روسیه/خاورمیانه

ایران یک برگ برای بازی آمریکا و روسیه نیست

p
By
Article Summary
حتی اگر ایالات متحده قصد داشته باشد تا روسیه را با اعطای منافعی، از ایران دور کند، تهران و مسکو آن‌قدر منافع مشترک دارند که روابط‌شان دستخوش تغییر نشود.

اخیراً زمزمه‌های بسیاری دربارهٔ تلاش دونالد ترامپ برای فاصله انداختن میان مسکو و تهران، شنیده می‌شود؛ اما به نظر می‌رسد که اینها نظراتی ناپخته‌اند.

والاستریت ژورنال ماه گذشته به «سیاست‌گذاری مقام‌های ارشد دولت [آمریکا] به همراه مقام‌های عرب و اروپایی» دربارهٔ سوریه و داعش اشاره کرد و نوشت که ترامپ به دنبال شراکت با روسیه و به‌طور هم‌زمان، فشار بر ایران، به‌ویژه در مورد مسائل هسته‌ای است.

توسعهٔ یک سیستم دفاع موشکی، به طور طبیعی بخشی از دکترین نظامی ایران بوده است. با این حال، به نظر می‌رسد که انتخاب زمان آزمایش موشک بالستیک از سوی ایران، بی‌دلیل نبود. این آزمایش موشکی دو روز بعد از آن انجام شد که در روز ۲۷ فوریه، ترامپ محدودیت‌های سفر بر شهروندان ایران و شش کشور دیگر عمدتاً مسلمان اعمال کرد. مع‌الوصف، حتی آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نیز احتمالاً انتظار نداشت که ترامپ این‌قدر سریع و صریح واکنش نشان دهد و با «هشدار» به ایران در روز یکم فوریه، تحریم‌های جدید را اعمال کند و وعده دهد که فشار را بر رژیم ایران بیشتر خواهد کرد.

در ایران تظاهراتی شکل گرفت و با سالروز انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن هم‌زمان شد. برخی مردم در تهران و سایر شهرهای ایران به خیابان رفتند تا علیه دیدگاه ترامپ در قبال ایران، اعتراض کنند؛ علیه یک رویکرد خصمانه که نشانی از تلاش‌های آتی برای ایجاد سد در برابر سیاست‌های ایران تلقی شده است. رسانه‌های داخلی به این مخالفت‌ها پوششی حداکثری دادند. در زمینهٔ رسانه، گروه‌های محافظه‌کار که نگران نتایج توافق اتمی سال ۲۰۱۵ بودند، توفیقی بیش از انتظارشان کسب کردند.

تهران احتمالاً با آزمایش موشک بالستیک خود، قصد داشت تا هم واکنش دولت جدید آمریکا را بسنجد و هم ناتوانی ترامپ را در جلوگیری از چنین آزمایش‌هایی به نمایش بگذارد. آزمایش مذکور را می‌توان نوعی هشدار ایران به جهان دانست که سیاست‌هایش با زمانی که باراک اوباما در کاخ سفید بود، فرقی نکرده است.

چنین محرکی می‌تواند در پس بی‌پروایی اخیر ایران نهفته باشد. تهران به سادگی دکترین‌های کنونی خود را پیش می‌گیرد و برخی از اولویت‌هایش با دیدگاه کنونی مسکو در مورد مسائل جهانی، هم‌راستا شده‌اند. بنابراین، خام‌اندیشی است اگر نتیجه بگیریم که ایالات متحده نوآرایی پرابهام دیگری -مثلاً کاهش تحریم‌های آمریکا- را به روسیه پیشنهاد می‌کند و مسکو نیز تهران را در قبال آن فراموش خواهد کرد.

یک تئوری رایج دیگر، این است که روسیه بسیار به ایران و همکاری استراتژیک با این کشور نیازمند است؛ این فرضیه نیز ثابت‌نشده باقی مانده است.

دو فرضیهٔ دیگر وجود دارند که مخالف یکدیگر هستند و به طور مشابهی غیرواقعی به نظر می‌رسند. یکی را مایکل لدین، نویسنده و تاریخ‌نگار نئوکانسرواتیو ارائه کرده و می‌گوید که واشینگتن باید رژیم تهران را هدف بگیرد تا دستی بالاتر در چانه‌زنی با مسکو داشته باشد. دومین تئوری از جانب مارک کاتز، متخصص روابط بین‌الملل طرح شده و می‌گوید که اگر آمریکا با همین شدت و حدت جلو رود، پوتین به هراس خواهد افتاد که ترامپ ممکن است در نوبت بعدی سراغ او بیاید؛ و این امر پوتین را بیشتر به سمت تهران سوق خواهد داد.

روابط مسکو و تهران در جریان جنگ داخلی سوریه، نمایشگر قدرت همکاری آنان در زمینهٔ مسائل امنیتی و استراتژی نظامی بود. با این حال، پندار آرزومندانه‌ای است اگر بخواهیم شراکت آن‌ها را کاملاً استراتژیک تصور کنیم.

تهران به تنهایی در جهت حفظ یکی از اولویت‌هایش یعنی حفظ و توانمندسازی «محور مقاومت» بسیار متکی به خود بوده است؛ رژیم بشار اسد در سوریه و گروه حزب الله لبنان در این محور نقشی کلیدی دارند.

