لبنان در آستانه یک تحول

p
By
Article Summary
در زیر سایه جنگ سوریه به نظر می رسد که لبنان در شرف کشف یک قرارداد اجتماعی تازه است.

 

به نظر می رسد که لبنان در آستانه یک تحول بزرگ اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته به نحوی که قطب بندی های سیاسی موجود را که زیر لوای جنبش ۸ مارس (ائتلاف نیروهائی که در سال ۲۰۰۵ به حمایت از نقش سوریه در لبنان اعلام موجودیت کرد) و جنبش ۱۴ مارس (ائتلاف نیرو هائی که در ۱۴ مارس ۲۰۰۵ در واکنش به ائتلاف  ۸ مارس و در ضدیت با دخالت سوریه در لبنان تشکیل گردید) شکل گرفته، برای همیشه از میان ببرد.

طبق توافقی که صورت گرفته قرار است که کرسی های دولتی، یعنی پست های وزارتی، بطور مساوی بین گروه های مختلف تقسیم شود به این ترتیب که ائتلاف دو جنبش ۸ مارس و ۱۴ مارس هر یک هشت کرسی و گروه های مستقل نیز ۸ کرسی را تصاحب کنند.

پس از ماهها تاخیر، تایید این مطلب از سوی کابینه تمام سلام نخست وزیر لبنان در روز ۲۰ مارس، و نیز توافق وزراء بر روی یک بیانیه مشترک در این ارتباط، نشانه آن است که حکومتداری به عنوان یک هدف مشترک بر اختلافات ایدئولوژیک فایق آمده است.

گام بعدی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است. دوره ریاست جمهوری میشل عون در ۲۵ ماه مه (حدود یک ماه دیگر) به پایان می رسد.

اما حتی قبل از اینکه این تغییرات سیاسی در سطوح بالا در لبنان شکل بگیرد یک انگیزه عمومی در لبنان پدید آمده که مردم را به یک اتحاد ملی، به جای تفرقه و جدائی فرا می خواند. 

وضعیت خطرناکی که بر اثر جنگ در سوریه برای امنیت لبنان بوجود آمده می تواند عامل پدید آمدن این روند باشد.

جمعیت عظیم پناهندگان سوری به لبنان، طبق آمار سازمان ملل، که اینک مرز یک میلیون نفر را پشت سر گذاشته است (و این تنها شامل پناهندگانی است که بطور رسمی ثبت نام کرده اند)، در کشوری که جمعا ۴/۴ میلیون جمعیت دارد باعث گردیده که چشم بسیاری از لبنانی ها به این حقیقت باز شود که این وضعیت تا چه حد به لحاظ هزینه های اجتماعی و اقتصادی ای که بر لبنان وارد می کند و نیز تهدیدی که متوجه امنیت اقتصادی لبنان کرده، غیر قابل ادامه است.

به علاوه، عملیات گسترده نیرو های ارتشی لبنان در تریپولی (برای سرکوب گروه های تروریستی و افراطی) همه طرف های سیاسی را متوجه این امر کرده که اختلافات سیاسی موجود می تواند بار دیگر آتش جنگ داخلی را در آن کشور شعله ور کند در حالی که مردم لبنان دیگر حاضر به پرداخت هزینه برای بازی های سیاسی فرقه ای نیستند.

بنا به نوشته ژان عزیز، در حالی که قدرت های منطقه ای مانند ایران و عربستان در لبنان سهم عمده ای در قدرت دارند، قرائن نشان می دهد که آن ها نیز به این درک رسیده اند که باید برای حکومتداری در لبنان به اجماع برسند.

در یک مصاحبه مهم با السفیر (ترجمه شده توسط المانیتور)، حسن نصرالله دبیر کل سازمان حزب الله، علائمی از خود بروز داد مبنی بر اینکه حتی برای وی روند سیاسی در لبنان از تفرقه گرائی به توافق بر روی مسائل ملی در حال تغییر است.

در این مصاحبه نصرلله گفت: "ما به برپائی یک دولت پرقدرت، قابل، و عدالتخواه بطور جدی متعهدیم. ما (حزب الله) به هیچ وجه خود را جایگزینی برای دولت نمی دانیم. در مورد جنبش مقاومت، جنگجویان ما به محض اینکه دولتی قابل و پر قدرت که بتواند از لبنان دفاع کند شکل بگیرد به مدارس، مساجد، و دانشگاهها باز خواهند گشت".

