IRAN PULSE

Read in English

نبض ایران


 

چرا جنگ ایران و عراق هنوزمیدان مینی است برای هنرمندان

Author: Zahra Alipour

دومین جنگ طولانی قرن بیستم، 22 سپتامبر 1980 با حمله نیروهای عراقی به رهبری صدام حسین به ایران آغاز شد. هشت سال بعد، این جنگ با قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت که آیت‌الله خمینی، رهبر وقت ایران، پذیرش  آن را به "نوشیدن جام زهر" تعبیر کرد، به پایان رسید. در ایران به این جنگ که بیش از ۲۰۰ هزار ایرانی در جریان آن کشته شد، "جنگ تحمیلی" یا "دفاع مقدس" می‌گویند.

SummaryPrint با گذشت حدود ۳۰ سال از جنگ ایران و عراق، به تصویر کشیدن این واقعه برای هنرمندان و نویسندگان ایرانی هنوز شبیه به عبور کردن از میدان مین است.
Author

"دفاع مقدس" در سال‌های جنگ و پس از آن، به اصطلاحی رسمی و حکومتی تبدیل شد که به تعریف و ترسیم جنگ و آثار فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن بر جامعه ایران پرداخت و ژانر "دفاع مقدس" را وارد سینما و ادبیات کرد.
 

در کنار آثار هنری "دفاع مقدس" – اغلب با رویکرد ایدئولوژیک، مذهبی و تبلیغاتی در تقدیس جنگ و قهرمان‌سازی-، آثار دیگری نیز از سوی هنرمندان جریان غیررسمی، درباره جنگ و علیه آن تولید شد؛ آثاری که جنگ را به مثابه پدیدهای تلخ و ویران‌گر در جبهه‌ها، شهر و جامعه ترسیم می‌کرد. برخی از این آثار هرچند در ایران به ماندگارترین آثار هنری تبدیل شدند، اما به دلیل روایت‌های متفاوت و عبور از خط قرمزهای "دفاع مقس"، در مرحله دریافت مجوز، تولید و انتشار از حمایت جریان رسمی بی نصیب ماندند.
 

حالا و با گذشت نزدیک به ۳۰ سال از پایان این جنگ، به نظر می‌رسد بازنمایی آن در ادبیات و سینمای ایران، همچنان موضوعی حساس و چالش‌برانگیز است. علی خامنه‌ای، رهبر ایران، ماه گذشته در دیدار با عده‌ای از رزمندگان جنگ ایران و عراق، با تاکید بر لزوم زنده نگهداشتن "ارزش‌های دفاع مقدس" گفت: "کسانی که شعر و فیلم ضدجنگ می‌سازند، مثل کسانی هستند که نفت یک کشور را استخراج کنند و در دریا بریزند."

در آغاز جنگ ایران و عراق، نزدیک به دو سال از انقلاب 1979 در ایران می‌گذشت. در آن زمان برخی از چهره‌های فرهنگی و هنری نزدیک به جریان انقلاب در "حوزه هنری"، وابسته به "سازمان تبلیغات اسلامی"، مشغول فعالیت بودند. با شروع جنگ، آن‌ها که اغلب تجربه حضور در جنگ را نیز داشتند، تصمیم به انتشار آثار ادبی مربوط به آن در قالب گزارش، خاطره، داستان، مستند و فیلم گرفتند. آثاری تک بعدی – با نگاه مقدس‌مآبانه به جنگ و قهرمان‌های آن- که هدف اصلی‌شان تهییج رزمندگان در جبهه‌ها و ترغیب جوان‌ها به حضور در جنگ بود. در کنار این جریان، چهره‌های ادبی و هنری مستقل نیز که اغلب به مناطق جنگی رفته بودند، تلاش کردند تا ابعاد مختلف و متفاوت جنگ را در آثارشان ترسیم کنند.

به عقیده محمدحسن شهسواری، نویسنده و منتقد ادبی در ایران، "زمین سوخته"، نوشته احمد محمود، مهمترین و نخستین رمان جنگ ایران و عراق و موفق‌ترین اثر ادبی تولید شده درباره این جنگ است. او در گفت‌وگو با المانیتور می‌گوید: "نویسنده‌های حوزه هنری و آن‌هایی که گرایش‌های مذهبی داشتند، بعد از محمود شروع به نوشتن داستان‌های "دفاع مقدس" کردند. اسماعیل فصیح نیز که چهره‌ای انقلابی یا مذهبی نبود، رمان مهم "زمستان ۶۲" را نوشت که در سال 1986 منتشر شد. محمود و فصیح با اینکه هر دو، مدیریت جمهوری اسلامی را در جنگ زیر سوال می‌برند، ولی رزمندگان و مساله "دفاع" را به هیچ عنوان به پرسش نمی‌کشند. نویسنده‌های مذهبی نیز طرفدار جنگ نبودند. در واقع هیچ‌کدام از این دو جریان، برای مثال ادبیات میلیتاریستی دوران هیتلر و طرفدار جنگ را نداشتند."

