پوتین با «پروژه جایگزین» در لیبی تلافی می‌کند

p
By
Article Summary
چرا پوتین از هیفتر حمایت می‌کند؛ معمای سنجار بارزانی؛ سیاست گم شده اسرائیل در غزه؛ شورای همکاری خلیج فارس به سمت حاشیه‌های سوریه حرکت می‌کند.

روسیه از فرصت‌‌هایی که در لیبی دارد استفاده می‌کند.

واسلی کوزنتسوف در گزارشی تحول در رویکرد روسیه به خاورمیانه را در رابطه با "عمل گرایی آشکار" و همینطور تعریف کردن خودش "به عنوان پروژه‌ای جایگزین و نه به عنوان بخشی از غرب...بر اساس تجربه تاریخی روسیه" شرح می‌دهد.

به نوشته کوزنتسوف، این پروژه جایگزین به آنجایی رسیده که روسیه از ژنرال خلیفه هیفتر در لیبی حمایت می‌کند. با حمایت کردن از هیفتر، مسکو به دنبال آن است که روابطش با قاهره را از درک متقابل به اتحادی مستحکم تبدیل کند."علیرغم محدودیت‌های هیفتر، سایر گروه‌های نظامی در لیبی "غیر قابل اتکا و ضعیف" هستند. کوزنتسوف معتقد است با این وجود، "این بدان معنی نیست که روسیه می‌خواهد سایر گروه‌های مسلح حاضر در لیبی را نادیده بگیرد. به خاطر فقدان نهادهای مستحکم و نظامی زدگی افراطی در جامعه، ایجاد یک سیستم سازگار با شرایط، نیازمند اجماعی گسترده است. با توجه به تجربه سوریه و رویکرد عمومی مسکو، می‌تواند فرض کرد که مسکو به دنبال راه حلی منطقه‌ایست که مصر، تونس و الجزایر نقش‌های اساسی در آن بازی کنند."

علاوه بر این ممکن است دخالت پوتین در لیبی جنبه تلافی جویانه نیز داشته باشد. از زمانیکه اعتراضات مردمی در سال ۲۰۱۱ حسنی مبارک، رئیس جمهور سابق این کشور را سرنگون کرد روابط ایالات متحده و مصر دگرگون شد و اینکه روسیه به قطعنامه شماره ۱۹۷۳ شورای امنیت که حمله هوایی آمریکا به لیبی و سرنگونی معمر قذافی را ممکن ساخت، رای ممتنع داد هنوز برای بسیاری آزار دهنده است. به گفته کوزنتسوف، " سیاست‌های مبتنی بر ایدئولوژی غرب و بی میلی‌اش در پذیرفتن ناکامل بودن جهان است که دلیل آزردگی قابل توجه مسکو است."

 

آیا بارزانی با ایزدی‌ها مشکلی دارد؟

به نوشته فهیم تاستکین، در چرخشی از وضعیتی که در دهه گذشته حاکم بود، مسعود بارزانی رئیس اقلیم خودمختار کردستان عراق در ترکیه "به عنوان رهبری خوشنام شناخته می‌شود و پرچم کردستان در کنار پرچم ترکیه به اهتزاز در می‌آید. در آخرین دیدار بارزانی از ترکیه در ۲۷ فوریه، منوی رسمی پذیرش در آنکارا به زبان کردی چاپ شده بود."

تاستکین در ادامه می‌نویسد، "در حالیکه ترکیه به روابط خصمانه‌اش با کردها در داخل و خارج کشور ادامه می‌دهد، روابط با بارزانی بر اساس منافع اقتصادی مانند نفت و طرح ترکیه برای استفاده از کردها علیه کردها بنا شده‌است."

به اعتقاد او انتظارات ترکیه از بارزانی و حزب دموکرات کردستان (KPD) فقط تفرقه انداختن بین کردها نیست. خواسته دیگر ترکیه از آنها ایجاد دودستگی در بین ایزدی‌هاست.