ممکن است که نصرالله از موضع یک ملی گرا فقط حرف زده باشد اما واقعیت این است که خستگی عمومی از سیاست، حتی در مورد حامیان حزب الله، نصرلله و دیگر رهبران لبنان را وادار کرده که گفتمان ملی گرایانه و متمایل به خط میانه را در پیش بگیرند.  

جدا از مسئله امنیت، چنانکه سامی نادر می نویسد، اقتصاد لبنان نیز نیاز فوری به اصلاحات اساسی دارد. رشد اقتصادی با فرقه گرائی و ایدئولوژی حاصل نمی شود. این امر به اجماع و عملگرائی نیاز دارد.

آنچه که ما اینک به عنوان ائتلاف ۸ مارس و ۱۴ مارس می شناسیم رفته رفته حمایت توده مردم، اعم از طبقه متوسط و زحمتکش را از دست می دهند. مردم از اینکه بدون در نظر گرفتن آن ها، گروه های سیاسی درون این ائتلاف ها با یکدیگر سازش می کنند و یا اتحاد خود را بر هم می زنند، و یا یکباره یک گروه از یک ائتلاف به ائتلاف جناح مقابل وارد می شود، سخت سرخورده شده اند ضمن اینکه وضعیت اقتصادی هم روز به روز در حال خرابتر شدن است.

مرزبندی های سیاسی و مذهبی حاصل از گروه گرائی و فرقه گرائی رفته رفته در حال رنگ باختن اند. شکل گیری ناگهانی یک ائتلاف، بین دو گروه از دو اردوگاه متخاصم، مردم را به این نتیجه رسانده که بهتر است شعار های سیاسی را به کناری گذاشته و یک زمینه میانه را بین خود دست و پا کنند.

شواهد نشان می دهد که شهروندان لبنان مصمم اند دست به یک انقلاب زده و بر خرابه های اقتصادی و اجتماعی ای که مدت مدیدی است گریبان آن ها را گرفته یک قرارداد اجتماعی جدید را بر پا کنند که بنیان آن به جای اولویت های فرقه ای منافع ملی همه لبنانی ها باشد.

اگر این روند به سر انجام برسد، این انقلاب اجتماعی، لبنان را از بهار عربی که در کشور های دیگر شکل گرفت متمایز خواهد کرد چرا که جنبش در حال تکوین لبنان ماهیتی غیر مذهبی و حتی غیر سیاسی به خود گرفته است.

در واقع لبنان ممکن است برای خود یک مصونیت کامل در برابر ویروس تفرقه گرائی ایجاد کند چرا که قطبی شدن سیاست در لبنان تنها ره آوردش شعار و امید های از دست رفته بوده است. مردم لبنان احساس می کنند که در سایه برنامه ها و هدف های گروه های سیاسی برای کسب قدرت و منافع درمانده و بدون قدرت به حال خود رها شده اند.

اینکه لبنان بتواند به این قرارداد اجتماعی جدید دست پیدا کند جای شگفتی نیست. لبنان توانست از درون ۱۵ سال جنگ بی امان خانگی، که قدرت های منطقه ای نیز در آن نقش داشتند، خود را بیرون کشیده و توان خود را در بازیابی خویش در صحنه بین المللی به نمایش بگذارد. لبنانی ها می توانند از درس های بزرگی استفاده کنند. شکست ها و امید های از دست رفته در خیزش مردم مصر و سوریه به آنان نشان می دهد که چگونه به آسانی می توان توسط عوامل منطقه ای و ایدئولوژیک شکار شد. این تجربیات به آنان اجازه خواهد داد که با درک توانائی های خود، به جای افتادن در دام وعده های توخالیِ آنچه که از آن به عنوان بهار عربی یاد می شود، با درک توانائی های خود طرحی نو برای حکومتداری در اندازند. 

Continue reading this article by registering at no cost and get unlimited access to:

  • The award-winning Middle East Lobbying - The Influence Game
  • Archived articles
  • Exclusive events
  • The Week in Review
  • Lobbying newsletter delivered weekly
Found in: tammam salam, syria, saudi arabia, michel suleiman, lebanon, iran, hassan nasrallah, arab spring
x

The website uses cookies and similar technologies to track browsing behavior for adapting the website to the user, for delivering our services, for market research, and for advertising. Detailed information, including the right to withdraw consent, can be found in our Privacy Policy. To view our Privacy Policy in full, click here. By using our site, you agree to these terms.

Accept