامه پیشنهادی فلسطینیان به شورای امنیت سازمان ملل شامل تمامی گفته‌های اوباما در طی سالیان باشد هم دولت وی این قطعنامه را وتو میکند. چنین رویکردی در کاخ سفید هم مخالفانی دارد و هم حامیانی. پس چه اتفاقی خواهد افتاد؟ تلاش خواهد شد که چند قطره دیگر آبلیمو از این لیموی خشک گرفته شود.

ایجاد روندی که نتانیاهو را با خود هم راستا کند بهتر از مواجه با یک انفجار است. روندی که نتانیاهو را همراه خود کند چه معنایی دارد؟ روندی که تلاش کند انعطاف پذیری محدود دولت او را افزایش دهد و همزمان به عباس امتیازها و پاداش‌هایی بدهد که او بتواند بپذیرد (حمایت سیاسی خارجی٬ همکاری اتحادیه عرب و غیره را داشته باشد). تمامی این‌ها به هزینه سیاسی اوباما و نتانیاهو در زمان باقیمانده‌شان انجام خواهد شد٬ نه برای رسیدن به یک توافق٬ بلکه برای جلوگیری از بدتر شدن اوضاع و سرپوش گذاشتن روی گزینه‌های آینده. گزینه‌هایی که تنها در صورت پیشرفت واقعی در مذاکرات٬ امکان تحقق خواهند داشت.

هم تشکیلات دفاعی اسرائیل و هم شخص وزیر دفاع٬ موشه یعلون فهمیده‌اند که انرژی زیادی باید صرف این مسئله شود و برای تغییر واقعی در موضع فلسطینیان باید به آنها امتیازاتی واقعی داده شود. تمامی این ژست‌ها باید در پیوند با تغییری اصیل در واگذاری مناطق فلسطینی به فلسطینیان انجام شود (به عنوان مثال٬ انتقال ۱۰ درصد از منطقه C در کرانه باختری -تحت کنترل شهری و امنیتی اسرائیل- از اسرائیل به فلسطینیان ٬ بدون تخلیه یا جابجا کردن شهرک نشینان)٬ بازگشایی بیت الشرق (مقر پیشین سازمان آزادیبخش فلسطین) و شاید اجرای ضرب العجل نسبی برای ساخت و ساز در سرزمین‌های اشغالیست.

این دو حرکت ذکر شده٬ انتقال اراضی اشغالی به فلسطینیان و توقف در ساخت و ساز در سرزمین‌های اشغالی٬ می‌تواند کار ائتلاف دولت نتانیاهو را به جاهای باریک بکشاند و افسار آنرا از دست او خارج کند اما این اقدامات برای جلت توجه فلسطینیان لازم است. بر اساس این طرح -در واقع سناریوی دوم- خانه‌ای جدید با سه بخش برای روند صلح می تواند ساخته شود: اتاق نشیمن جایی‌است که مذاکرات سر مسائل حساس و کلیدی بدون ضرب العجل انجام می‌شود (بر خلاف نظر عباس که خواهان تاریخی قطعی است برای اتمام همه چیز است)٬ یک زیر زمین جایی که همه تغییرات در زمین واقعی و در مواضع طرفین رخ می‌دهد و یک پنت هاوس٬ که در واقع شرایط منطقه‌ای عباس است که به او یک جلیقه ضد گلوله سیاسی می‌دهد و به نتانیاهو نیز مزیا و امتیازات ارتباط خوب با دولت‌های میانه روی عرب را می‌دهد تا او بتواند اعضای سرسخت ائتلافش را آرام کند -در صدر این اعضا٬  وزیر امور خارجه آویگدور لیبرمن.

اما سناریوی سومی هم وجود دارد٬ سناریویی که اساس آن این است که هیچ شانسی برای تحقق هیچکدام از این دو سناریو وجود ندارد و هر دو آنها پیچیده و ناامید کننده هستند. با این وجود بن بست گزینه بهتریست. طرفداران این گزینه معتقدند که نه توافقی حاصل خواهد شد و نه پیشرفتی روی می‌دهد. هیچ تغییری هم در شرایط مخرب کنونی حاصل نخواهد شد تا زمانیکه اسرائیل تدریجا درک این حقیقت را که چه هزینه گزافی  در صورت تداوم شرایط کنونی پرداخت خواهند کرد را آغاز کند.