به نوشته تاستکین، "مدتی است که بارزانی نقش نیرویی برای مقابله با حزب حاکم در روژاوا، حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) و شاخه نظامی‌اش یگان‌های مدافع خلق (YPG) را بازی می‌کند. بارزانی این کار را از طریق شورای ملی کردهای سوریه (KNC) که طرفدار بارزانی است و همچنین پیشمرگه‌های روژاوا (با نام رسمی نظام فدرال دموکراتیک شمال سوریه) انجام می‌دهد. در عراق ترکیه از بارزانی توقع دارد حزب کارگران کردستان (PKK) را از سنجار بیرون براند. ترکیه بیم ایران را دارد که PKK سنجار را تبدیل به پایگاهی برای عملیاتش بکند و از آنجا راه ارتباطی بهتری بین عراق و سوریه ایجاد کند. پس از دیدار بارزانی از ترکیه، کردهای سوریه که توسط حزب بارزانی، حزب دموکرات کردستان (KPD) سازماندهی شده‌اند و پیشمرگه‌های روژاوا نام دارند، در روز دوم مارس به سنجار اعزام شدند. واحدهای مقاومت سنجار (YBS) که از ایزدی‌ها تشکیل شده‌است و توسط PKK تعلیم داده شده، به آنها اجازه ورود نداد. درگیری رخ داد و هر دو طرف تلفاتی داشتند."

به عقیده تاستکین ترکیه ممکن است تمایل داشته باشد پایگاه‌های آموزشی‌اش را گسترش دهد و در منطقه دخالت کند. به نوشته او، "اظهارنظرهای مککر رهبران ترکیه مبنی بر اینکه اجازه نخواهد داد تا سنجار تبدیل به قندیل دوم شود، معمولا نشانه تایید نقش ترکیه دانسته می‌شوند. کوهستان قندیل مقر اصلی حزب کارگران کردستان است. به گفته منابع دیپلماتیک رده بالا که با رسانه‌های ترکیه گفتگو کرده‌اند، ترکیه به همکاری‌اش با اربیل (پایتخت اقلیم کردستان عراق) برای مقابله با حضور PKK در سنجار و مخمور در عراق ادامه می‌دهد و وقتی زمانش فرا برسد مداخله خواهد کرد. وقتی عملیات موصل به نتیجه برسد، نیروهای پیشمرگه قادر خواهند بود که رزمندگانشان را به سنجار و مخمور بازگردانند. اگر حکومت ترکیه به کمک آنها نیاز داشته باشد، در اطراف کرکوک و برخی دیگر از مناطق شمالی، پایگاه‌های تعلیمات نظامی راه اندازی خواهد کرد."

منافع و مداخلات ترکیه باعث تعمیق شکاف‌های نظامی و سیاسی در عراق می‌شود. "ایالات متحده و روسیه از جنگیدن کردها با هم خشنود نخواهند شد، دستکم تا زمانیکه خطر دولت اسلامی وجود دارد. آتش بس در سنجار توسط ایالات متحده ترتیب داده شده بود. حکومت عراق از اینکه کردها قصد این را دارند که مناطق مورد مناقشه بیشتری را بگیرند، ناخشنود است و به همین دلیل از واحدهای مقاومت سنجار دفاع می‌کند. بغداد که سال گذشته حقوق نیروهای ایزدی را قطع کرده بود، به خاطر مخالفت ترکیه پرداخت دستمزد به آنها را از سر گرفت. ترکیه نمی‌خواهد که ایزدی‌ها به طور کامل وابسته به PKK باشند."

 

ایفای نقش روسیه در غزه؟

به نوشته بن کاسپیت، بر اساس گزارشی که توسط حساب‌رس دولت اسرائیل در روز ۲۸ فوریه درباره عملیات لبه محافظ (حمله سال ۲۰۱۴ اسرائیل به غزه) منتشر شد، این کشور هنوز سیاستی مشخص درباره غزه ندارد. "نتانیاهو هنوز نیاز دارد که سیاستی در مورد چگونگی برخورد با غزه و حماس تدوین کند. او هنوز تصمیم نگرفته که آیا می‌خواهد حماس در بلند مدت حاکم غزه باقی بماند یا خیر. هیچ تلاش جدی از طرف اسرائیل برای بهبود شرایط زندگی در نوار غزه دیده نمی‌شود. بله حرف‌های زیادی گفته شده‌است. از جمله آنها سخنان آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه که گفته اگر حماس به احداث تونل و اقدامات تروریستی علیه اسرائیل خاتمه دهد، این کشور با احداث بندر در غزه و رفع تدریجی محاصره موافقت خواهد کرد و حتی شاید اجازه دهد ساکنین غزه برای کار به اسرائیل بیایند. اما اقدامات بسیار کمی صورت گرفته‌است."