"زمین سوخته" حاصل تجربه شخصی محمود از حضور در منطقه‌های درگیر جنگ بود که در سال 1982 منتشر شد. روایتی از سه ماه نخست جنگ؛ حمله دشمن، بمباران شهرها و مرگ مردم، تشکیل گروه‌های مقاومت، کمبود اسلحه و مهمات، ازدحام آد‌م‌ها در ایستگاه‌های راه‌آهن و جاده‌ها برای گریز از شهرهای جنگ‌زده و…

پس از انتشار "زمین سوخته"، محمود از یکسو از طرف روشنفکران به دلیل جنگ‌طلبی و از سوی دیگر از طرف جریان حکومتی به دلیل ضد جنگ بودن رمان‌اش مورد انتقاد قرار گرفت. کتاب، همان سال، دو بار و در ۳۳هزار نسخه منتشر شد. پس از آن اما توقیف شد و تا پایان جنگ اجازه انتشار پیدا نکرد.

سال 1998، علی خامنه‌ای در دیدار با نویسندگان "حوزه هنری" این کتاب را به عنوان نمونه‌ای از ادبیات ضد جنگ مثال زد: "در همین کشور خودمان، ادبیات ضدجنگ هم از طرف آدم‌های ناباب در این جا پا گرفت. چرا باید این طور باشد؟ گاهی می‌شود که در خاستگاه ادبیات جنگ که محصول طبیعی‎اش ادبیات مقاومت است، کسانی می‌آیند از روی غرض ادبیات ضدجنگ را باب می‌کنند. مثل همین کتاب زمین سوخته."

جنگ ایران و عراق در سینمای ایران نیز رویکردی مشابه داشت و قهرمان‌سازی اصل مشترک فیلم‌های مرتبط با آن بود. این قهرمان‌سازی، به عقیده یک منتقد فیلم در ایران، هرچند به تهییج مخاطب به حضور در جبهه‌های جنگ منجر می‌شد، اما "جنگ‌طلبانه" نبود. او به المانیتور گفت: "ما در ایران سینمای جنگ نداریم، بلکه سینمای دفاع مقدس داریم. در این "دفاع مقدس" ماهیت ضد جنگ وجود دارد. چون ما کشوری بودیم که مورد حمله قرار گرفتیم. حتا مبتذل‌ترین فیلم‌های این ژانر با رویکرد صنعتی و تجاری، ماهیت ضد جنگ دارند. اما این ضد جنگ همان ضد جنگ از دیدگاه حقوق بشر نیست. این ضد جنگ در ماهیت "دفاع مقدس" تعریف می‌شود."

از شاخص‌ترین آثار سینمای جنگ ایران و عراق، "باشو، غریبه کوچک"، ساخته بهرام بیضایی است. فیلمی که سال ۱۳۶۴ تولید شد، اما به دلیل نگاه انتقادی‌اش به جنگ تا سال ۱۳۶۹ اجازه اکران پیدا نکرد. در این فیلم بیضایی زندگی پسری به نام "باشو" را روایت می‌کند که جنگ، خانه و خانواده‌اش را در جنوب ایران از بین برده و خودش حالا در شهرهای شمالی آواره است. یک منتقد فیلم در ایران می‌گوید: "حتا فیلم‌ساز روشنفکری مانند بیضایی، در ترسیم آسیب‌های جنگ، از شخصیت‌های فیلم‌اش قهرمان‌سازی می‌کند. او این قهرمان‌سازی را در بستر دفاع و مقاومت به تصویر می‌کشد و نه در بستر جنگ."

از اواسط دهه 90 میلادی و با روی کار آمدن دولت اصلاحات، پرداخت مضامین جنگی در ادبیات و سینمای ایران با رویکردی متفاوت همراه شد. حالا فیلم‌ها و کتاب‌هایی درباره این جنگ خلق می‌شود که شخصیت‌های آن‌ها، به "اجبار" -مصادف شدن با دوره خدمت سربازی- به جنگ رفته‌اند و هم‌جنس‌گرایی، مصرف مواد مخدر، ترس از مرگ، فرار از  جنگ و ... را در جبهه‌ها تجربه کرده‌اند. موضوعاتی که خط قرمزهای "هنر دفاع مقدس" به شمار می‌آید و البته در اغلب موارد با ممیزی یا توقیف مواجه می‌شود.

به عقیده شهسواری در این سال‌ها، اغلب آثار ماندگار ادبی و هنری جنگ، آثار هنرمندان مستقل از جریان رسمی بوده، که البته با عقیده دفاع مقدس "همدلی" داشتند: "شخصیت‌هایی که گرایش‌های مذهبی دارند و به جبهه رفته‌اند، اما می‌خواهند نگاه تک بعدی به جنگ را زیر سوال ببرند که در نتیجه به ضد جنگ بودن متهم می‌شوند و مورد حمایت قرار نمی‌گیرند. آن‌ها بیشترین ضربه را از انحصاری شدن بازنمایی و روایت جنگ ایران و عراق متحمل شدند."

Read More: http://www.al-monitor.com/pulse/originals/2017/04/iran-iraq-war-cultural-cinema-depictions-controversy.html

Zahra Alipour
همکار,  نبض ایران

Zahra Alipour is an Iranian journalist based in Paris who focuses on cultural affairs. She has reported for several leading Iranian media outlets.

Original Al-Monitor Translations

Read in English

ترجمه با گوگل

More from  نبض ایران

©2017 Al-Monitor. All rights reserved.

Get Al-Monitor delivered to your Inbox

Cookies help us deliver our services. By using them you accept our use of cookies. Learn more... X

سهم بردن