طرفداران این سناریو معتقدند که مردم اسرائیل هنوز از هزینه گزافی که بابت تداوم اشغال خواهند پرداخت ناآگاه هستند. آنها هیچگاه از هزینه واقعی این اقدامات مطلع نشده‌اند. راست سیاسی در اسرائیل افسار گسیخته است و به جنون خود ادامه خواهد داد و بدون کنترل زمین‌ها را تصرف می‌کند و در آنها ساخت و ساز می‌کند. دو روند که در ماه‌های گذشته به صورت همزمان روی داده‌اند به مسیر خود ادامه خواهند داد. این امر ممکن است در یک زمان روی ندهد ولی در هر کدام از این روندها بحران بوجود خواهد آمد و این بحران ناگهانی٬ سخت و دردناک خواهد بود و هزینه آن روند را نشان خواهد داد. روند اول روند تحریم‌های بین المللی و روند دوم موج جدیدی از خشونت در سرزمین‌های اشغالی خواهند بود.

در مورد سناریوی اول٬ اسرائیل ممکن است روزی از خواب بیدار شود و با تصمیم کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری اروپا مبنی بر قطع تجارت یا تحویل کالاهای اسرائیلی روبرو شود. دوره زمانی. چنین ابرهای بد یمنی در حال حاضر نیز بر فراز اسرائیل حضور دارند. مانند تحریم واردات محصولات لبنی از آنسوی خط سبز (مرزهای ۱۹۴۹) از سوی اتحادیه اروپا. هر چند برخی قانون گذاران آمریکایی در تلاش برای خاموش کردن صداهایی هستند که از بیرون آمریکا خواستار تحریم اسرائیلند٬ اما اگر سناریوی سوم غالب شود و همه امیدشان را از دست بدهند٬ احتمالا نتیجه کار همین خواهد شد.

در مورد گزینه دوم٬ تشکیلات دفاعی اسرائیل همچنان پیام‌های آرامش بخش منتشر می‌کند. مانند اینکه هیچ نشانه‌ای از انتفاضه سوم در کار نیست و انرژی مردم فلسطینی هم در یهودیه و سامره (جاهایی که زندگی مردم نسبتا خوب است) و هم در غزه (جایی که زندگی مردم نابود شده‌است) یادآور انرژی مردم فلسطینی در سال ۲۰۰۰ نیست. با وجود این به گفته آنان٬ افزایش ممتدی در آنچه از آن به عنوان حوادث خشونت آمیز مردمی -پرتاب سنگ و بمب‌های آتشی و همچنین ناآرامی‌های روزمره در بیت المقدس شرقی و در قدس- یاد می‌شود دیده می‌شود. ما باید موضوع ذیل را در یاد داشته باشیم: انتفاضه اول شباهتی به ۲۰ سال اشغالی که تا آن تاریخ روی داده بود نبود. انتفاضه دوم هم چیزی شبیه به انتفاضه اولی نبود. به همین دلیل است که ممکن است انتفاضه سوم یادآور انتفاضه دومی نباشد و شامل ترکیبات متفاوت و میزان متفاوتی از عوامل باشد.

این‌ها سه گزینه‌ایست که در حال حاضر در آنچه از آن به عنوان "صنعت صلح" ورشکسته یاد می‌شود٬ مطرح است. جان کری در حال حاضر جایی بین گزینه اول و دوم قرار دارد. او اکنون در موقعیتی است که باید تصمیمش را بگیرد. زمانیکه او دست به کار شود٬ شاید دیگر بتوانیم به گزینه سوم فکر نکنیم.

Continue reading this article by registering at no cost and get unlimited access to:

  • The award-winning Middle East Lobbying - The Influence Game
  • Archived articles
  • Exclusive events
  • The Week in Review
  • Lobbying newsletter delivered weekly
Found in: settlements, peace process, palestine, mahmoud abbas, israel, intifada, boycott, benjamin netanyahu

بن کاسپیت، نویسنده ثابت «نبض اسرائیل» در وبسایت المانیتور است. او همچنین نویسنده و تحلیلگر برجسته‌ای در روزنامه‌های اسرائیلی است. آقای کاسپیت یک برنامه رادیویی روزانه و برنامه‌های تلویزیونی درباره سیاست در اسرائیل دارد. او با این شناسه در توییتر است: @BenCaspit

x

The website uses cookies and similar technologies to track browsing behavior for adapting the website to the user, for delivering our services, for market research, and for advertising. Detailed information, including the right to withdraw consent, can be found in our Privacy Policy. To view our Privacy Policy in full, click here. By using our site, you agree to these terms.

Accept