علاوه بر این در بررسی اضطراری بودن وضعیت در غزه، آکیوا الدار این پرسش را مطرح می‌کند که آیا روابط روسیه با حماس می‌تواند نتایج مثبتی در نوار غزه داشته باشد یا نه. "در جلسه روز ۵ مارس کابینه، بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که در گفتگوهایش با ولادمیر پوتین در مسکو در روز ۹ مارس خواستار این خواهد شد که هر گونه توافقی درباره پایان جنگ داخلی در سوریه ملاحظات امنیتی اسرائیل در مرزهای شمالی‌اش را در نظر بگیرد. چرا نباید از روابط خوب روسیه با حماس استفاده کرد تا منافع امنیتی اسرائیل در مرزهای جنوبی‌اش را هم بهبود بخشید؟ کمتر از دو هفته پیش دولت پوتین میزبان نمایندگان حماس و فتح بود که برای گفتگوهای آشتی با هم دیدار می‌کردند. احتمالا پوتین خوشحال خواهد شد که روبان افتتاح بندر جدید در غزه را او ببرد."

 

عقب نشینی دولت‌های حوزه خلیج در سوریه

مونی علمی می‌نویسد، "موضع متخاصم ایران در برابر عقب نشینی عربستان سعودی در سوریه به نگاه بازیگران مختلف و اولویت‌های منطقه‌ایشان مرتبط می‌شود. ..برای عربستان سعودی و کشورهای حوزه خلیج، یمن یک خطر استراتژیک محسوب می‌شود." این امر به ضرر گروه‌های مخالف سوری در مذاکرات ترتیب داده شده توسط سازمان ملل و روسیه خواهد بود.

علاوه بر این علمی توضیح می‌دهد، "ضرر دیگری که به اپوزیسیون تغییر در توازن قوا است: دولت‌های حوزه خلیج تسخیر حلب توسط رژیم را ضرری بازگشت ناپذیر به مخالفان می دانند. تغییر در رویکرد سرسختانه ضد اسد ترکیه، حداقل در ظاهر، نشان دهنده چالشی مضاعف برای دولت‌های حوزه خلیج است. ترکیه و روسیه در ماه آگوست در آنکارا به توافقی رسیدند که رویکردی مبتنی بر پذیرش دولت سوریه را نشان می‌داد: مسکو به ترکیه برای ورود به شمال سوریه تحت عنوان عملیات سپر فرات چراغ سبز داد. این عملیات تنها پایگاه‌های دولت اسلام را هدف قرار نداد بلکه علاوه بر آن خسارت‌های زیادی به برنامه کردها برای متحد کردن سه کانتون حسکه، کوبانی و آفرین وارد کرد. برنامه‌ای که می‌توانست راه کردها برای رسیدن به استقلال را هموار کند. بدون حمایت کامل آنکارا کشورهای حوزه خلیج نمی‌توانند پشتیبانی نظامی از شورشیان را افزایش دهند چرا که مرز ترکیه تنها راه ارسال کمک در شمال سوریه است."

او در ادامه می‌نویسد، "این رویدادهای تقریبا همزمان، باعث انزوا و تضعیف بیشتر اپوزیسیون سوریه شده‌است. تغییرات در ترکیب جمعیتی که با بیرون راندن شورشیان از مناطقه دمشق و حلب به مناطق شمالی روی داد تنها فشاری مضاعف به اپوزیسون شکننده سوریه بود. در بین بسیاری از گروه‌های اپوزیسیون، اختلافات و درگیری‌های داخلی افزایش یافته است. مانند گروه احرار الشام که پس از ظهور گروه‌های جدید به نام هیئت تحریر شام و به فرمان جبهه فتح شام دچار چنین درگیری‌هایی شد. رهبر نظامی گروه، ابومحمد الجولانی از جبهه فتح شام در ماه فوریه مشارکت اپوزیسوین در مذاکرات ژنو را محکوم کرد و خواستار آغاز سری جدیدی از حملات شد."

Found in: gcc, vladimir putin, sinjar, operation protective edge, gaza strip, massoud barzani, khalifa hifter
x