مسکو نیز به نوبهٔ خود اولویت‌هایی دارد و اهمیت چندانی برای حزب‌الله در خارج از این اولویت‌ها - از جمله همکاری با اسرائیل- قائل نیست. واگرایی اولویت‌ها میان تهران و مسکو، از همکاری موفقیت‌آمیز در مورد اهداف مشترک در میان‌مدت جلوگیری نمی‌کند. از جمله این اولویت‌ها، مبارزه با فعالیت‌های تروریستی و افراطی‌گری و پخش‌شدن تروریست‌ها در آسیای میانه و قفقاز است. یکی دیگر از حساس‌ترین مسائل برای هر دو طرف، حفاظت حوزه‌های منافع استراتژیک‌شان از نفوذ خارجی (بخوانید آمریکا) است.

شراکت مسکو-تهران، نقاط ضربه‌پذیر خاص خود را نیز دارد. می‌توان دید که حتی در همکاری نظامی،  طرفین با دقت پیش می‌روند. اکنون دیگر اظهاراتی مانند آن‌چه در مورد استفادهٔ روسیه از پایگاه هوایی شهید نوژه در همدان در ماه آگست گذشته روی داد، به گوش نمی‌رسد. به جای آن دیده می‌شود که علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، کلامش را در این باره سیاستمدارانه‌تر انتخاب می‌کند و حسین دهقان، وزیر دفاع، از احتمال اعطای مجوز به جنگنده‌های روسیه برای عبور از حریم هوایی ایران سخن می‌گوید.

همچنین، سفر دیمیتری روگوزین، معاون نخست وزیر روسیه به تهران در ماه فوریه لغو شد و گفته می‌شود که دلیل لغو آن، افشای موضوع مذاکرات توسط ایران بود که روس‌ها می‌خواستند در مواردی چون بحران روسیه، محرمانه بماند. در بهترین حالت، می‌توان گفت که یک اشتباه در ارتباط فی‌مابین صورت گرفته و در حالت بد، ممکن است نشانه‌ای باشد بر این‌که حفظ قوانین ارتباط فی‌مابین همواره در اولویت نیست.

گفتنی است که رسانه‌های ایران کماکان در مورد آیندهٔ روابط روسیه-ایران در زمان ترامپ سکوت اختیار کرده‌اند. به نظر می‌رسد که این موضوع بسیار حساس‌تر و مهم‌تر از آن است که با پیش‌بینی‌های غیرمعتبر زودهنگام درگیر شود؛ به‌ویژه اگر قواعد جهت‌گیری دولت حسن روحانی را که طرفدار غرب خوانده می‌شود، زیر پا بگذارد. به‌علاوه، باور عمومی در میان ایرانیان این است که برای سیستم سیاسی آمریکا کمی‌ زمان‌بر است تا بخواهند به ترامپ نشان دهند که -علی‌رغم طرح‌های بلندپروازانه‌اش- چگونه سیاست خارجی شکل می‌گیرد و اجرا می‌شود.

تندروها، مانند یحیی رحیم صفوی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نسبت به آسیبهایی که ممکن است از همکاری آمریکا و روسیه در سوریه به ایران وارد شود، هشدار داده‌اند. با این حال، در ماه نوامبر و پس از انتخاب ترامپ، حسن بهشتیپور، تحلیل‌گر ایرانی، دورنمایی معنادار و مثبت از آیندهٔ روابط ایران و روسیه ارائه کرد. بهشتی‌پور بر این باور است که همکاری روسیه و آمریکا، دست‌کم در ارتباط با داعش، می‌تواند باعث تحکیم موقعیت ایران در خاورمیانه شود.

آن‌گونه که بهشتی‌پور به‌درستی یادآوری می‌کند، ایران تنها جزء از پازل پیچیده‌ای است که آمریکا و روسیه به دنبال سر هم کردن آن هستند. در واقع، به نظر می‌رسد که «ترفند»های اخیر ترامپ -مانند اظهار این‌که کریمه باید به اوکراین بازگردد؛ یا اظهارات جیمز متیس، وزیر دفاع، مبنی بر مذاکره با روسیه «از موضع قدرت»- به دل‌خوشی اولیهٔ کرملین خدشه وارد کرده است.

تهران و مسکو روابط خود را بر مبنای فرضیهٔ انتزاعی «برادری» پایه‌ریزی نکرده‌اند، بلکه مبنای روابط آن‌ها، اهداف میان مدت و بلند مدت‌شان است. به همین دلیل ایران را نباید یک برگهٔ بازی در دست روسیه و آمریکا در دولت ترامپ فرض کرد. این حقیقت دارد که برخی دانشگاهیان و سیاستمداران در ایران، هنوز نسبت به روسیه بسیار بی‌اعتماد هستند و باور دارند که این کشور در قبال معاملات بهتر با آمریکا، به ایران پشت خواهد کرد؛ امری که سابق بر این بارها اتفاق افتاده است.

بنابراین، روس‌ها با توجه به انتظارها در مسکو برای معاملات احتمالی با آمریکا، برای ایران «ارجحیت چشم‌بسته‌»ای قائل نیستند. بلکه به جای آن، واقع‌گرایی شسته و رفته‌ای وجود دارد که روسیه را به اولویت‌های خود و پی‌گیری آن‌ها، وابسته و متعهد می‌کند. 

Found in: us-russian relations, russian support for iran, ali shamkhani, hossein dehghan, donald trump, hassan rouhani, iranian foreign policy, iranian-russian relations

Julia Sveshnikova is a research fellow at the Expert Institute of the National Research University's Higher School of Economics and a consultant at the Center for Political Studies of Russia. She obtained her master’s degree in Islamic studies from the International Islamic University Malaysia.

x